معرفی کارکردهای باغ مشارکتی و نقش آن در پایداری محیط شهری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه مهندسی فضای سبز، دانشگاه سید جمال‌الدین اسدآبادی، اسدآباد، همدان، ایران *(مسئول مکاتبات).

2 عضو هیات علمی گروه مهندسی طراحی محیط زیست، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

چکیده

توسعه شهری و شهرنشینی با چالش‌های جدی مواجه است. دسـت‌یابی به پـایـداری در ایـن محیط با توجه به تنوع گروه‌های ذینفع بسیار دشوار است. در این میان حرکتی کوچک اما اثر گذار رخ داده است که طی زمان تکامل یافته و در عین تعارضات موجود در محیط شهری، بازتابی از ابعاد توسعه پایدار به شمار می‌آیند. باغ‌های مشارکتی به عنوان حرکتی درون‌زا، خرد و محدود نقش و عملکردی بسیار متنوع در مقیاس‌های مختلف دارد. به همین دلیل نیز می‌تواند در روند توسعه پایداری شهری به ایفای نقش بپردازد. در این مقاله برای تحلیل اجمالی ادبیات موضوعی، مبتنی بر روشی سیستمی و متأثر از چرخه حیات، اقدام به بررسی ماهیت، نقش و کارکردهای باغ‌های مشارکتی کرده است. بررسی نشان می‌دهد این باغ‌های مبتنی بر جامعه محلی و از کارکرد چندگانـه برخوردارند که بازتـابی از راهبـرد برد- برد هستند. لذا می‌توانند به عنوان گامی کوچک و موثر درپایداری شهری به ایفای نقش بپردازند. باغ‌های مشارکتی ابزاری ارزان قیمت اما بسیار کارآ در اختیار مدیران‌شهری است که می‌تواند با ارایه کارکردهای چندگانه خود نقشی تعیین کننده در افزایش کیفیت زندگی‌شهری ایفا کند. باغ‌های مشارکتی در هفت هدف، از هشت هدف پروژه هزاره سازمان ملل می‌تواند صورت فعالی به ایفای نقش می‌پردازد. باغ‌های مشارکتی مصداق بارزی ازحرکت‌های کوچک برای رسیدن به تغییرات بزرگ مبتنی بر حداقل امکانات است که در تئوری آشوب برآن تاکید ورزیده می‌شود.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 


 

 

فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 40، بهار 96

 

معرفی کارکردهای باغ مشارکتی و نقش آن در پایداری  محیط شهری

 

سجاد شمشیری[1]*

Sajjadshamshiri@ut.ac.ir

 حسن دارابی[2]

 

 

چکیده

توسعه شهری و شهرنشینی با چالش‌های جدی مواجه است. دسـت‌یابی به پـایـداری در ایـن محیط با توجه به تنوع گروه‌های ذینفع بسیار دشوار است. در این میان حرکتی کوچک اما اثر گذار رخ داده است که طی زمان تکامل یافته و در عین تعارضات موجود در محیط شهری، بازتابی از ابعاد توسعه پایدار به شمار می‌آیند. باغ‌های مشارکتی به عنوان حرکتی درون‌زا، خرد و محدود نقش و عملکردی بسیار متنوع در مقیاس‌های مختلف دارد. به همین دلیل نیز می‌تواند در روند توسعه پایداری شهری به ایفای نقش بپردازد. در این مقاله برای تحلیل اجمالی ادبیات موضوعی، مبتنی بر روشی سیستمی و متأثر از چرخه حیات، اقدام به بررسی ماهیت، نقش و کارکردهای باغ‌های مشارکتی کرده است. بررسی نشان می‌دهد این باغ‌های مبتنی بر جامعه محلی و از کارکرد چندگانـه برخوردارند که بازتـابی از راهبـرد برد- برد هستند. لذا می‌توانند به عنوان گامی کوچک و موثر درپایداری شهری به ایفای نقش بپردازند. باغ‌های مشارکتی ابزاری ارزان قیمت اما بسیار کارآ در اختیار مدیران‌شهری است که می‌تواند با ارایه کارکردهای چندگانه خود نقشی تعیین کننده در افزایش کیفیت زندگی‌شهری ایفا کند. باغ‌های مشارکتی در هفت هدف، از هشت هدف پروژه هزاره سازمان ملل می‌تواند صورت فعالی به ایفای نقش می‌پردازد. باغ‌های مشارکتی مصداق بارزی ازحرکت‌های کوچک برای رسیدن به تغییرات بزرگ مبتنی بر حداقل امکانات است که در تئوری آشوب برآن تاکید ورزیده می‌شود.

 

کلمات کلیدی: باغ‌های مشارکتی، مشارکت، کشاورزی شهری، جامعه محلی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

طی سـه دهه گـذشتـه برنامـه‌ریـزی شـهری و منطقه‌ای از چند مرحله گذر کرده است. این مراحل از غلبه طرح‌های جامع با وزن‌دهی به راه‌حل‌های برنامه‌ریزی و انتخـاب بهترین گزینه با حداکثر منافع، تا برنامه‌ریزی ارتباطی و مشارکتی بر مبنای اقدامات مشارکتی مبتنـی بر مشورت و تعامل دو طرفه، تا سبک متاخرسیاست واقعی که مبتنی بر تجربه و موضوعات مادی است به عنوان بنیانی برای برنامه‌ریزی را در بر می‌گیرد. اما همه این رویکردها به دنبال کاهش تضادها و یکپارچگی انسان و محیط بوده است(1). در این میان بحث توسعه پایدار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌گردد. مهم‌ترین چالش این بحث علمی کردن توسعه پایدار در عمل و با مشارکت جامعه محلی است. درک درست از توسعه پایدار منوط به درک و تشخیص دو رویکرد بوم محوری و انسان محوری است. در رویکرد اول تأکید بر اثرات مخرب انسان بر محیط و بهره‌برداری از آن درچارچوب بهره‌برداری مفید و کارآ درعین توجه به محدویت منابع طبیعی است. در حالی که رویکرد دوم بر روابط انسانی تاکید می‌ورزد و به طور عام به سوی پایداری اجتماعی گرایش دارد. این بحث ضمن تمرکز بر نیازهای انسانی و کیفیت زندگی به موضوعات محیط‌زیست‌ نیز توجه لازم را دارد. در حالی که نگرش انسانی مبتنی بر موضوعات نرم است نگرش اول بر موضوعات سخت(توسعه اقتصادی) تمرکز کرده است. هر دو رویکرد تاکید بر چند بعدی بودن توسعه پایدار دارند. از سوی دیگر توسعه‌پایدار در مقیاس جهانی و محلی نیز مطرح است. شیوه دست‌یابی به این توسعه مبتنی رویکردهای متفاوتی امکان پذیراست و در این زمینه بحث‌های زیادی ارایه شده است(2).

در بطن بحران‌های جهانی حرکت به سمت پایداری مستلزم تغییر در تفکر و تغییر در پارادایم‌های فکری است. برای دست‌یابی به تغییرات قابل توجه و پایداری مستحکم به همه سرمایه‌های شهری نیاز است. در حقیقیت سرمایه‌های طبیعی شامل نظام‌های پشتیبان حیات، دارایی‌های طبیعی و فیزیکی؛ سرمایه‌های انسـانی شامل آمـوزش، بهداشت و رفاه؛ سرمایه‌های سیاسی شامل توانمندی شهروندان و اجتماعات محلی در کنترل آینده خود؛ سرمایه‌های مصنوع شامل محیط مصنوع و منابع مالی می‌باشد که باید مورد محافظت قرار گرفته و به نسل‌های آتی انتقال یابد(3).

تجربه عملی نشان داده که در مقیاس محلی حفاظت از سرمایه‌های موجود در جامعه شهری بسیار دشوار است. باوجود تحولات بسیاری که در عرصه برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای رخ‌داده است اما الگـوی اجرایـی که قابلیـت ارایه همه ابعاد را در عمل داشته باشد بسیار دشوار است. اما با این همه درعرصه‌های شهری این واقعیت رخ داده است در حالی که نظام‌های برنامه‌ریزی چشم خود را برآن بسته‌اند. باغ‌های‌مشارکتی از جمله نادری‌ترین رخدادهای است که در بستر شهری از کارکردهای چندگانه برخوردار است. این باغ‌ها با ریشه‌های درون‌زا و عمدتاً متکی به حرکت‌های مردمی از بطن جامعه به ویژه در محلات فقیر و محروم آغاز شده است و به تمام معنای بازتابی از توسعه پایدار شهری است. این حرکت اگرچه اقدامی محلی است اما از کارکردهای جهانی برخوردار است و عملاً واکنشی به چالش‌های جهانی در مقیاس خرد است. این واکنش را می‌توان از تامین امنیت غذای، مقابله معضلات ناشی از گرم شدن کره زمین و جذب دی‌اکسیدکربن تا ارایه سرویس‌های اکولوژیکی از یک سو و از دیگر سو فراهم کننده بستر تعامل فرهنگی در مقابل برخورد‌های فرهنگی است. این حرکت اجتماعی، محیط‌‌زیستی ایجادکننده شبکه اجتماعی است که بازتولید کننده سرمایه اجتماعی و پیوستگی اجتماعی در شهرهای بزرگ است. باغ‌های مشارکتی هویت بخش به محله و ساکنین در عرصه دهکده جهانی است. از لحاظ کارکرد اقتصادی ضمن تامین امنیت غذایی، فراهم کننده بستری برای مهارت‌آموزی، کار گروهی و اشتغال و کارآفرینی است. در عرصه رفاه، تامین کننده سلامت جامعه است. به جرات می‌توان ادعا کرد که باغ‌های مشارکتی سمبل تمام نمای توسعه‌پایدار در عرصه‌های شهری است. ادعایی که این مختصر به دنبال اثبات آن است.

1-1-       روش بررسی

روش تحلیل کیفی نظامند، به منظور بررسی ادبیات موضوعی در طیف گستـرده‌ای از مطالعـات مورد استفـاده قرار می‌گیرد. با بکارگیری این روش امکان جستجو، بازتولید و طبقه‌بندی داده‌ها به وجود می‌آید(4). در این تحقیق نیز از این روش استفاده شده است. براین اساس ابتدا اقدام به ماخذشناسی باغ‌های مشارکتی شد. در گام دوم به منظور محدود کردن داده مقالات مربوطه، براساس داده‌های ارایه شده در آن‌ها و روش‌های بررسی‌شان طبقه‌بندی شدند و سپس با استفاده از روش تحلیل محتوا به بررسی این مقالات پرداخت شد. درنهایت موضوعات اصلی و کلیدی مبتنی بر اهداف تحقیق، طبقه‌بندی و نتایج آن در مقاله ارایه گردید.

در بررسی مقالات دو گروه از مطالب را می‌توان در زمینه باغ‌های مشارکتی بازیافت. بخش عمده از مقالات مرتبط با انجمن و گروه‌های اسـت که در ارتبـاط با باغ‌هـای مشـارکتی به‌ صورت عملی فعالیت دارند. این بخش حجم انبوهی از مقالات را به خود اختصاص می‌دهد. اما بخش دوم مقالات به کارهای علمی و آکادمیک باز می‌گردد که مبتنی بر روش‌شناسی خاص به بررسی باغ‌های مشارکتی پرداخته‌اند. در مطالعات انجام شده حداکثر تلاش به عمل آمده است تا از گروه دوم مقالات استفاده شود. این به معنای بی‌اعتنایی به مقالات گروه اول نیست اما مقالات عملی در درجه دوم اهمیت قرار گرفتند.

مقالات علمی از سال 2000 به بعد به شدت در حالی فزونی است و در این ارتباط مباحث بسیار متنوعی را شامل می‌شود. به منظور مقوله‌بندی این مقالات تلاش شده ابتدا مقیاس محلی و سپس مقیاس جهانی مد نظر قرار گیرد و مرحله بعد کارکردهای اصلی این باغ‌ها مورد توجه قرار گرفت. سپس مقالات بررسی و مطالب استخراج و دسته بندی شده ارایه گردید. در ارایه مطالب تلاش شده است تا از ایده چرخه حیات بهره گرفته شودکه در آن موضوع مورد بررسی از ابتدای حیات تا پایان مورد توجه قرار گرفتـه و از ابعـاد مختـلف موضـوع مورد بررسی قرار می‌گیرد(5).

 براین مبنا ابتدا تاریخچه، تعریف باغ‌های مشارکتی ارایه شده و در ادامه به کارکردهای آن پرداخته شده است. در نهایت موانع و سیستم‌های اجرایی و رویکردهای حاکم براین باغ‌ها ارایه شده است.

1-2-      نقش مشارکت در شهر پایدار

اصول اولیه و اساسی در ایجاد شهر سبز، مساله پایداری است؛ درواقع، پایداری وسیله‌ای است که ازطریق آن، می‌توان اکوسیستم‌ها را از خطر نابودی حفظ کرد. برای داشتن شهرپایدار می‌توان، از اصولی پیروی کرد که اکوسیستم‌های طبیعی به وسیـله آن خود را حفظ می‌کنند. این‌ اصول عبارت‌اند از: جلوگیری از اتلاف منابع به‌کمک بازیافت، استفاده از انرژی خورشیدی، کنترل جمعیت و جلوگیری از مصرف بی‌رویة منابع. ازجمله چیزهایی که ممکن است در تحقق شهر سبز موثر باشد، می‌توان به پایداری اکولوژیک، عدالت اجتماعی و بالابردن سطح کیفیت زندگی افراد جامعه اشاره نمود(6).

پروژه‌های سبزسازی شهر، زندگی شهری را لذت‌بخش‌تر می‌سازد و انگیزه‌های بیشتری برای جوامع و شیوة زندگی پایدار پیشنهاد می‌کند. به عنوان یکی از این پروژه‌ها می‌توان از باغ‌مشارکتی نام برد، که هدف آن افزون‌بر آموزش محیط‌زیست، گامی به سوی شهر پایدار است. شهرهای پایدار باید ازطریق مصرف محافظه‌کارانـه منابـع طبیعـی، امکان لذت‌بـردن از سبک زندگی ساکنان خود را فراهم سازند. باغ مشارکتی با تولید مواد اولیه غذایی باعث کاهش میزان سفرهای درون شهری و به تبع آن کاهش وابستگی به حمل و نقل درون‌شهری می‌شوند(7).

کاربرد بسیار متنوع و گوناگون مشارکت، باعث ایجاد ابهام در معنا و مفهوم آن شده است. به‌همین دلیل، تعاریف بسیار متنوعی از مشارکت ارایه کرده‌اند(8، 9، 10، 11).

 مراجع مختلف علمی و اجرایی، برحسب نوع نگرش خود، تعاریفی از آن ارایه داده‌اند. گروهی که مشارکت را همچون هدف تلقی می‌کنند، آن را مجموعه‌ای از روش‌ها، فرایندها، نگرش‌ها و فعالیت‌هایی اطلاق می‌کنند که منجر به افزایش توانایی‌های مردم می‌شود و آن‌ها را در کنترل عوامل تاثیرگذار بر محیط‌زندگی یاری می‌کند. مشارکت به عنوان مجموعه روش‌ها و فرآیندها، نگرش‌ها و فعالیت‌هایی اتلاق می‌شود که منجر به افزایش توانایی‌های مردم شده و در کنترل عوامل تأثیر گذار بر محیط زندگی؛ آن‌ها را یاری می‌کند (12).

می‌توان به روشنی دریافت که تحقق مشارکت مستلزم فراهم آمدن برخی پیش‌نیازهاست که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: 1- زمینة مشارکت از قبل باید فراهم باشد؛ 2- فواید احتمالی آن باید بر هزینه‌های آن فزونی داشته باشد؛ 3- موضوع مورد مشارکت باید مشخص و مورد علاقة افراد باشد؛ 4- شرکت‌کنندگان باید از توانایی‌های لازم در سطح حداقل برخوردار بوده تا در مشارکت کارساز باشند؛ 5- مشارکت‌جویان باید قادر به توانایی برقراری ارتباط متقابل و تبادل اندیشه باشند؛ 6- مشارکت هنگامی معنا پیدا می‌کند که افراد امکان انتخاب و آزادی عمل را داشته باشند (13). از آنجا که تمرکز بحث بر روی مشارکت در باغ مشارکتی است مفاهیم و عناوین باید متناسب با این‌گونه مشارکت‌ها آموزش داده شوند.

1-3-      باغ مشارکتیچیست؟

تعریف باغ‌های مشارکتی[3] متاثر از هداف و عملکرد این باغ‌ها است. اگرچه در سال‌های آغازین این باغ‌ها صرفاً هدف تولید غذا و اقتصادی داشتند اما در سال‌های اخیر کارکردهای اجتماعی- محیط‌زیستی آن‌ها بیشتر جلوه‌گر شده است. بر همین اساس نیز انجمن باغ‌های مشارکتی(ACGA)[4] ، آن را به شرح زیر تعریف می‌کند: بخشی از زمین است که به وسیله گروهی از مردم در شهر، حاشیه شهر و یا روستا با پیکره‌بندی مرکب از کرت‌های بزرگ عمومی تا کرت‌های انفرادی تبدیل به باغ شده و در اماکن مختلفی مانند مدرسه، کلیسا، واحد همسایگی یا بیمارستان، بین ساختمان‌های آپارتمانی، طول ریل‌های راه آهن و ماننـد آن به پرورش سبـزیجات و گـل‌ها اختصـاص یافته و در کنار آن فرصت‌هایی برای تعاملات اجتماعی سازنده و تفریح فراهم می‌سازد(14). باغ‌های مشارکتی را می‌توان به عنوان فضای بازشناخت که گیاهان و غذا و در بستری خاص پروش داده می‌شود و راه رسمی سنتی برای پیوند با خاک و محیط طبیعی فراهم می‌سازد(15).

باغ‌های مشـارکتی را می‌توان به شرح زیر نیز تعریف کرد: اقدامی ابتکاری، سازمان یافته و بینادین است که بخشی از زمین را برای تولید غذا، گل یا هر دوی آن‌ها در محیطی شهری با هدف استفاده فردی یا جمعی اعضا مورد استفاده قرار می‌دهد(16، 17).

باغ‌های مشارکتی ارایه‌کننده استراتژی‌های خوداتکایی برای کسب غذا و سلامت به شمار می‌آیند. این باغات فراهم کننده شرایط زیست‌پذیر و قابل اطمینانی چون فضا، دسترسی به خاک، آب، بذر و ابزار هستند که به گروهی از اعضای اجتماع اختصاص می‌یابد(16). جامعه ممکن است باغ را برای حفظ گونه‌های بومی، آموزش‌های محیط‌زیستی و اهداف زیباسازی محله، بدون قصد تولید محصولات غذایی احداث کند. در برخی جوامع بسیار فعال سیاسی، ممکن است از باغ مشارکتی هم‌چون محلی برای نشست‌ها، شبکه‌های اجتماعی و سازمان‌دهی آن‌ها استفاده کنند. عبارت باغ مشارکتی را می‌توان برای انواع باغ‌ها بکار برد؛ هر چند که برخی مردم به باغ‌های مشارکتی، به‌طور خاص‌تری، همچون یک قطعة گیاهی (فضای سبز) همگانی می‌نگرند(18).

دست‌آوردهای باغ مشارکتی برای مردم محله از نظر انجمن باغ مشارکتی امریکا  به شرح زیر می‌باشد:

بهبود کیفیت‌ زندگی اعضـای بـاغ ‌مشـارکتی؛ بهبـود روابط همسایگی و برانگیختن برهم‌کنش اجتماعی و ایجاد پیوند فرهنگی؛ بالا بردن میزان اعتماد به نفس؛ زیباسازی محیط همسایگی؛ فراهم نمودن مواد غذایی؛ کاهش هزینه‌های غذایی خانوار؛ حفظ منابع طبیعی و ایجاد فضای سبز؛ محیاسازی فرصت‌هایی برای تفریح، تمرین، درمانی و آموزشی؛ کاهش میزان جرم و جنایت؛ درآمدزایی و توسعه اقتصادی؛ کاهش درجه حرارت شهری (18). تصاویر  شماره  1 تا 6 مشارکت مردم محله در طراحی و ساخت باغ مشارکتی را نشان می‌دهند. محوطه بین افراد تقسیم می‌شود و نقشه باغ (شکل3) به صورت باغچه‌های هم‌شکل و اندازه در آمده و مدیریت هر باغچه به یک نفر یا یک گروه از دوستان اختصاص می یابد.


 

شکل1-  تصاویری از حضور مردم محله دریمز، در نزدیکی میلواکی(20)


 

شکل 2- سایت پلان حاصل از مشارکت مردم در طراحی باغ مشارکتی لینکولن واقع در مونتانا(21)

 

شکل 3- مراحل آماده سازی بستر کشت در باغ مشارکتی لینکولن توسط اعضا(مردم محلی) (21)

 

شکل4- مراحل کاشت تا برداشت گیاهان در باغ مشارکتی لینکولن توسط اعضا (21)

 

1-4-      تاریخچه باغ مشارکتی

 

شروع فعالیت باغ‌های مشارکتی در کشورهای مختلف متفاوت است اما معمولاً ریشه در شرایط اجتماعی و اقتصادی دارد. در بریتانیا در ابتدای قرن 19 به دلیل مهاجرت به شهرهای بزرگ مانند لندن و حرکت حصار کشی اراضی توام با سنت سهمیه بندی باعث شد تا در راستای تامین غذای فقرا، قطعه زمینی به افراد واگذار شد تا به کشاورزی در آن‌ها بپردازند در مقابل نیز اجاره به مالکین زمین می‌پرداختند(22).

تاریخ باغ‌های مشارکتی به دلیل گسترش چشمگیر آن‌ها در امریکا، به این کشور باز می‌گردد. شکل گیری اولین باغات در ایالات متحده متاثر فقر و بیکاری طی بحران‌های دهه 1890 بود. طی نیمه اول قرن بیستم نیاز به غذا در میان فقرای شهری منجر به توسعه باغ‌ها شد. رکود همراه با سهمیه‌ بندی غذا در طی دو جنگ جهانی مسوولین محلی را اقناع کرد که مجوزهای لازم برای تولید غذا در زمین‌های تحت مالکیت را به شهروندان خود اعطا کنند. نام باغ‌های مشارکت بازتابی بود از شرایطی که منجر به این حرکت شده بود. در طول جنگ اول جهانی از آن‌ها به عنوان باغ‌های آزادی، در دوران رکود بزرگ به عنوان باغ‌های نجات بخش و طی جنگ دوم جهانی به عنوان باغ‌های پیروزی یاد می‌شد(23). باغ‌های‌مشارکتی طی دهه 1940 ثابت باقی ماند. طی این دوره حدود 40 درصد از سبزی تازه مصرف شده در تقریبا بیست میلیون باغ کشت شد. در این باغات، حدود نه تا ده میلیون تن سبزی و میوه تولید شد. این باغات نه تنها فقرای شهری را تغذیه می‌کرد بلکه در فعالیت‌های مرتبط با جنگ نیز مشارکت داشت. با بهبود اقتصادی پس از جنگ، باغ‌های پیروزی به فراموشی سپرده شد. در 1960 و 1970 باغ‌های مشارکتی به عرصه شهری بازگشتند. این توسعه اگر چه در ابتدا واکنشی در مقابل نیاز به غذا و درآمد بود اما با گذشت زمان، بازگشت آن‌ها نه تامین غذایی، بلکه به ماهیت فعالیت‌های اجتماعی باز می‌گشت(23). در سال‌های بعد از دهه 1970 اندک اندک این حرکت در سایر کشورها گسترش یافت.

در سال 1977 اولین باغ رسمی در ملبورن (نانودینگ) به دلایلی هم‌چون: تولید غذا، درآمدزایی، ایجاد اشتغال، بهبود محیط ایجاد شد(24). در ایالت باهیا در شمال شرقی برزیل یک تعاونی مصرف اراضی بلااستفاده یک مجتمع شیمیایی را به باغ‌های مشارکتی برای تولید سبزی با هدف تامین غذای محلی و کمک به درآمد افراد از طریق فروش مازاد تولید، تبدیل کرد. در کنیا طی یک فصل 5/25 میلیون کیلوگرم از محصولات به ارزش 4 میلیون دلار در باغ‌های مشارکتی کشت شد(22).

انجمن باغ‌های مشارکتی امریکا (ACGA) در سال 1979 برای آموزش، تقویت بینیه علمی هرچه بیش‌تر اعضاهای باغ مشارکتی در نقاط مختلف امریکا و کانادا تاسیس شد. عضوگیری این انجمن برای عموم مردم آزاد می‌باشد و هیچ محدودیت جنسی، مذهبی، نژادی، فرهنگی، سطح تحصیلات و اقتصادی و ... ندارد(19).

1-5-      توسعه باغ مشارکتی

در ایجاد و توسعه باغ‌های مشارکتی دو رویکرد می‌تواند حاکم باشد: رویکرد بالا به پایین (مسوولین - مردم) و پایین به بالا (مردم - مسوولین). در رویکرد بالا به پایین، یک سازمان، برای احداث باغ مشارکتی، ابتدا محوطه‌ای را توسعه می‌دهد و سپس تلاش می‌کند تا اعضای جامعه را به آن علاقه‌مند سازد. در رویکرد از پایین به بالا، افراد علاقه‌مند به این فضاها گردهم می‌آیند و پس از آن این فعالیت را با یک سازمان در می‌آمیزند تا راه برای ادامه یا توسعة باغ، به شکل بهتری حاصل آید(16). رویکرد بالا به پایین مبتنی بر توسعه برون‌زا است، درحالی‌که رویکرد پایین به بالا درون‌زا است که توسط اجتماع محلی تعریف می‌شود. در رویکرد اول مشارکت از اهمیت چندانی برخوردار نیست. درحالی که باغ‌های مشارکتی برای موفقیت نیازمند مشارکت قابل توجهی است. مطالعات نشان می‌دهد باغات زمانی از موفقیت بیش‌تری برخوردار خواهند بود که مبتنی بر رویکرد پایین به بالا توسعه یابند. این به معنای مشارکت بیشتر افراد و پیروی از فرآیند برنامه‌ریزی است. موفقیت در این سیستم ناشی از احداث، نگهداری و مراقبت از باغ است(16، 26). حاکمیت رویکرد پایین به بالا توانمندسازی جامعه محلی را در پی دارد. از نظر اجرایی نیز، اجرای متناسب باغات مشارکتی نیازمند اقدامات خاصی در سطح کلان و خرد است؛ درسطح کلان، توسعه باغ‌های مشارکتی مستلزم طراحی برنامه‌ریزی مناسب و پایدار است. پایداری آن منوط به مشارکت داوطلبانه و آزادنه مردم است. برای دست‌یابی به این مشارکت و مداخله هرچه بهتر مردم باید پنج عنصر در شهر وجود داشته باشد؛ 1)باغ مشارکتی باید تامین کننده نیاز شفاف عمومی است؛ 2) ظرفیت های همکاری در اجرا و نگهداری باغ‌های مشارکتی با شهـرداری وجود داشته باشــد؛ 3) باید پشتیبانی قوی اداری و سیاسی از برنامه باغ‌های مشارکت درشهر وجود داشته باشد؛ 4) زمینی در اندازه مناسب و عمومی باید برای باغ در نظر گرفته شود؛ 5) شهر باید آمادگی برای تعهد منابع عمومی برای برنامه باغ را دنبال داشته باشد(23). درکنار این موضوعات حمایت مقامات رسمی شهر ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به شمار می‌آید. ضمن اینکه مقامات رسمی باید پای‌بند به وعده‌هایشان باشند تا اینکه شهروندان بدانند که شهر از نظر اقتصادی و مدیریتی چگونه می‌تواند از باغ‌های مشارکتی حمایت کند. در سطح خرد اقدامات اجرایی زیر ضروری است: باغ‌های‌مشارکتی نیازمند اراضی خالی در دسترس برای کشت مواد غذایی است. اراضی همچون فضاهای خالی زیر خطوط انتقال برق، فضای بین آپارتمان‌ها و در پارک‌های عمومی(22). فضاهای متروکه شهری و مانند آن بستر مناسبی را برای استقرار این باغ‌ها فراهم می‌سازد. پس از مشخص شدن زمین و آماده‌سازی آن، تمام منطقه باید به وسیله توری و در‌های مطمئن محصور شود(25). سپس برحسب تعداد افراد محوطه کرت‌بندی می‌شود، البته اندازه کرت‌ها از یک حد معین نمی‌تواند کوچک‌تر باشد و معمولا به اندازه 3 متر در 6 متر طراحی می‌شود(شکل 3). این باغ‌ها حداقل از سه بخش تشکیل شده است: 1) بخش مربوط به کشاورزی؛ 2) فضای نگهداری ابزار و وسایل؛ 3) فضای تجمع و فعالیت‌های جمعی.

در باغ‌های مشارکت آمریکا، اغلب توسط یک معلم(کارشناس فنی) پشتیبانی می‌شود. برای کمک به راه‌اندازی و مدیریت آن در طول زمان و همچنین ارایه آموزش‌های لازم و نظارت بر فعالیت‌های افراد در باغ حضور این شخص الزامی است. اما این مدیریت نباید اخلالی در کنترل مردمی و مالکیت مردمی این فضاها ایجاد کند. بکارگیری رویکرد پایین به بالا در این فضاها به رشد درون‌زای آن‌ها کمک شایان توجه‌ای خواهد کرد.

2-                  یافته ها

باغ‌های مشارکتی ارایه‌کننده مجموعه از رفتارها هستند که تقویت کننده همبستگی و پیوستگی اجتماعی است و فرآیند روانی اجتماعی را تقویت کرده که در نهایت به سلامت فردید منجر می‌شود. این باغ‌ها همچنین منجر به افزایش فعالیت‌های ثمر بخش اجتماعی می‌گردد(27). تعاملات اجتماعی در فضای باغ‌های مشارکتی فراهم کننده بستری برای یادگیری اجتماعی است. این جریان شامل موارد زیر است:

یادگیری در مورد باغداری و شرایط اکولوژیک محلی

یادگیری سیاسی

یادگیری اجتماعی

یادگیری در مورد باغ‌داری و شرایط اکولوژیک فرصت بی‌نظیری است که باغ‌های مشارکتی برای ساکنین محلی فراهم می‌سازند. این تعامل منجر به بهبود درک از تاریخ طبیعی منظر، ساختارهای اکولوژیک و مجموعه فعالیت‌های باغداری از یک سو و نحوه‌ی تعامل محیط طبیعی و مصنوع با هم و تاریخ آن می‌گردد(22). همزمان فعالیت‌های باغداری شیوه اندیشیدن جامعه محلی درباره غذا، محیط و سلامت را تحت تاثیر قرار می‌دهد(27).

از نظر بیکر(2004) باغ‌ها فضای سیاسی هستند، حداقل در سه سطح فعال هستند؛ 1) باغبانان باید از فعالیت‌های باغبانی خود در مقابل ساکنین مخالف دفاع کنند؛ 2) باغبانان در مواردی ناشی از سازماندهی باغ و تفاوت‌های اخلاقی پیش می‌آید، باید اقدام به میانجگری بین خود نمایند؛ 3) باغبانان به طور مداوم در مشارکت با سازمان‌های غیر انتفاعی و حقوق مربوط به توسعه اولیه باغ، باید به دفاع از خود بپردازند(28). مجموعه این اقدامات بستر مناسبی را برای توانمند سازی سیاسی ساکنین محله را فراهم می‌سازد.

باغ‌های مشارکتی بستر یادگیری و تعامل اجتماعی است. این باغ‌ها فرصت‌های مناسبی است برای ایجاد تحقیقات پیوندهای اجتماعی، اعتماد متقابل، تعامل نرم اجتماعی، ممارست برای تصمیم‌گیری جمعی و ساخت اجتماع می‌گردد که برای ایجاد و پشتبانی از کارآیی اجتماعی واحد همسایگی الزامی است(27). این تعامل فضای مناسبی را برای سازگاری مهاجرین با محیط جدید فراهم می‌سازد. شانس ملاقات و تعامل با مردم از کشورهای مختلف این فرصت را فراهم می‌سازند تا تجربیات خود را با سایر افراد در میان گذارند. این به نوبه خود ارایه‌کننده فرصت تطبیق مهاجران با شرایط بومی است که در نهایت روشی بر پایه ایجاد حس تعلق خاطر است(16).

کارکرد باغ‌های مشارکتی فراتر از اهداف اولیه و پیش‌بینی شده است. این کارکرده‌ها را می‌توان به تفکیک کارکردهای اکولوژیک، اجتماعی و اقتصادی و سلامت جسمی و روانی تفکیک کرد.

الف) کارکردهای اکولوژیک:

از نظر اکولوژیکی کارکردهای باغات بسیار متنوع است. این‌کارکردها را می‌توان بر اساس مقیاس اثرگذاری به دو بخش تفکیک کرد: مقیاس کلان و مقیاس خرد. در مقیاس کلان این کارکرده به مواردی چون کاهش ردپای‌اکولوژیک، افزایش میزان ترسیب کربن، افزایش تولید اکسیژن، جذب آلاینده‌ها و ذرات معلق، کاهش اثرات تغییرات اقلیمی، کاهش تولید کربن، افزایش تنوع زیستی را نام برد. غذا در ایالات متحده درحدود 1500 مایل سفر می‌کند تا از مزرعه به سر سفره برسند. پیش‌بینی می‌شود اگر غذای تولید شده در انگلستان به صورت محلی مصرف می‌شود سطح دی‌اکسید‌کربن آزاد شده در حدود 22 درصد کاهش خواهد یافت. افزایش باغداری می‌تواند میزان ترسیب‌کرین را افزایش ‌دهد و از پیامدهای بعدی انسان بر روی تغییرات اقلیمی پیشگیری می‌کند. علاوه براین کشاورزی شهری می‌تواند کاهنده روان‌آب‌های سطحی حاصل آب باران بوده و آن‌ها را به سمت باغ‌ها هدایت کند(29). در مقیاس خرد این کارکردها نقش محلی می‌یابند که می‌توان به شرح زیر بر شمرد: احیاء اکولوژیک(25)، استفاده کارآ از منابع محدود(29)، پیوند میان احیاء اکولوژیک و باغداری(25)، کاهش اثرات ناشی از مصرف‌گرایی همچون: فرسایش منابع محدود، آلودگی محیط و تجمع پسماندها(29)، ارتقاء کیفیت محیط و پیوندی میان مردم، اجتماعات محلی و منظر(22)، زیبای فضای محله(27)، کاهش تجمع زباله، حذف جانوران موذی از فضاهای خالی(23).

ب) کارکردهای اجتماعی:

کارکردهای اجتماعی باغ‌های مشارکتی بسیار متنوع و در عین حال حایز اهمیت است به نحوی که نقش اجتماعی آن‌ها بسیار مهم‌تر از سایر کارکردها شده است. تعامل قوی و محکم با همسایگان، کمک به همسایگان و مراکز خیریه(30)، افزایش حس اجتماعی محلی، توانمند سازی، ایجاد حس تعلق مکانی مبتنی بر فرهنگ یا اجتماع خاص و تقویت ایده هویت فرهنگی، بازآفرینی حس تعلق مکان برای مهاجران با انتقال شیوه باغداری خود یا با ایجاد ارتباط با جامعه جدید، افزایش حس افتخار به محله و بهبود نگرش ساکنین به محله (29، 30)، کاهش اقتصاد جنایی و در نتیجه جرم و جنایت، کاهش کیف قاپی، سرقت و معامله موارد مخدر(23، 25، 29)، افزایش میزان یادگیری و مشارکت اجتماعی و همچنین پیشگامی در فعالیت‌های عمومی(31 )، ایجاد سرمایه اجتماعی از طریق شبکه اجتماعی(24)،  غنی سازی اوقات فراغت و فعالیت‌های بدنی و تقویت واحد همسایگی(14)، از جمله کارکردهای مهم اجتماعی باغ‌های مشارکتی به شمار می‌آیند. مجموع این کارکردها باعث شده است تا حرکت باغ‌های مشارکتی در سال‌های اخیر بیش از اینکه حرکت اقتصادی تلقی شود حرکتی اجتماعی- محیط‌زیستی باشد.

ج) کارکردهای اقتصادی:

کارکردهای اقتصادی باغ‌های مشارکتی از ابتدای شکل‌گیری این باغ‌ها مورد توجه بوده است و یکی از اصلی‌ترین کارکردهای این باغ‌ها را شکل می‌دهد. این باغ‌های برای کمک به اقشار ضعیف‌اقتصادی طراحی شده است تا از طرفی بستر مناسب برای تامین حداقل مواد غذایی را برای خانواده فراهم سازد. از طرف دیگر در شرایط بحران امکان حداقل اشتغال مفید برای خانواده را به ارمغان آورد. این موضوع باعث می‌شود تا در هزینه‌های خانواده صرفه‌جویی شده و اگر مازادی نیز شکل می‌گیرد به منبع درآمد برای خانواده محسوب شود. ضمن اینکه تولیدات این باغ‌ها فرصت را برای تغذیه از مواد سالم و تازه فراهم آورده و به این طریق از تحمیل هزینه‌های احتمالی ناشی از بیماری و مانند آن بر اقتصاد نحیف این خانواده‌ها خوداری کند. علاوه بر موارد فوق باغ‌های مشارکتی منافع اقتصادی غیر مستقیم قابل توجه‌ای برای جامعه ایجاد می‌کنند. وجود باغ‌ها، باعث کاهش اثرات جزایر حرارتی و در نتیجه کاهش هزینه‌های استفاده از کولر می‌شود. استفاده از پسماندهای آشپزخانه می‌تواند به عنوان کود در هزینه‌های جمع‌آوری زباله از یک سو موثر است و از دیگر سو هزینه استفاده از کود نیز کاهش می‌یابد. هدایت آب‌های سطحی می‌توان هزینه‌های انتقال آب‌های سطحی را کاهش می‌دهد. در نهایت ارزش اراضی بایر شهر افزایش یافته و تبدل به کاربری مفید می‌گردد(22، 29).

د) کارکردهای سلامت جسمی و روانی:

مصرف حجم بالاتری از میوه تازه توسط باغداران در مقایسه با سایرین، توام با کاهش مصرف میزان شیرینی و مشروبات الکلی(30)،  ارایه کارکردهای باغ‌های شفا بخشی و درمانی در حفاظت از اجتماع(25)، دادن درک بهتر از نظام و سلامت غذایی در مقابل غذاهای ناسالم؛ آگاهی ازگزینه‌های مصرفی و سبک زندگی سالم‌تر به ویژه برای کودکان؛ بهبود سلامت جسمی و روانی؛ از بین برداشتن بیابان‌های غذایی[5] (16) راهی برای استراحت و کاهش استرس و بهبود سلامت روانی ساکنین شهری، تغییر رژیم غذایی(29)،  ازجمله کارکردهای بهداشت و سلامت جسمی و روانی به شمار می‌آیند.

 باغداری به عنوان یک فعالیت متعادل تا سنگین تعریف شده است. در ایالات متحده باغداران زمان قابل توجهی از هفته، معادل 225 دقیقه را صرف فعالیت‌های باغداری می‌کنند که زمان قابل توجهی به نسبت دیگر فعالیت‌ها از قبیل قدم زدن (160دقیقه) دوچرخه سواری (170دقیقه) است(30). در یک مطالعه اثرات فعالیت باغداری در تغییر میزان کل کلسترول و HDl  فشار خون بررسی شد که نتایج بسیار رضایت بخش بود. علاوه بر این طی 130 روز دوره رشد گیاهی یک کرت 10متر در10متر می‌تواند نیاز سبزی مصرفی یک خانواده را که شامل نیاز به ویتامین‌های A C, B و کمپلکس آهن را تامین می‌کند(29).

باغ‌های مشارکتی با چالش‌هایی مواجه است. حفاظت از باغات در مقابل افراد غیرمسوول مهم‌ترین چالش و اصلی‌ترین چالش این باغات به شمار می‌آید. اما نکات دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: وندالیسم و عدم دسترسی به زمین کشاورزی از سوی افراد مجاز(30). اطمینان از مالکیت و سازماندهی باغ، اطمینان از منابع کافی در سایت، تامین ایمنی و خاک مناسب(16، 32 )، نداشتن دوام طولانی ‌مدت به ‌علت از دست‌ رفتن زمین براثر توسعه، بی‌علاقگی جامعه، سرقت و خراب‌کاری، یافتن منابع در محیط شهری و جمع‌آوری کمک‌های مردمی(33 )، برداشت و درک اشتباه از باغ‌های مشارکتی توسط مسوولین(32 )، عدم توجه لازم به عبارت دیگر بی توجهی به باغ‌های مشارکتی در نظام برنامه‌ریزی شهری علی‌رغم اهمیت کشاروزی شهری در اکولوژی شهری(29).

3-                  بحث و نتیجه گیری

بسیاری از خانواده‌هایی که در شهر زندگی می‌کنند تمایل دارند تا برخی از میوه‌ها، سبزیجات، گیاهان و گل‌ها را خودشان پرورش دهند؛ برخی نیز می‌خواهند برای صرفه‌جویی مالی در صورتحساب‌های مواد غذایی‌شان اقدام به این فعالیت نمایند؛  یا از طراوت، عطر و طعم تولیدات خانگی استفاده نمایند؛ و برای بسیاری از مردم، باغبانی راه آرامش‌بخشی برای تمرین و لذت بردن از فضاهای باز است. خانواده‌های با فرهنگ‌های متفاوت در شهرهای بزرگ وجود دارند که می‌خواهند به پرورش مواد غذاهای سنتی که در سوپرمارکت‌ها یافت نمی‌شود، بپردازند. باغ مشارکتی در زیباسازی محله و گردهم آوردن همسایگان کمک می‌نمایند. وجود این باغ‌ها به عنوان ابزاری برای کاهش جرم و جنایت محله ثابت شده است، به ویژه هنگامی که تعداد زیادی بیکار و محروم در محله وجود دارد. بررسی عملکرد و کارکرد باغ‌های مشارکتی نشان می‌دهد در صورتی که شهر به دنبال توسعه پایدار است، باغ‌های مشارکتی به صورت عملی دست‌یابی به آن‌را را امکان پذیر می‌کنند. این باغ‌ها مصداق اندیشیدن جهانی و عمل کردن محلی است. اگرچه مقیاس باغات کوچک به نظر می‌رسد، اما بررسی اثرات کلی آن‌ها، نشان دهنده نقش تعیین کننده این باغات در ابعاد مختلفی است که از دیدگاه توسعه پایدار و پایداری شهری مورد توجه تاکید قرار گرفته و می‌گیرد. به این منظور توسعه اینگونه باغ‌ها باید در اهداف مسئولین قرار گیرد.

باغ‌های مشارکتی ابزاری بسیار ارزان قیمت اما بسیار کارآ در اختیار مدیران شهری است که می‌تواند با ارایه کارکردهای چندگانه خود نقشی تعیین کننده در افزایش کیفیت زندگی شهری ایفا کند. این باغ‌ها مصداق بارزی از راهبرد برد- برد هستند که می‌توانند نقش بسزایی را برای ارزش بخشیدن به شأن انسانی انسان در محیط‌های شهری ایفا کنند.

ازسوی دیگر برنامه توسعه هزاره سازمان ملل دارای 8 هدف اصلی است که عبارتند از: حذف گرسنگی و کاهش فقر، دست‌یابی به آموزش ابتدایی برای همه، بهبود برابری جنسی و توانمندسازی زنان، کاهش مرگ ومیر کودکان، بهبود بهداشت و درمانی ، کاهش بیماری‌ها، اطمینان از پایداری محیط‌زیستی و مشارکت در توسعه(4)؛ از مجموع این هشت هدف ، باغ‌های مشارکتی در هفت هدف آن به صورت فعالی به ایفای نقش می‌پردازد. باغ‌های مشارکتی مصداق بارزی ازحرکت‌های کوچک برای رسیدن به تغییرات بزرگ مبتنی بر حداقل امکانات است که در تئوری آشوب بر آن تاکید ورزیده می‌شود.

4-                  منابع

1-      Hanna, K. and D. S. slocombe (2012). Sustainability and integrated approaches to regional planning. Urban Sustainability: Reconnecting Space and Place. A. Dale, W. T. Dushenko and P. J. Robinson (). , . University of Toronto Press: 29-49.

2-      Bailey, N. (2010). Building Sustainable Communities from the Grassroots: How Community Land Trusts Can Create Social Sustainability. Social Sustainability in Urban Areas: Communities, Connectivity and the Urban Fabric,. T. Manzi, Earthscan LLC: 49-64.

3-      Mega, V. (2010). Sustainable Cities for the Third Millennium: The Odyssey of Urban Excellence, Springer New York.

4-      Guitart, D., C. Pickering and J. Byrne (2012). "Past results and future directions in urban community gardens research." Urban Forestry & Urban Greening 11(4): 364-373

5-      Umeda, Y., S. Takata, F. Kimura, T. Tomiyama, J. W. Sutherland, S. Kara, C. H. g, J. R. Duflou and R. Adomokai (2012). "Toward integrated product and process life cycle planning—an environmental perspective." CIRP Annals - Manufacturing Technology (61): 681-702.

6-      قلیزاده, صابر. (1381). "مشارکت در طراحی فضاهای فراغت." مجله شهرداری‌ها 17.

7-      Hall, D. (1996). Community Gardens as an Urban Planning Issue Masters Thesis, University of British Columbia.

8-      Thurston, W. E., G. MacKean, A. Vollman, A. Casebeer, M. Weber, B. Maloff and J. Bader (2005). "Public participation in regional health policy: a theoretical framework." Health Policy 73(3): 237-252.

9-      O'Faircheallaigh, C. (2010). "Public participation and environmental impact assessment: Purposes, implications, and lessons for public policy making." Environmental Impact Assessment Review 30(1): 19-27.

10-  Eyssen, I. C., M. P. Steultjens, J. Dekker and C. B. Terwee (2011). "A Systematic Review of Instruments Assessing Participation: Challenges in Defining Participation." Archives of Physical Medicine and Rehabilitation 92(6): 983-997.

11-  Li, T. H. Y., S. Thomas Ng and M. Skitmore (2012). "Public participation in infrastructure and construction projects in China: From an EIA-based to a whole-cycle process." Habitat International 36(1): 47-56.

12-  دارابی،, حسن. (1389). "نقش مشارکت در طراحی محیط روستایی." محیط شناسی 4(۳۵): 111-124.

13-  علوی-تبار, علی. (1379). بررسی الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها. تهران, انتشارات سازمان شهرداری‌ها.

14-  Teig, E., J. Amulya, L. Bardwell, M. Buchenau, J. A. Marshall and J. S. Litt (2009). "Collective efficacy in Denver, Colorado: Strengthening neighborhoods and health through community gardens." Health & Place 15(4): 1115-1122.

15-  Agustina, I. and R. Beilin (2012). "Community Gardens: Space for Interactions and Adaptations." Procedia - Social and Behavioral Sciences 36(0): 439-448.

16-  Corrigan, M. P. (2011). "Growing what you eat: Developing community gardens in Baltimore, Maryland." Applied Geography 31(4): 1232-1241.

17-  Schmelzkopf, K. (1995). "Urban Community Gardens as Contested Space." Geographical Review 85(3): 364-381.

18-  Wang, D. (2006). A Study of Community Gardens as Catalysts for Positive Social Change Environmental Studies Program.

19-  American-Community-Gardening-Association. (2013). "What is a Community Garden."   Retrieved 2013/feb/20, from http://www.communitygarden.org/learn/.

20-  Lackey, J. F. and Associates (1998). Evaluation of Community Gardens (A program of the University of Wisconsin Cooperative Extension), University of Wisconsin.

21-  Grear Hutchison, K (2014). “BUILDING COMMUNITY GARDENS IN MONTANA" Published by: Alternative Energy Resources Organization. Helena, Montana. www.aeromt.org

22-  Irvine, S., L. Johnson and K. Peters (1999). "Community gardens and sustainable land use planning: A case‐study of the Alex Wilson community garden." Local Environment 4(1): 33-46.

23-  Henderson, B. R. and K. Hartsfield (2009). "Is getting into the community garden business a good way to engage citizens in local government?" National Civic Review 98(4): 12-17.

24-  Yotti Kingsley, J. and M. Townsend (2006). "‘Dig In’ to Social Capital: Community Gardens as Mechanisms for Growing Urban Social Connectedness." Urban Policy and Research 24(4): 525-537.

25-  Ferris, J., C. Norman and J. Sempik (2001). "People, Land and Sustainability: Community Gardens and the Social Dimension of Sustainable Development." Social Policy & Administration 35(5): 559-568.

26-  Laverack, G. and R. Labonte (2000). "A planning framework for community empowerment goals within health promotion." Health Policy Plan 15(3): 255-262.

27-  Hale, J., C. Knapp, L. Bardwell, M. Buchenau, J. Marshall, F. Sancar and J. S. Litt (2011). "Connecting food environments and health through the relational nature of aesthetics: Gaining insight through the community gardening experience." Social Science & Medicine 72(11): 1853-1863.

28-  Baker, L. E. (2004). "TENDING CULTURAL LANDSCAPES AND FOOD CITIZENSHIP IN TORONTO'S COMMUNITY GARDENS*." Geographical Review 94(3): 305-325.

29-  Grewal, S. S. and P. S. Grewal (2012). "Can cities become self-reliant in food?" Cities 29(1): 1-11.

30-  Armstrong, D. (2000). "A survey of community gardens in upstate New York: Implications for health promotion and community development." Health & Place 6(4): 319-327.

31-  Bendt, P., S. Barthel and J. Colding (2013). "Civic greening and environmental learning in public-access community gardens in Berlin." Landscape and Urban Planning 109(1): 18-30.

32-  Grayson, R. (2008). Commnunoity Garden, policy direction. Australia, Kogarah Municipal Council.

33-  Brian Emerson, Ginger Ogilvie, Celia Bell, Don Anderson, A. Chiao and R. Ferris. (2005). From Neglected Parcels to Community Gardens: A Handbook, Wasatch Community Gardens.

34-  UNDP. (2013). "The Millennium Development Goals "Retrieved 2013/Feb/23, 2013/Feb/23, from http://www.unmillenniumproject.org/goals/index.htm.

 

 


 


 

 



1- عضو هیات علمی گروه مهندسی فضای سبز، دانشگاه سید جمال‌الدین اسدآبادی، اسدآباد، همدان، ایران *(مسئول مکاتبات).

2- عضو هیات علمی گروه مهندسی طراحی محیط زیست، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

[3]- Community Garden

[4]- American Community Gardening Association

 

[5]- بیابان غذایی مکانی است که مردم به غذای تازه سالم دسترسی نداشته به ویژه اقشار فقیر و از تحرک پایینی نیز برخوردارند

 

 

1-      Hanna, K. and D. S. slocombe (2012). Sustainability and integrated approaches to regional planning. Urban Sustainability: Reconnecting Space and Place. A. Dale, W. T. Dushenko and P. J. Robinson (). , . University of Toronto Press: 29-49.

2-      Bailey, N. (2010). Building Sustainable Communities from the Grassroots: How Community Land Trusts Can Create Social Sustainability. Social Sustainability in Urban Areas: Communities, Connectivity and the Urban Fabric,. T. Manzi, Earthscan LLC: 49-64.

3-      Mega, V. (2010). Sustainable Cities for the Third Millennium: The Odyssey of Urban Excellence, Springer New York.

4-      Guitart, D., C. Pickering and J. Byrne (2012). "Past results and future directions in urban community gardens research." Urban Forestry & Urban Greening 11(4): 364-373

5-      Umeda, Y., S. Takata, F. Kimura, T. Tomiyama, J. W. Sutherland, S. Kara, C. H. g, J. R. Duflou and R. Adomokai (2012). "Toward integrated product and process life cycle planning—an environmental perspective." CIRP Annals - Manufacturing Technology (61): 681-702.

6-      قلیزاده, صابر. (1381). "مشارکت در طراحی فضاهای فراغت." مجله شهرداری‌ها 17.

7-      Hall, D. (1996). Community Gardens as an Urban Planning Issue Masters Thesis, University of British Columbia.

8-      Thurston, W. E., G. MacKean, A. Vollman, A. Casebeer, M. Weber, B. Maloff and J. Bader (2005). "Public participation in regional health policy: a theoretical framework." Health Policy 73(3): 237-252.

9-      O'Faircheallaigh, C. (2010). "Public participation and environmental impact assessment: Purposes, implications, and lessons for public policy making." Environmental Impact Assessment Review 30(1): 19-27.

10-  Eyssen, I. C., M. P. Steultjens, J. Dekker and C. B. Terwee (2011). "A Systematic Review of Instruments Assessing Participation: Challenges in Defining Participation." Archives of Physical Medicine and Rehabilitation 92(6): 983-997.

11-  Li, T. H. Y., S. Thomas Ng and M. Skitmore (2012). "Public participation in infrastructure and construction projects in China: From an EIA-based to a whole-cycle process." Habitat International 36(1): 47-56.

12-  دارابی،, حسن. (1389). "نقش مشارکت در طراحی محیط روستایی." محیط شناسی 4(۳۵): 111-124.

13-  علوی-تبار, علی. (1379). بررسی الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها. تهران, انتشارات سازمان شهرداری‌ها.

14-  Teig, E., J. Amulya, L. Bardwell, M. Buchenau, J. A. Marshall and J. S. Litt (2009). "Collective efficacy in Denver, Colorado: Strengthening neighborhoods and health through community gardens." Health & Place 15(4): 1115-1122.

15-  Agustina, I. and R. Beilin (2012). "Community Gardens: Space for Interactions and Adaptations." Procedia - Social and Behavioral Sciences 36(0): 439-448.

16-  Corrigan, M. P. (2011). "Growing what you eat: Developing community gardens in Baltimore, Maryland." Applied Geography 31(4): 1232-1241.

17-  Schmelzkopf, K. (1995). "Urban Community Gardens as Contested Space." Geographical Review 85(3): 364-381.

18-  Wang, D. (2006). A Study of Community Gardens as Catalysts for Positive Social Change Environmental Studies Program.

19-  American-Community-Gardening-Association. (2013). "What is a Community Garden."   Retrieved 2013/feb/20, from http://www.communitygarden.org/learn/.

20-  Lackey, J. F. and Associates (1998). Evaluation of Community Gardens (A program of the University of Wisconsin Cooperative Extension), University of Wisconsin.

21-  Grear Hutchison, K (2014). “BUILDING COMMUNITY GARDENS IN MONTANA" Published by: Alternative Energy Resources Organization. Helena, Montana. www.aeromt.org

22-  Irvine, S., L. Johnson and K. Peters (1999). "Community gardens and sustainable land use planning: A case‐study of the Alex Wilson community garden." Local Environment 4(1): 33-46.

23-  Henderson, B. R. and K. Hartsfield (2009). "Is getting into the community garden business a good way to engage citizens in local government?" National Civic Review 98(4): 12-17.

24-  Yotti Kingsley, J. and M. Townsend (2006). "‘Dig In’ to Social Capital: Community Gardens as Mechanisms for Growing Urban Social Connectedness." Urban Policy and Research 24(4): 525-537.

25-  Ferris, J., C. Norman and J. Sempik (2001). "People, Land and Sustainability: Community Gardens and the Social Dimension of Sustainable Development." Social Policy & Administration 35(5): 559-568.

26-  Laverack, G. and R. Labonte (2000). "A planning framework for community empowerment goals within health promotion." Health Policy Plan 15(3): 255-262.

27-  Hale, J., C. Knapp, L. Bardwell, M. Buchenau, J. Marshall, F. Sancar and J. S. Litt (2011). "Connecting food environments and health through the relational nature of aesthetics: Gaining insight through the community gardening experience." Social Science & Medicine 72(11): 1853-1863.

28-  Baker, L. E. (2004). "TENDING CULTURAL LANDSCAPES AND FOOD CITIZENSHIP IN TORONTO'S COMMUNITY GARDENS*." Geographical Review 94(3): 305-325.

29-  Grewal, S. S. and P. S. Grewal (2012). "Can cities become self-reliant in food?" Cities 29(1): 1-11.

30-  Armstrong, D. (2000). "A survey of community gardens in upstate New York: Implications for health promotion and community development." Health & Place 6(4): 319-327.

31-  Bendt, P., S. Barthel and J. Colding (2013). "Civic greening and environmental learning in public-access community gardens in Berlin." Landscape and Urban Planning 109(1): 18-30.

32-  Grayson, R. (2008). Commnunoity Garden, policy direction. Australia, Kogarah Municipal Council.

33-  Brian Emerson, Ginger Ogilvie, Celia Bell, Don Anderson, A. Chiao and R. Ferris. (2005). From Neglected Parcels to Community Gardens: A Handbook, Wasatch Community Gardens.

34-  UNDP. (2013). "The Millennium Development Goals "Retrieved 2013/Feb/23, 2013/Feb/23, from http://www.unmillenniumproject.org/goals/index.htm.