بررسی سواد محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی با تاکید بر جنسیت و مقایسه آن از دیدگاه اسلام و اکوفمنیسم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی، گروه آموزش محیط‌زیست، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران. *(مسوول مکاتبات)

2 دانشیار، گروه آموزش محیط‌زیست، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

4 استادیار، گروه آموزش محیط‌زیست، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

چکیده

هدف پژوهش حاضر آشنایی با میزان آگاهی، نوع نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی و بررسی رابطه متغیر جنسیت و آگاهی، نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی این دانشجویان و تحلیل نتایج آن از طریق تطبیق با دو رویکرد اکوفمنیسم و اسلام است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع پیمایشی است که برای تحلیل نتایج و تطبیق آن با
دو دیدگاه مورد مطالعه از تحلیل اسناد و مدارک و مرور ادبیات تحقیق استفاده شده است. در این پژوهش جامعه آماری عبارت بود از 13701 نفر دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 377 نمونه از آن‌ها به صورت تصادفی انتخاب و موردمطالعه قرار گرفت. ابزار اصلی پژوهش حاضر پرسش‌نامه‌ای در چهار بخش است که قبل از اجرای نهایی برای افزایش روایی و اعتبار آن به صورت آزمایشی به اجرا در آمد. تجزیه و تحلیل داده‏ها با استفاده از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی از طریق نرم‌افزار spss انجام شد. بر اساس یافته‏های این پژوهش، نگرش و رفتار دانشجویان نسبت به آگاهی آنان سطح بالاتری را نشان داده و تفاوت معنی‌داری بین آگاهی، نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی دانشجویان زن و مرد وجود نداشت. این نتایج با پیش‌فرض‌های رویکرد اکوفمنیسم هم‌خوانی نداشته ولی با پیش‌فرض‌های دیدگاه اسلامی هماهنگی داشت؛ بنابراین ارتقای سواد محیط‌زیستی آحاد جامعه- اعم از زن و مرد- باید مورد توجه برنامه‌ریزان راهبردی و سیاست‌گذاران آموزش‌های محیط‌زیستی قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 


 

 

فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 41، تابستان 96

 

بررسی سواد محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی با تاکید بر جنسیت و مقایسه آن از دیدگاه اسلام و اکوفمنیسم

 

مهدیه رضائی[1]*

mdrezaee@pnu.ac.ir

سید محمد شبیری[2]

محمدرضا سرمدی[3]

مریم لاریجانی[4]

تاریخ دریافت:18/08/1395

تاریخ پذیرش:17/09/1395

چکیده

هدف پژوهش حاضر آشنایی با میزان آگاهی، نوع نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی و بررسی رابطه متغیر جنسیت و آگاهی، نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی این دانشجویان و تحلیل نتایج آن از طریق تطبیق با دو رویکرد اکوفمنیسم و اسلام است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع پیمایشی است که برای تحلیل نتایج و تطبیق آن با

دو دیدگاه مورد مطالعه از تحلیل اسناد و مدارک و مرور ادبیات تحقیق استفاده شده است. در این پژوهش جامعه آماری عبارت بود از 13701 نفر دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 377 نمونه از آن‌ها به صورت تصادفی انتخاب و موردمطالعه قرار گرفت. ابزار اصلی پژوهش حاضر پرسش‌نامه‌ای در چهار بخش است که قبل از اجرای نهایی برای افزایش روایی و اعتبار آن به صورت آزمایشی به اجرا در آمد. تجزیه و تحلیل داده‏ها با استفاده از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی از طریق نرم‌افزار spss انجام شد. بر اساس یافته‏های این پژوهش، نگرش و رفتار دانشجویان نسبت به آگاهی آنان سطح بالاتری را نشان داده و تفاوت معنی‌داری بین آگاهی، نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی دانشجویان زن و مرد وجود نداشت. این نتایج با پیش‌فرض‌های رویکرد اکوفمنیسم هم‌خوانی نداشته ولی با پیش‌فرض‌های دیدگاه اسلامی هماهنگی داشت؛ بنابراین ارتقای سواد محیط‌زیستی آحاد جامعه- اعم از زن و مرد- باید مورد توجه برنامه‌ریزان راهبردی و سیاست‌گذاران آموزش‌های محیط‌زیستی قرار گیرد.

کلمات کلیدی: محیط‌زیست، دانشجویان، جنسیت، اکوفمنیسم، اسلام.

مقدمه

 

از ارکان استقلال و توسعه پایدار در هر جامعه، بهره‌مندی از نیروهای سالم و کارآمد آن جامعه است. در سال‌های اخیر، اندیشمندان علوم اجتماعی نسبت به بسیاری از شرایط محیطی که بر رفتار انسان اثر می‌گذارد یا معلول رفتار مردم است، حساسیت فزاینده‌ای یافته‌اند. پژوهش‌گران برای حل معضلات محیط‌زیستی، راه‌حل‌های گوناگون مطرح می‌کنند که اغلب این راه‌حل‌ها، تکنولوژیکی هستند، اما امروزه به دلیل هزینه‌های زیاد این طرح‌ها، آن‌ها به دگرگونی شیوه‌های زندگی مردم و راه‌حل‌های رفتاری علاقمند شده‌اند و نقش عوامل انسانی برای مقابله با مشکلات محیط‌زیستی و نیز یافتن راه‌حل‌های مناسب، امروزه بیش از پیش موردتوجه اندیشمندان و صاحب‌نظران قرارگرفته است (1). هم‌چنین پیاده‌سازی رهیافت‌ها و ابتکارات مدیریت محیط زیستی نیازمند این است که ارزش‌ها و فرهنگ محیط‌زیستی به اعمال و اقدام‌های جامعه نفوذ کرده و توسط همه‌ی افراد نیز پذیرفته شود.

با اندکی تأمل در بحران‌های مختلف محیط‌زیستی که بشر پشت سرنهاده است، درمی‌یابیم که آن‌چه این بحران‌ها را تشدید می‌کند، کم‌سوادی محیط‌زیستی است که در یک جامعه مشکلات بی‌شماری به بار می‌آورد. از همین رو اصلاح روند‌‌بحران محیط‌زیست به اعتقاد عموم صاحب‌نظران، مشروط به اصلاح آموزه‌های انسان و تغییر در نگرش، بینش و دانش‌انسان نسبت به سرنوشت خود و محیط پیرامونش است. بر اساس تعریف یونسکو، سواد محیط‌زیستی آموزش عملی پایه‌ای برای همه مردم است که برای آن‌ها دانش، مهارت‌ها و انگیزه‌های مقدماتی را فراهم می‌کند تا بتوانند نیازهای محیط‌زیستی خود را برطرف نموده و به توسعه پایدار کمک کنند (2).

برت[5]، سواد محیط‌زیستی را درک تعاملات بین سیستم‌های‌طبیعی و سیستم‌های اجتماعی- انسانی تعریف کرده است (3). اور[6]، سواد محیط‌زیستی را درک کردن ارتباط و به‌هم‌پیوستگی ما با محیط‌زیست و هم‌چنین داشتن نگرشی مسوولانه در مورد محیط‌زیست اطرافمان می‌داند. دویلیبی[7] سواد محیط‌زیستی را مهارت دریافت دانش از طبیعت، درک اصول اساسی بوم‌شناسی و زندگی کردن همراه با این اصول تعریف کرده است (4). در تعریفی دیگر آمده است: سواد محیط‌زیستی عبارت از توانایی و ظرفیت به‌کارگیری علم محیط‌زیستی پایه‌ای، مفاهیم و مهارت فکر کردن برای فرموله کردن عملیات بر روی موضوعات به خصوص محیط‌زیستی در رفتارهای روزانه است (5). بر اساس نظر پولک[8] و مکبث[9]، سواد محیط‌زیستی شامل 6 مولفه اصلی می‌باشد: دانش محیط‌زیستی، دانش سیاسی- اجتماعی، دانش مسایل محیط‌زیستی، مهارت‌های عاطفی، مهارت‌های شناختی و رفتارهای مسوولانه محیط‌زیستی (2).

به‌طور خلاصه سواد محیط‌زیستی از چندین جزء تشکیل یافته است: دانش، نگرش (تاثیرگذاری و درجه تاثیر) و رفتار.

آموزش محیط‌زیست روشی است که می‌تواند سواد محیط‌زیستی را ایجاد کند. در این میان سواد محیط‌زیستی دانشجویان به عنوان قشری از جامعه که می‌توانند سفیر آموزش‌های محیط‌زیستی در خانواده‌ها باشند و نیز نمایندگان فرهنگ‌ها و لایه‌های مختلف اجتماعی نیز به شمار می‌روند، از اهمیت خاصی در جامعه برخوردار است و لازمه شکل‌گیری آن آموزش‌های محیط‌زیستی مناسب می‌باشد.

شرط اجرای موفقیت‌آمیز هر یک از برنامه‌های حفاظت از محیط‌زیست، آگاهی از چرایی و چگونگی آن‌هاست و ناپایداری توسعه را باید در جهل و نابخردی نوع بشر در بهره‌برداری از منابع، انرژی‌ها و طرز برخورد با طبیعت جستجو کرد. آموزش همواره کارآمدترین ابزار برای به زانو درآوردن مشکلات بوده است وبی‌ترمید آموزش امروز سازنده جهان فردا می‌باشد؛ بنابراین آموزش می‌تواند یکی از ابزارهای مهم و راهگشا در مقابل چالش‌های پیش‌روی انسان در جهان معاصر باشد. با این حال متاسفانه تعداد افرادی که از سواد در سطح عملیاتی و

حد قابل قبولی از دانش، مهارت، گرایش‌ها و رفتارهای محیط‌زیستی برخوردارند، نسبت به جمع عظیم بی‌سوادان و کم‌سوادان محیط‌زیستی در سطح کل جهان بسیار کم‌تر است و به همین دلیل ما همه‌روزه شاهد فاجعه‌های پنهان و آشکار تهدیدگر محیط‌زیست هستیم. دانشمندان و اندیشمندان محیط‌زیست کلید حل مساله را در آموزش می‌دانند و معتقدند نقطه کور ماجرا در سوادآموزی محیط‌زیستی است که نیازمند بررسی و نقد و چه‌بسا تغییر و تحول بنیادی می‌باشد؛ بنابراین ارتقای سواد محیط‌زیستی همه اقشار جامعه به ویژه قشر دانشجو به عنوان آینده‌سازان کشور برای جلوگیری و کاهش تخریب و آلودگی محیط‌زیست از اهمیت برخوردار است. برای برخورداری از سواد محیط‌زیستی، نیازمند آموزش محیط‌زیستی هستیم و آموزش محیط‌زیستی نیز هم‌چون هر آموزش دیگر، متضمن سه حیطه دانش (شناخت)، نگرش (تعهد اخلاقی و زیبا‌شناختی) و مهارت (عمل به راهکارهای محیط‌زیستی) است (6).

برای کسب سواد محیط‌زیستی لازم است در درجه نخست بین‌سواد محیط‌زیستی و سوادآموزی یا آموزش محیط‌زیستی تفاوت قایل شده و تعریف دقیق و سطوح سواد محیط‌زیستی شناخته‌شده و سپس برای سوادآموزی محیط‌زیستی از شیوه‌های نوین آموزشی و اندیشه‌های نو در این زمینه بهره گرفته شود. در این میان مطالعه سطح سواد محیط‌زیستی همه افراد اعم از زنان و مردان و بررسی تفاوت‌های احتمالی برای برنامه‌ریزی‌های آینده برای گروه‌های هدف و تدوین راهبردهای مناسب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

مبانی نظری

برای سواد محیط‌زیستی سه سطح می‌توان برشمرد:

1. سطح ظاهری و صوری یا مقدماتی: در این سطح، فرد از توان درک و فهم اصطلاحات پایه محیط‌زیستی و تعریف‌های عملی و ساده این اصطلاح‌ها برخوردار می‌شود.

2. سطح کارکردی: در این سطح آگاهی فرد از طبیعت و تعامل‌های صورت گرفته بین نظام‌های طبیعی و اجتماعی وسیع‌تر می‌شود.

3. سطح عملیاتی: در این سطح، درک، دانش و مهارت‌های محیط‌زیستی فرد در سطح و عمق گسترش می‌یابد و آنان که سوادشان در بالاترین سطح عملیاتی قرار دارد از توانایی‌هایی برخوردار می‌‌شوند که حاصل تحمل، تلاش، مطالعه نظری، اقدامات و ابتکارهای عملی و پرورش استعدادهای زیباشناختی و اخلاقی ایشان است (7).

 البته امروزه سواد محیط‌زیستی را باید با رفتارهای مشاهده‌پذیر تعریف کرد؛ به عبارت دیگر مردم باید بتوانند به شکلی قابل‌مشاهده و ملموس نشان دهند که از مفاهیم کلیدی حفظ محیط‌زیست چه دانشی دارند، چه مهارت‌هایی به‌دست‌آورده‌اند و چگونه و با چه نگرشی با مسایل محیط‌زیستی روبرو می‌شوند؛ بنابراین از باسوادان محیط‌زیستی در سطح عملیاتی انتظار می‌رود بتوانند:

1. اطلاعات مرتبط را گردآوری و تحلیل کنند.

2. پیامد اقدامات مفید و مضر محیط‌زیستی را ارزشیابی کنند.

3. از موضع‌گیری‌های محیط‌زیستی خود دفاع کنند.

4. از بین راه‌حل‌های گوناگون برای معضلات محیط‌زیست راه‌حل مناسب را برگزینند.

5. برای حفظ و بهسازی محیط‌زیست عملا اقدام کنند.

6. با احساس مسوولیت (اخلاقی) و حساسیت نسبت به پیشگیری از تخریب محیط‌زیست آماده سرمایه‌گذاری باشند.

7. به‌یاری عادات ذهنی شکل‌گرفته در آنان با کل جهان ارتباط برقرار کنند.

8. به اقدام‌های فردی بسنده نکرده و در ابعاد اجتماعی و سطوح محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی نیز بیندیشند و عمل کنند (6).

در گزارش مطالعات تعیین معیارهای سواد محیط زیستی که برای سنین و مقاطع مختلف تحصیلی در ایالت ماساچوست ایالات‌متحده توسط لاندرس[10] و همکارانش صورت گرفته است، به معیارهای سواد محیط زیستی اشاره شده است. همچنین بر‌اساس گزارش مطالعه پژوهشی با عنوان "سواد محیط زیستی، قلمرو و سلسله‌مراتب" که در ایالت مینوسوتای آمریکا با هدف فراهم آوردن رویکرد سیستماتیک به آموزش‌های محیط‌زیستی توسط دفتر همیاری محیط‌زیست صورت پذیرفته به موضوع سواد محیط زیستی پرداخته‌شده است (8).

 استرن و همکاران (1995) معتقدند نوع نگرش به محیط ریشه در نظام ارزشی اشخاص دارد و نگرش‌های افراد ‌در‌‌‌‌مورد موضوعات محیطی بر اساس نوع ارزشی است که این اشخاص برای خود، دیگران یا گیاهان و حیوانات (موجودات دیگر) ‌قایل‌اند (9).

استرن[11] (1993، به نقل از نوردلاند و گارویل[12]، 2002) و ویدگرن[13] (1998) بیان می‌کنند که علاوه بر عامل نگرشی، سه عامل دیگر نیز رفتار مثبت محیطی را تحت تأثیر قرار می‌دهد نخست، عوامل زمینه‌ای نظیر هزینه‌های مادی، پاداش و دسترسی به تکنولوژی است. دوم توانایی‌های فردی مثل دانش خاص محیطی و مهارت است و سوم عادات هستند که باید به منظور تغییر رفتار در جهت رفتار مثبت محیطی سست شوند؛ بنابراین، برای درک بهتر رفتارهای محیطی باید عامل نگرشی، موقعیتی، توانایی‌های فردی و عادات در رابطه با یکدیگر موردبررسی قرار گیرند (10).

 در همین راستا، نقش جنسیت نیز در جهت‌گیری‌های محیط‌زیستی و به‌تبع آن برنامه‌ریزی‌های آموزشی برای ارتقای سواد محیط‌زیستی، مورد تاکید قرارگرفته و از میان نظریه‌های مختلف جامعه‌شناسی محیط‌زیست، نظریه اکوفمنیسم[14] ضمن تاکید بر تفاوت نگرش‌ها و رفتارهای محیط‌زیستی در بین زنان و مردان، معتقد است که زنان به دلایل مختلف، بیش از مردان دارای نگرش مثبت نسبت به محیط‌زیست بوده و از آن حمایت می‌کنند.

اکوفمنیسم، اصطلاحی است که اولین بار توسط فرانسوا دوبین در 1974 به کار رفت. این اصطلاح به واکنش فمنیستی به‌بحران محیط‌زیست اشاره دارد که با پیوند دادن جنسیت‌گروی[15] و طبیعت‌گروی[16]، ریشه فساد و تباهی محیط‌زیست را در اخلاق مبتنی بر "منطق سلطه" جست‌و‌جو می‌کند (11). نظریه اکوفمنیسم در دهه 1970 و 1980 به عنوان یکی از اشکال نظریه‌های فمنیسم و محیط‌زیست‌گرایی که درواقع ترکیبی از آن‌ها می‌باشد، ظهور یافت (12). در این نظریه تاکید عمده بر این است که زنان، حامی بالقوه سیاست‌های محیط‌زیستی هستند و بین زنان و جنبش‌هایی که در راستای حفاظت از محیط‌زیست شکل‌گرفته‌اند، پیوستگی وجود دارد (13).

اکوفمنیسم معتقد است ستم بر طبیعت و بر زن به نحو تفکیک‌ناپذیر و پیوسته‌ای به هم گره خورده است و منطق سلطه هم در برخورد آدمیان با محیط‌زیست و هم در برخورد مردان با زنان به یک شیوه و با یک تفکر کار خود را به پیش برده است. این منطق بر مزیت بخشی به یک ارزش در مقابل ارزش‌های دیگر مبتنی است و بر اساس آن، آدمیان به ویژگی‌های انسانی، ارزشی بیش از بقیه ویژگی‌های طبیعت می‌دهند و تصور می‌کنند که این تفاوت، ستم آنان به طبیعت را توجیه می‌کند. همین طور ارزش مذکر منطقی بودن، بر‌ارزش‌های مونث پرورش کودک، دلسوزی و مراقبت، رجحان یافته و مردان تصور می‌کنند که چون از ارزش بالاتری برخوردارند، حق دارند که به زنان ستم کنند (11).

در حال حاضر، دو رویکرد عمده در اکوفمنیسم وجود دارد: رویکرد ذاتی[17] و رویکرد برساخت‌گرایانه[18]. بر اساس رویکرد ذاتی، پیوند زنان با طبیعت اجتناب‌ناپذیر است. مطابق با این رویکرد، زنان به خاطر برخی ویژگی‌های ذاتی (مانند فرزند پروری، مهربانی و عطوفت، مراقبت و...) نزدیکی و قرابت بیش‌تری با طبیعت که به‌نوعی، از همین ویژگی‌ها برخوردار است، دارند. این رویکرد در نقطه مقابل رویکرد برساخت‌گرایانه قرار دارد که معتقد است جنسیت، برساخته‌ای اجتماعی است و رابطه زنان با طبیعت در زمینه‌های اجتماعی خاصی برساخته می‌شود و درک رابطه زنان و مردان با طبیعت، نیازمند درک واقعیت مادی آنان به همان اندازه جنسیت آنان است (14).

یکی از دلایل مطرح‌شده برای جانب‌داری رویکرد اکوفمنیسم از زنان در حمایت از محیط‌زیست، این است که زنان تمایل به دیدن جهان با پیوستگی درونی دارند، درحالی‌که مردان تمایل به دیدن جهان با اشیا و اجزا دارند. بر این اساس، مطرح می‌شود که مردان ممکن است توجه کم‌تری نسبت به زنان برای ارتباط دادن بین محیط‌زیست و چیزهایی که آن‌ها ارزش‌گذاری می‌کنند، داشته باشند، حتی اگر هر دو گروه، ارزش‌های مشابه داشته باشند (13). صالح[19] معتقد است که زنان در سرتاسر جهان، نسبت به استثمار طبیعی و انسانی، دغدغه شخصی قوی‌تری نشان می‌دهند (15).

مدعای اکوفنیسم این است که برای مقابله با ستم به زنان و طبیعت، منطق فمنیسم سنتی بایستی به‌گونه‌ای گسترش یابد تا فمنیسم بوم‌شناختی (اکوفمنیسم) را نیز شامل شود. فمنیسم بوم‌شناختی چهارچوب متفاوتی فراهم خواهد آورد که تنها در آن چهارچوب می‌توان از تداوم سلطه و ستم بر زن و طبیعت جلوگیری کرد، چراکه هر نظریه فمنیستی و هر اخلاق محیط‌زیستی که پیوند متقابل سلطه بر زن و طبیعت را‌ به‌طور‌‌‌جدی لحاظ نکند، ناکارآمد است (11).

ولی در حقیقت، رویکرد اکوفمنیسم در مورد علل جانب‌داری از حمایت خاص زنان از محیط‌زیست، تبیین چندانی ارایه نمی‌دهد. درحالی‌که نظریه‌های دیگری مانند نظریه اجتماعی شدن[20]، در پی بیان دلیل بروز این پدیده می‌باشند. نظریه اجتماعی شدن مدعی است که رفتار از طریق فرآیند اجتماعی شدن، قابل پیش‌بینی است و ازآنجاکه افراد از طریق انتظارات جنسیتی موجود در چارچوب هنجارهای فرهنگی، اجتماعی می‌شوند، زنان به واسطه فرهنگ جامعه به‌گونه‌ای اجتماعی می‌شوند که بیان‌گر بوده، اخلاق پرستارانه داشته باشند، وابسته‌تر، مهربان‌تر، پرورش‌دهنده‌تر و هم یارتر باشند و در نقش‌های مراقبتی فعال‌تر حضور یابند. از سوی دیگر مردها مستقل‌تر و رقابت‌جوتر بار می‌آیند (16)، بنابراین، به‌طور نظری، تفاوت‌های جنسیتی در طبیعت‌گرایی به واسطه اجتماعی شدن متفاوت میان دو جنس از دوران کودکی است.

با در نظر گرفتن این موارد در مورد اکوفمنیسم مبنی بر انتظارات جنسیتی و شیوه‌های متفاوت اجتماعی شدن و تاثیر آن‌ها در شکل‌گیری نگرش افراد و به دنبال آن در آموزش پذیری و سواد محیط‌زیستی، ممکن است چنین به نظر برسد که نظریه اکوفمنیسم یا فمنیسم بوم‌شناختی می‌تواند تحلیل مناسبی برای تفاوت‌های احتمالی جنسیتی زنان و مردان در ایران در زمینه توجه به محیط‌زیست و در سطح جامعه موردبررسی (دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی) ارایه دهد.

پژوهش‌های نسبتا متعددی در مورد نقش متغیر جنسیت در ارزش‌ها و نگرش‌های محیط‌زیستی، آگاهی، عملکرد و سواد محیط‌زیستی در حوزه‌های آموزش محیط‌زیست و جامعه‌شناسی محیط‌زیست صورت گرفته است. از پژوهش‌هایی که در مورد اثر جنسیت بر آگاهی، نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی انجام‌گرفته، نتایج مختلفی به‌دست‌آمده است، افرادی چون اسکات و ویلترز (1994) به نتایجی مبنی بر

‌عدم تفاوت در نگرش و عملکرد دو جنس و آگاهی محیط‌زیستی بالاتر مردان دست‌یافته‌اند (17). نتایج پژوهش‌های افرادی چون آقا محمدی و صالحی عمران (1387) حاکی از عدم تفاوت در رفتارهای محیط‌زیستی زنان و مردان و نگرش و آگاهی بالاتر محیط‌زیستی زنان است (10). نتایج مطالعات خوش فر و همکاران نیز نشان داد که بین آگاهی محیط‌زیستی زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد (18). صالحی و همکاران (1394) در پژوهشی با عنوان بررسی نگرش و رفتار مسوولانه دانشجویان نسبت به محیط‌زیست که در بین دانشجویان استان مازندران صورت گرفت به نتایجی مبنی بر تفاوت نگرش و رفتار محیط‌زیستی دانشجویان بر حسب جنسیت دست یافتند (19). ایشان در پژوهش دیگری که نتایج آن در سال 1395 در مقاله‌ای با عنوان بررسی نقش جنسیت در جهت‌گیری‌های زیست‌محیطی در فصلنامه علوم و تکنولوژی محیط‌زیست منتشر شد، به نتایجی مبنی بر عدم تفاوت معنادار بین نگرش محیط‌زیستی زنان و مردان دست‌یافته‌اند (13).

لاو[21] و پینهی[22] (1982) در مطالعه خود که در مورد تفاوت‌های شهری- روستایی بودن در حفاظت محیط‌زیستی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که بین جنسیت و رفتار محیط‌زیستی رابطه وجود دارد. آن‌ها داده‌های پیمایش اجتماعی عمومی دوره پنج‌ساله 1978-1973 در بین شهروندان آمریکایی را به کار گرفتند و دریافتند که زنان نسبت به مردان، رفتارهای محافظانه‌تری نسبت به محیط‌زیست از خودشان نشان می‌دهند (20). در مطالعه دیگری، شان[23] و هُزلر[24] (1990)، در زمینه پیوستگی بین جنسیت و "تعهد عملی خودبیانگر" به رابطه معناداری بین این دو متغیر دست یافتند. این نتایج نشان داد که زنان سطح بالایی از تعهد عملی خودبیانگر را دارا هستند (21). هم‌چنین زلزنی و همکارانش با تمرکز بر روی تفاوت‌های جنسیتی در محیط‌زیست‌گرایی[25]، به مطالعه دانشجویان انگلیسی و اسپانیایی‌زبان در 14 کشور اروپایی، آمریکای لاتین و ایالات‌متحده پرداختند. نتایج پژوهش آن‌ها نشان داد که در 11 کشور از 14 کشور، زنان در مقایسه با مردان، مشارکت گسترده‌ای در "رفتارهای طرفداری از محیط‌زیست" دارند (22). در یکی از مطالعات دیگر که توسط بار[26] و همکارانش در انگلستان و در مورد رابطه بین جنسیت و رفتار معنادار محیط‌زیستی صورت گرفت، نتایج نشان داد که جنسیت پیش‌بینی کننده قوی در به حداقل رساندن مواد مصرفی است و زنان تمایل بیش‌تری به کاهش مصرف نشان می‌دهند (23).

 نتایج بررسی‌های بوداک[27] و همکارانش در سال 2005 در زمینه نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی 240 نفر از دانشجویان دانشگاه ترکیه که در شماره سوم از دوره 12 فصلنامه علوم کاربردی[28] منتشر شد، نشان داد که نگرش و رفتارهای محیطی بر حسب جنسیت و محل سکونت دانشجویان متفاوت بود (24). رایس[29] (2006) در مطالعه خود درباره رفتار طرف‌دارانه از محیط‌زیست در قاهره مصر، دریافت که افرادی که در رفتارهای محیط‌زیستی مشارکت می‌کنند، لزوما زن نیستند و جنسیت، اهمیت چندانی در انواع رفتارهای طرف‌دارانه از محیط‌زیست ندارد (25). یافته‌های مطالعه امین راد و همکاران که به بررسی میزان آگاهی محیط‌زیستی و نگرش دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در دانشگاه‌های مالزی پرداختند، نشان‌گر عدم وجود تفاوت معنی‌دار میان آگاهی و نگرش محیط‌زیستی دانشجویان دختر و پسر بود (26). نتایج بررسی‌های آیدین و سپنی در مورد نگرش 931 نفر از دانشجویان دانشگاه کارابوک ترکیه نسبت به مسایل محیط‌زیستی، تاثیرپذیری نگرش از جنسیت و رشته تحصیلی دانشجویان را نشان داد (27). نتایج پژوهش دیگری با آزمون طیف پارادایم اکولوژیکی در بین 507 نفر دانشجو در ترکیه هم نشان از تاثیرپذیری نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی مسوولانه دانشجویان از دانشکده، محل سکونت و جنسیت آن‌ها داشت (28). کوزی[30] و همکاران هم در پژوهش دیگری در ترکیه که نتایج آن در سال 2011 و شماره دوم سال اول نشریه الکترونیکی بین‌المللی آموزش محیط‌زیست انتشار پیدا کرد، دریافتند که حساسیت نسبت به محیط‌زیست و آگاهی محیط زیستی بر حسب جنسیت، متفاوت است و افرادی که از سواد، آگاهی و حساسیت محیط زیستی برخوردار بودند، توانستند به بهترین نحو با مشکلات محیط‌زیستی مقابله نمایند (29).

 همان‌طور که نتایج مطالعات پیشین نشان می‌دهد، غالب‌مطالعاتی که در کشورهای غربی صورت گرفته است از این‌فرضیه که زنان در مقایسه با مردان، گرایش بیش‌تری نسبت به محیط‌زیست دارند، پشتیبانی می‌کنند؛ و نتایج این مطالعات عمدتا با نتایج مطالعاتی که در ایران انجام‌شده است، هم‌خوانی ندارد.

از سوی دیگر مدعیات اکوفمنیسم، موردنقد جدی اندیشمندان اخلاق محیط‌زیستی واقع‌شده است. مارگاریتا گارسیا لوین[31] در مخالفت با اکوفمنیسم، ستم دانستن سلطه مردانه و نیز سلطه انسان بر زمین را دارای اشکال می‌بیند، چراکه سلطه مردانه می‌تواند تبیین‌های علمی و زیستی و یا دلیل موجه سودگروانه داشته باشد. تحقیقات زیست‌شناختی و روان‌شناختی نشان داده است که مردان معمولا اشتیاق بیش‌تری به گردانندگی امور دارند و پسران از دختران رقابت‌جو ترند و برای به دست آوردن قدرت و مقام، بیش‌تر با خودشان و نه با زنان می‌جنگند. استدلال نظریه سودگروانه نیز این است که اگر مردان امور را بگردانند، در بلندمدت، هم زنان و هم مردان، خوشبخت‌تر خواهند بود، زیرا مردان عینی‌نگرتر، تحلیل‌گراتر و آمرترند و کارها را بهتر می‌گردانند. لوین می‌گوید: ممکن است کسی در این استدلال‌ها و تحقیقات خدشه کند، ولی به هر حال ثابت می‌شود که نگرش سنتی به اخلاق بر مبنای بیداد و ستم استوار نبوده است (11). از نگاه گارسیا لوین، سلطه انسان بر طبیعت و زمین نیز مستلزم ستم بر محیط‌زیست نیست، زیرا افراد حق استفاده از طبیعت را برای بقا و خوشبختی خود می‌خواهند. مبنای چنین حقی نیز برتری انسان نیست، بلکه به قول فرانسیس بیکن "حق ناشی از ضرورت است" است. به علاوه، تمایل آدمی به بهره‌برداری از طبیعت، تمایلی ذاتی و فراتر از کنترل اوست و این تمایل که بقیه جهان هستی را ابزاری برای بقای خود بینگاریم، در همه‌موجودات زنده اجتناب‌ناپذیر است و ازاین‌رو نمی‌تواند موضوع نقد منطقی قرار گیرد (11) و بالاخره ادعای نهایی اکوفمنیسم که میان جنسیت باوری و طبیعت باوری ارتباط مفهومی برقرار می‌کند، بی‌دلیل است، زیرا در تلقی سنتی هیچ شباهتی میان مفهوم زن و مفهوم محیط‌زیست وجود ندارد و زنان کوچک‌ترین شباهتی با کوه‌ها و درختان ندارند، بلکه زنان می‌توانند بیندیشند، احساس کنند و در دل خود آرزوها بپرورانند. این کارها از کوه‌ها و درختان برنمی‌آید. بیش‌تر می‌توان متوسط مردان را با متوسط زنان همانند کرد تا متوسط زنان را با متوسط کوه‌ها. از سوی دیگر، بر فرض که طبق ادعای اکوفمنیسم، چنین شباهتی در تلقی سنتی انسان‌ها وجود داشته باشد، این نتیجه‌گیری که چون انسان‌ها در تلقی سنتی مردانه میان زن و اشیای طبیعی و مادی، پیوند مفهومی در نظر می‌گرفته‌اند و به همین دلیل با آن‌ها یکسان رفتار کرده و یکسان سلطه و ستم روا می‌داشته‌اند، پس به همان دلیل که سلطه بر زنان نادرست است، سلطه بر طبیعت و محیط‌زیست هم خطا است، به لحاظ منطقی درست نمی‌باشد (30).

در مکتب فکری اسلام، انسان- اعم از زن و مرد- ازاین‌رو که موجودی دارای اختیار است، هم می‌تواند نقش آبادگرانه در طبیعت و محیط‌زیست داشته باشد و هم می‌تواند از همین‌اختیار، استفاده سوء به عمل آورده و در جهت سلطه خودکامانه و هواپرستانه بر طبیعت گام بردارد (31).

از دیدگاه اسلام، انسان از آن جهت که انسان است، دارای حقوق ثابت است و جنسیت در حقوق انسانی هیچ دخالتی ندارد. همه آیاتی هم که به‌نوعی بر برتری مرد بر زن دلالت دارند، قابل تفسیر هستند. شاید در تعالیم اسلام در برخی امور، مرد بر زن ترجیح داده‌شده است اما این امور چندان ارتباطی به برتری حق مرد بر زن ندارد و آنچه مربوط به جایگاه شخصیتی انسان است، زن و مرد در آن مشترک‌اند؛ مثلا در مسایل ارزشی مانند ایمان، عمل صالح، دانش و تقوا هیچ تفاوتی میان زن و مرد نیست. درباره ادب و معرفت، علم و حکمت و تعلیم و تربیت، اسلام هرگز جنسیت را دخالت نمی‌دهد و هر دو را دارای حقی مساوی می‌داند. پس به هیچ‌وجه انواع سلطه‌گری‌های نفسانی، خواه سلطه بر محیط‌زیست، خواه سلطه بر زن و غیر آن، در اسلام عادلانه تلقی نمی‌شود و هم‌چنین رفع و ریشه کردن سلطه لزوما با سپردن مدیریت طبیعت و محیط‌زیست به زنان پدید نمی‌آید. انسان، چه زن باشد و چه مرد، در صورت تعدی از انجام ماموریت و تعهد الهی و اخلاقی خود، اقدام به سلطه‌گری خواهد کرد (11).

مقاله حاضر درصدد بررسی کارآیی یا عدم کارآیی نظریه اکوفمنیستی در تبیین تفاوت‌های احتمالی میان آگاهی، نگرش و عملکرد محیط‌زیستی دانشجویان زن و مرد دانشگاه پیام نور استان مرکزی، مقایسه نتایج آن با دیدگاه‌ اسلامی و بهره‌گیری از آن در برنامه‌ریزی‌های آموزشی برای ارتقای سواد‌‌‌‌‌محیط‌زیستی دانشجویان می‌باشد. هدف کلی پژوهش حاضر آشنایی با میزان آگاهی، نوع نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی به‌عنوان مولفه‌های اصلی سواد محیط‌زیستی و بررسی و مقایسه نقش جنسیت در هر یک از این متغیرها می‌باشد.

سوالات پژوهش

1. دانش و آگاهی محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی تا چه اندازه است؟

2. دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی چه نوع نگرشی نسبت به محیط‌زیست دارند؟

3. عملکرد یا رفتار محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی در چه سطحی است؟

4. آیا تفاوتی در دانش، نگرش و عملکرد محیط‌زیستی دانشجویان زن و مرد دانشگاه پیام نور استان مرکزی وجود دارد؟

5. در صورت مثبت بودن پاسخ سوال چهارم، آیا این تفاوت با نظریه اکوفمنیسم قابل توجیه است؟

6. آیا نتایج این پژوهش با دیدگاه‌های اسلامی، هم‌خوانی دارد؟

روش بررسی

روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه‌گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع پیمایشی است که برای تحلیل نتایج و تطبیق آن با دو دیدگاه موردمطالعه از تحلیل اسناد و مدارک و مرور ادبیات تحقیق استفاده‌شده است و از این حیث جزو پژوهش‌های چند روشی[32] محسوب می‌شود (32).

در این پژوهش جامعه آماری عبارت است از کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی که بر اساس اطلاعات آماری رسمی دانشگاه 13701 نفر می‌باشند که در 13 مرکز و واحد استان مشغول به تحصیل هستند. به منظور تعیین حجم نمونه و با توجه به دانستن اینکه جامعه موردپژوهش 13701 عضو و 13 مرکز و واحد دارد، ابتدا 3 مرکز اراک، خمین و محلات و

2 واحد فراهان و چهار چشمه بر مبنای پراکنش جغرافیایی (از نقاط مختلف استان) و دارا بودن فرهنگ محلی شاخص برای معرف بودن از کل جامعه مطالعاتی (دانشگاه پیام نور استان مرکزی) انتخاب شدند و سپس با بهره‌گیری از جدول مورگان، حجم نمونه 338 نفر حاصل شد، این نتیجه با استفاده از فرمول نسبتی کوکران نیز با اختلاف ناچیزی تایید شد که برای بالا رفتن دقت کار 377 نمونه درنهایت به صورت تصادفی انتخاب و موردمطالعه قرار گرفت. در این پژوهش با توجه به این‌که سواد ‌محیط‏زیستی دارای محدوده وسیعی می‏باشد، لذا برای تحدید مساله به بررسی ابعاد مهم سواد ‌محیط‏زیستی (آگاهی، نگرش و رفتار) بسنده گردیده است. ابزار پژوهش حاضر پرسش‌نامه‌ای در چهار بخش است که بخش اول آن محقق ساخته بوده و بخش‌های مربوط به سنجش سواد محیط‌زیستی (آگاهی، نگرش و رفتار) در تحقیقات پیشین (10) مورداستفاده قرارگرفته است. این پرسش‌نامه با توجه به فرهنگ جامعه ایران و با استفاده از نظرات تکمیلی مورداستفاده قرارگرفته و قبل از اجرای نهایی برای افزایش روایی و اعتبار آن به صورت آزمایشی به اجرا درآمده است. بخش اول پرسش‌نامه با محتوای تعدادی سوال در زمینه اطلاعات دموگرافیک شامل جنسیت، مقطع تحصیلی، رشته‌تحصیلی، مرکز یا واحد محل تحصیل و سن پاسخ‌گو می‌باشد. بخش دوم پرسش‌نامه شامل 9 گویه یا سوال تشریحی کوتاه پیرامون سنجش دانش یا آگاهی‌های محیط‌زیستی دانشجویان است. برای سنجش و اندازه‌گیری متغیر آگاهی یا دانش، جهت فهم بهتر مطلب و سهولت کار، 9 گویه موردسنجش دانش، از عدد صفر تا 9 شماره‌گذاری شده است. عدد 1 برای گویه ای است که جواب درست و عدد صفر برای گویه ای که جواب نادرست داده‌اند، کدگذاری متغیر آگاهی یا دانش به چهار بازه تقسیم‌بندی شده است. عدد صفر به بازه صفر، آگاهی اصلاً نمی‌دانم؛ عدد 1 به بازه 3 تا 1 آگاهی اندک؛ عدد 2 به بازه 6 تا 4 آگاهی متوسط و عدد 3 به بازه 9 تا 7 آگاهی زیاد، اختصاص دارد. بخش سوم پرسش‌نامه نیز برای سنجش و اندازه‌گیری متغیر نگرش دارای 11 گویه می‌باشد و طیف سنجش به ترتیب اولویت به مقوله‌های؛ کاملاً موافقم، موافقم، نظری ندارم، مخالفم و کاملاً مخالفم، رتبه‌بندی شده است. این متغیر بر حسب طیف لیکرت تنظیم گردیده و سپس توزیع فراوانی متغیر نگرش محیط‌زیستی بر اساس نمره مقیاس 1 تا 5 در جدول شماره 3 آورده شده است. در بخش چهارم پرسش‌نامه هم برای سنجش و اندازه‌گیری متغیر عملکرد؛ از 18 گویه استفاده‌شده که این متغیر بر حسب طیفی به ترتیب اولویت به مقوله‌های؛ همیشه، بعضی وقت‌ها، به‌ندرت و اصلاً رتبه‌بندی شده، سپس توزیع فراوانی متغیر رفتار محیط‌زیستی بر اساس نمره مقیاس 1 تا 4 در جدول شماره 4 نشان داده شده است. روایی ابزار پژوهش یا پرسش‌نامه از نوع روایی محتوایی[33] است. بدین صورت که ابتدا، مدلی از حیطه‌های مختلف موضوع تدوین گردید، سپس برای هر حیطه گویه‌های متعددی طراحی شد و پس از تعدیل گویه‌ها، فهرست اولیه پرسش‌نامه تهیه گردید و در اختیار افراد متخصص (15 نفر از اعضای هیات علمی، 5 نفر کارشناس در حوزه تحقیقات و پژوهش، 5 نفر کارشناس ارشد آموزش محیط‌زیست) قرارگرفته و در چندین نوبت با اعمال نظر متخصصین، گویه‌هایی که به لحاظ صوری و محتوایی مناسب تشخیص داده نشده بودند، حذف گردید و گویه‌های مناسب جایگزین شد و در نهایت پرسش‌نامه‌ای حاوی 38 گویه، 9 گویه در حوزه دانش، 11 گویه در حوزه نگرش و 18 گویه در مورد عملکرد یا رفتارهای محیط‌زیستی دانشجویان تهیه‌شده و برای سنجش روایی مورد ارزیابی قرار گرفت و سپس تایید شد. به منظور بررسی پایایی در این پژوهش به محاسبه آلفای کرونباخ اقدام شد و نتیجه 83/0 در خصوص پایایی بخش نگرش پرسش‌نامه و آلفای 79/0 در خصوص بخش رفتار پرسش‌نامه حاصل شد. البته در مورد بخش مربوط به سنجش آگاهی‌های محیط‌زیستی به علت استفاده از سوالات باز، امکان محاسبه آلفای کرونباخ وجود نداشت و به استفاده از آن در تحقیقات پیشین اعتماد شد. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS به شرح زیر استفاده‌شده است:

1) تشکیل و تنظیم جداول توزیع فراوانی، درصد، میانگین وزنی و انحراف معیار (استاندارد)

2) استفاده از آزمون t برای بررسی نقش جنسیت در آگاهی، نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی دانشجویان

یافته‌ها

 توصیف متغیرهای زمینه­ای

جدول 1- توزیع درصدی و آماره­های توصیفی بر حسب متغیرهای زمینه­ای

مشخصات فردی آزمودنی‌ها

فراوانی

درصد

بی‌پاسخ

سن

18-22

140

1/37

61

23- 27

96

5/25

38-32

37

8/9

33-37

25

6/6

38 به بالا

18

8/4

جنسیت

زن

281

5/74

1

مرد

95

2/25

 

مقطع تحصیلی

کاردانی

2

5/0

53

کارشناسی

282

8/74

کارشناسی ارشد

40

6/10

 

 

مرکز دانشگاهی

 

اراک

126

4/33

2

خمین

79

0/21

چهار چشمه (قورچی باشی)

44

7/11

فراهان

55

6/14

محلات

71

8/18

همان‌طور که جدول نشان می‌دهد تقریباً 37 درصد از پاسخ‌گویان بین 18 تا 22 سال سن داشته و سن تقریباً 25 درصد از آن‌ها بین 23 تا 27 سال بوده است. با این حال، تعداد ‌قابل‌ملاحظه‌ای از افراد (61 نفر) سن خود را مشخص نکرده‌اند. اکثریت آن‌ها زن (5/74 درصد) بوده‌اند. داده‌های جدول شماره 1 نشان می‌دهد که نزدیک به 75 درصد از پاسخ‌گویان در مقطع کارشناسی در حال تحصیل بوده‌اند. همچنین، 53 پاسخ‌گو به مقطع تحصیلی خود، اشاره‌ای نکرده‌اند. درنهایت 4/33 درصد از آن‌ها در دانشگاه پیام نور مرکز اراک مشغول به تحصیل بوده و 21 درصد مرکز خمین و مابقی پاسخ‌گویان چهار چشمه (قورچی باشی)، فرمهین و محلات را به عنوان محل تحصیل خود انتخاب نموده‌اند. ضمن این‌که 2 نفر به این سؤال پاسخ نداده‌اند.

سوال اول: دانش و آگاهی محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی تا چه اندازه است؟

جدول شماره 2 توزیع فراوانی متغیر آگاهی محیط‌زیستی را بر اساس نمره مقیاس صفر تا 3 نشان می‌دهد.

 

 

جدول 2- توزیع فراوانی متغیر آگاهی محیط‌زیستی

گویه ها

اصلا نمی‌دانم

آگاهی اندک

آگاهی متوسط

آگاهی زیاد

میانگین

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

آگاهی محیط‌زیستی

43

4/11

254

4/67

78

7/20

2

5/0

10/1

 

 

داده‌های جدول شماره 2 حاکی از آن است که بیش‌ترین فراوانی (254 پاسخگو) به پاسخگویانی است که آگاهی اندکی دارند. این تعداد بیش از 67 درصد از پاسخ‌گویان را شامل می‌گردد. تعداد 78 نفر یعنی نزدیک به 21 درصد از پاسخ‌گویان آگاهی متوسط داشته و 2 پاسخ‌گو نیز آگاهی زیاد (بین هفت تا نه امتیاز) را نشان داده‌اند. با این حال، 4/11 درصد (43 پاسخ‌گو) امتیاز صفر را در زمینه آگاهی محیط‌زیستی کسب کرده‌اند. در مجموع، میانگین آگاهی محیط‌زیستی 10/1 (از صفر تا 3) می‌باشد.

سوال دوم: دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی چه نوع
نگرشی نسبت به محیط‌زیست دارند؟

جدول 3 توزیع فراوانی متغیر نگرش محیط‌زیستی را بر اساس نمره مقیاس 1 تا 5 نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های جدول 3 مقایسه میانگین‌ها نشان می‌دهد که میانگین 29/4 (از 5) مربوط به گویه هفتم در بالاترین سطح و میانگین 65/2 (از 5) مربوط به گویه پنجم در پایین‌ترین سطح قرار دارد. در مجموع، میانگین نگرش محیط‌زیستی 71/3 از 5 می‌باشد که بالاتر از حد متوسط می‌باشد.


 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 3-توزیع فراوانی متغیر نگرش محیط‌زیستی

گویه‌ها

کاملاً موافق

موافق

بی‌نظر

مخالف

کاملاً مخالف

بی‌ پاسخ

میانگین

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

1

94

9/24

156

4/41

64

0/17

48

7/12

10

7/2

5

75/3

2

97

7/25

158

9/41

62

4/16

52

8/13

3

8/0

5

79/3

3

21

6/5

38

1/10

39

3/10

169

8/44

104

6/27

6

80/3

4

118

3/31

169

8/44

40

6/10

31

2/8

8

½

11

98/3

5

55

6/14

138

6/36

70

6/18

82

8/21

19

0/5

13

65/2

6

132

0/35

166

0/44

60

9/15

6

6/1

4

1/1

9

13/4

7

163

2/43

170

1/45

24

4/6

11

9/2

3

8/0

6

29/4

8

83

0/22

134

5/35

87

1/23

53

1/14

8

½

12

63/3

9

13

4/3

32

5/8

57

1/15

178

2/47

90

9/23

7

81/3

10

31

2/8

93

7/24

122

4/32

95

2/25

22

8/5

14

04/3

11

122

4/32

173

9/45

48

7/12

21

6/5

8

½

5

02/4

 


سوال سوم: عملکرد محیط‌زیستی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مرکزی در چه سطحی قرار دارد؟جدول 4 توزیع فراوانی متغیر رفتار محیط‌زیستی را بر اساس نمره مقیاس 1 تا 4 نشان می‌دهد. مقایسه میانگین‌ها نشان می‌دهد که میانگین 56/3 (از 4) مربوط به گویه اول یعنی «خاموش کردن وسایل گرمایش در اتاق‌هایی که لازم نیست روشن باشد» در بالاترین سطح و میانگین 09/2 (از 4) مربوط به گویه هجدهم یعنی «ریختن زباله‌های آشپزخانه در باغچه» در پایین‌ترین سطح قرار دارد.

در مجموع، میانگین رفتار محیط‌زیستی پاسخگویان 87/2 از 4 می‌باشد که بالاتر از حد متوسط است.

 

جدول 4- توزیع فراوانی متغیر رفتار محیط‌زیستی

گویه‌ها

همیشه

معمولاً

گاهی اوقات

به‌ندرت

بی‌ پاسخ

میانگین

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

1

245

0/65

105

9/27

20

3/5

7

9/1

0

56/3

2

77

4/20

149

5/39

78

7/20

70

6/18

3

62/2

3

88

3/23

116

8/30

92

4/24

79

0/21

2

57/2

4

178

2/47

128

0/34

33

8/8

37

8/9

1

19/3

5

72

1/19

121

1/32

84

3/22

93

7/24

7

46/2

6

59

6/15

92

4/24

98

0/26

118

3/31

10

75/2

7

159

2/42

104

6/27

56

9/14

56

9/14

2

98/2

8

137

6/36

122

4/32

63

7/16

53

1/14

2

91/2

9

230

0/61

91

1/24

38

1/10

16

2/4

2

43/3

10

120

8/31

137

6/36

64

0/17

50

3/13

6

88/2

11

55

6/14

112

7/29

99

3/26

109

9/28

2

30/2

12

227

2/60

76

2/20

35

3/9

30

0/8

9

36/3

13

86

8/22

121

1/32

91

1/24

70

6/18

9

61/2

14

110

2/29

123

6/32

78

7/20

57

1/15

9

78/2

15

244

7/64

83

0/22

27

2/7

17

5/4

6

49/3

16

106

1/28

119

6/31

83

0/22

63

7/16

6

72/2

17

134

5/35

140

1/37

70

6/18

31

2/8

2

01/3

18

64

0/17

67

8/17

82

8/21

162

0/43

2

09/2


 

سوال چهارم: آیا میان دانش، نگرش و عملکرد محیط‌زیستی دانشجویان زن و مرد و جنسیت آن‌ها رابطه وجود دارد؟

جدول شماره 5، تمایز پذیری میزان سه متغیر آگاهی
محیط‌زیستی، نگرش محیط‌زیستی و رفتار محیط‌زیستی را بر حسب جنسیت موردبررسی قرار می‌دهد. این جدول (شماره 5) مقایسه میانگین‌ها را‌ بر حسب جنسیت نشان می‌دهد.


 

جدول 5- خلاصه شاخص‌های آماری مقایسه میانگین‌های دو گروه مستقل بر حسب جنسیت

متغیر وابسته

گروه‌های مستقل

میانگین

انحراف معیار

مقدار آزمون

سطح معناداری

آگاهی محیط‌زیستی

زن

24/2

398/1

098/0

755/0

مرد

66/2

470/1

نگرش محیط‌زیستی

زن

70/3

415/0

130/0

719/0

مرد

74/3

403/0

رفتار محیط‌زیستی

زن

84/2

467/0

039/1

309/0

 

 

همان‌طور که ملاحظه می‌شود، میانگین میزان آگاهی محیط‌زیستی مردان دانشجو بیش از زنان دانشجو بوده است.

 با این حال از نظر آماری این تفاوت معنادار نیست؛ بنابراین، تفاوت چندانی در آگاهی محیط‌زیستی در بین زنان و مردان وجود ندارد. به همین ترتیب، میانگین میزان نگرش محیط‌زیستی مردان بیش از زنان بوده است، اما این تفاوت میانگین‌ها نیز مورد تأیید واقع نشد. علاوه بر این، میانگین رفتار محیط‌زیستی مردان بیش از زنان بوده درحالی‌که این تفاوت نیز از نظر آماری معنی‌دار نیست و نمی‌توان تفاوتی بین رفتار محیط‌زیستی زنان و مردان قایل شد.

بحث و نتیجه‌گیری

در پژوهش حاضر و در پاسخ به سوال اول پژوهش، بررسی‌ها نشان داده است که در بخش سنجش آگاهی، نگرش و رفتار دانشجویان، میانگین آگاهی محیط‌زیستی 10/1 (از صفر تا 3) بود که این میزان آگاهی محیط‌زیستی، سطح پایینی را ارایه داده است. در پاسخ به سوال دوم پژوهش، میانگین نگرش محیط‌زیستی نیز 71 /3 از 5 بود که بالاتر از حد متوسط بوده است. همان‌گونه که ملاحظه گردید، به‌طورکلی یافته‌ها حاکی از آن است که پاسخ‌گویان، نگرش محیط‌زیستی مناسبی از خود نشان داده‌اند. در پاسخ به سوال سوم نیز میانگین رفتار محیط‌زیستی پاسخ‌گویان 87/2 از 4 بود که بالاتر از حد‌متوسط می‌باشد. به‌طورکلی یافته‌ها حاکی از آن است که پاسخ‌گویان، رفتار محیط‌زیستی نسبتاً مناسبی از خود نشان داده‌اند.

نتایج این پژوهش نشان داد که نگرش و رفتار دانشجویان نسبت به آگاهی آنان، سطح بالاتری را نشان می‌دهد که این امر به نظر می‌رسد ریشه در باورهای سنتی، تربیت خانوادگی و آموزه‌های مذهبی آن‌ها داشته باشد که این خود می‌تواند بیان‌گر خطی نبودن مطلق رابطه آگاهی، نگرش و رفتار و وجود عوامل متعدد موثر در رفتارهای محیط‌زیستی افراد و پیچیدگی این مساله باشد. این نتایج با آن بخش از مطالعات هینز، مبنی بر این‌که آگاهی و تمایل فرد برای رفتارهای مسوولانه به‌تنهایی برای تحقق پذیرفتن رفتار کافی نیست، زیرا رفتار مسوولانه محیطی تحت تأثیر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و فرصت انتخاب رفتارهای متفاوت نیز قرار دارد و بسیاری از رفتارهای روزمره که پیامدهای منفی یا حتی مثبت برای محیط دارند، بر حسب رفتار مبتنی بر عادت صورت می‌گیرند، مطابقت دارد. هم‌چنین این نتایج با آن بخش از مطالعه استرن و همکاران (1995) مبنی بر این‌که نوع نگرش به محیط ریشه در نظام ارزشی اشخاص دارد و نگرش‌های افراد در مورد موضوعات محیطی بر اساس نوع ارزشی است که این اشخاص برای خود، دیگران یا گیاهان و حیوانات (موجودات دیگر) قایل اند، هم‌خوانی دارد.

در پاسخ به سوال چهارم پژوهش و بر اساس نتایج آزمون‌آماری، میانگین میزان آگاهی محیط‌زیستی مردان دانشجو بیش از زنان دانشجو بوده است. با این حال از نظر آماری، این تفاوت معنادار نیست؛ بنابراین، تفاوت چندانی در آگاهی محیط‌زیستی در بین زنان و مردان وجود ندارد. به همین ترتیب، میانگین میزان نگرش محیط‌زیستی مردان بیش از زنان است، اما این تفاوت میانگین‌ها نیز مورد تأیید واقع نمی‌شود. لذا، می‌توان این‌گونه استدلال کرد که تفاوتی بین نگرش محیط‌زیستی زنان و مردان وجود ندارد. علاوه بر این، میانگین رفتار محیط‌زیستی مردان بیش از زنان است. درحالی‌که این تفاوت نیز از نظر آماری معنی‌دار نیست و نمی‌توان تفاوتی بین رفتار محیط‌زیستی زنان و مردان قایل شد. این قسمت از نتایج با آن بخش از نتایج تحقیقات اسکات و ویلترز (1994، به نقل از زین و پییرس، 2002)، مبنی بر عدم تفاوت در نگرش و عملکرد دو جنس مطابقت، لیکن با آن بخش از تحقیقات ایشان که حاکی از آگاهی محیط‌زیستی بالاتر زنان است هم‌خوانی ندارد. هم‌چنین این نتیجه با آن بخش از نتایج مطالعات آقا‌محمدی و صالحی عمران (1387) که حاکی از عدم تفاوت در رفتارهای محیط‌زیستی دو جنس است هم‌خوانی داشته ولی با آن بخش از نتایج پژوهش ایشان که حاکی از نگرش و آگاهی بالاتر محیط‌زیستی زنان است، مطابقت ندارد. این نتیجه با نتایج پژوهش خوش فر و همکاران (1394) مبنی بر عدم تفاوت بین آگاهی محیط‌زیستی مردان و زنان و هم‌چنین با نتایج حاصل از مطالعات رایس (2006)، امین راد و همکاران (2010) و صالحی و همکاران (1395) در زمینه عدم وجود تفاوت معنادار بین‌نگرش و جهت‌گیری‌های محیط‌زیستی زنان و مردان، هماهنگی دارد ولی با نتایج حاصل از مطالعات لاو و پینهی (1982)، شان و هزلر (1990)، زلزلی و همکاران (2000)، بار و همکاران (2004) مبنی بر تفاوت بین دو جنس در رفتارهای محیط‌زیستی، آیدین و پسنی (2010) در رابطه با تفاوت در نگرش محیط‌زیستی بر حسب جنسیت و بوداک (2005)، مودریسوگل و آلتانلار (2011) در زمینه نقش جنسیت در نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی و کوزی و همکارانش (2011) در زمینه اثر جنسیت بر حساسیت و آگاهی محیط‌زیستی، مغایرت دارد. اما در پاسخ به سوال پنجم پژوهش، با توجه به مثبت نبودن پاسخ سوال چهارم، توجیه آن بر اساس رویکرد اکوفمنیسم هم منتفی می‌باشد. به نظر می‌رسد نگرانی‌هایی که پیروان نظریه اکوفمنیسم مطرح می‌کنند، ممکن است در سنت فکری غرب به جا و موجه باشد چنان‌که در اروپا تا قرن نوزدهم میلادی، زنان از فراگیری علم و دانش محروم و حتی خواندن کتاب‌مقدس برای آنان ممنوع بود. در تمدن جدید نیز گرچه زن را انسان فرض کرده و تبلیغات گسترده‌ای در مورد حقوق زنان می‌نمایند ولی او را در بسیاری امور مستقل نمی‌دانند. در پاسخ به سوال ششم پژوهش، اما باید گفت که این نگرانی‌ها در اندیشه اسلامی جایی ندارد، زیرا شخصیت وجودی انسان و ترفیع درجات انسانی به علم و ایمان و حیات معنوی او پیوند خورده است و جنسیت در آن هیچ مداخله‌ای ندارد. اگر در برخی امور، اسلام مسایلی را در خصوص مرد یا زن فرموده است که به‌ظاهر حاکی از امتیاز مرد بر زن است، به تفاوت ظرفیت یا جایگاهی مربوط است که زن یا مرد در آن قرارگرفته‌اند و ارتباطی با حقوق انسانی آن‌ها ندارد؛ بنابراین انسان، چه زن باشد و چه مرد، در برابر محیط‌زیست خود مسوولیت دارد و توجه برنامه‌ریزان راهبردی و سیاست‌گذاران آموزش‌های محیط‌زیستی باید به این موضوع معطوف گشته و ارتقای سواد محیط‌زیستی آحاد جامعه-اعم از زن و مرد-در دستور کار آن‌ها قرار بگیرد.

در پایان، پیشنهاد می‌شود دولت با فراهم آوردن زمینه بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت رسانه‌ای، زمینه لازم را برای ارتقای آگاهی، دانش و مهارت همگانی، تقویت رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی هم‌سو در راستای ارتقا آگاهی، نگرش و رفتارهای محیط‌زیستی اقشار مختلف مردم (زن و مرد) به ویژه دانشجویان به عنوان یکی از اقشار اجتماعی اثرگذار، فراهم آورده و در رابطه با پیشنهاد، وضع و اجرای سیاست‌ها و مقررات موردنیاز و ایجاد و تقویت سازوکارهای لازم برای تقویت سواد‌‌‌‌‌محیط‌زیستی آحاد شهروندان، تلاش لازم را به عمل آورد. انجمن‌های اجتماعی و مردم نهاد نیز با استفاده از انواع‌فناوری‌های نوین و رسانه‏های جمعی، سه بعد نگرشی مردم به محیط‌زیست و ابعاد آن یعنی شناخت مردم، نگرش مردم و رفتار مردم را بهبود بخشند.

منابع

1-      Shivakumar, S. G., Vamadevappa, H.V., 2011. Environmental Attitude among the Secondary School Students. Indian Streams Research Journal, Vol. 1, No. 4, pp. 1-5.

2-   عظیمی- م.، غلامی، م-، رامین‌آزاد- م، «تبیین نشانگرهای سواد زیست‌محیطی بر اساس استانداردهای سواد علوم در پروژه 2061 آمریکا»، چهاردهمین سمینار آموزشی محیط‌زیست در سالن اجتماعات انتشارات فنی ایران، دی 1392- تهران- ایران.

3-      Barrett G.W., Peles, J.D, Odum E., 1997.Transcending processes and the level of organization concept, Bioscience, Vol. 47, No.8, p.p.531-5.

4-      Duailibi, M., 2006. Ecological literacy: What are talking about? Convergence, Vol.39, No.4, pp. 65-68.

5-      شبیری، سید محمد و عبداللهی، سهراب، «نظریه‌ها و کاربردهای آموزش محیط‌زیست»، تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور، 1388.

6-      رها دوست، بهار، «سواد زیست‌محیطی»، نشریه زیبا شناخت، 1387، شماره 18، ص 124-111.

7-      Clark.C., Gaisford, JandJones,M., 2013. Global Warming: An Assesement of Knowledge, Attitudesfrom://www.ru.ac. ir and Practices at Rhodes University, Grahamsttown, SouthAfrica, from://www.ru.ac.ir.

8-      Landers, P., et al., 2002.Environmental Literacy, Scope and Sequence, Minnesota Office of Environmental Assistance, US.

9-      Stern, P.C., Dietz, T., Guangano, G.A., 1995.The new Ecological paradigm in Social-Psych-logocal Context. Environment and Behavior, Vol. 27, pp.723-743.

10- صالحی عمران، ابراهیم و علی آقا محمدی، «بررسی دانش، نگرش و مهارت‌های زیست‌محیطی معلمان آموزش دوره ابتدایی استان مازندران»، فصلنامه تعلیم و تربیت، 1387، شماره 95، ص 118-91.

11-   اسلامی، محمدتقی، «اسلام و اخلاق زیست‌محیطی با تاکید بر آرای آیت ا...جوادی آملی»، فصلنامه اسراء، 1391، سال چهارم (4)، ص 111-77.

12-  Oster, H., 2011. Eco- feminism: historical and international evolution, Aaccessed on www.clas.ufl. Edu/users/born/pdf Dated on 12/08/2011.

13- صالحی، صادق. کبیری، افشار و کریم زاده، سارا، «بررسی نقش جنسیت در جهت‌گیری‌های زیست‌محیطی (موردمطالعه: شهر ارومیه)»، فصلنامه علوم و تکنولوژی محیط‌زیست، 1395، دوره هجدهم، شماره 1، ص 161-149.

14-  Leahy, T., 2003. Ecofeminism in theory and practice: Woman s responses to environmental issues. Journal of Interdisciplinary Gender Studies, Vol.7, No.1 and 2, pp.107-125.

15-  Salleh, A., 1989. Environmental consciousness and action An Australian perspective. The Journal of Environmental Education, Vol.20, pp.16-31.

16-  چراغی کوتیانی، اسماعیل، «فمنیسم و کارکردهای خانواده»، فصلنامه معرفت،1387، شماره 131، ص 108-87.

17-  Zinn, H.C, Pierce, C., 2002.Value, Gender, and Concern about potentially dangerous wildlife, Vol. 34, pp.239-256.

18- خوش فر و همکاران، «بررسی عوامل اجتماعی موثر بر آگاهی زیست‌محیطی روستائیان»، پژوهش‌های روستایی، 1394، دوره 6، شماره 1، ص 158-137.

19- صالحی، صادق. سلیمانی، کریم و پازوکی‌نژاد، زهرا، «بررسی نگرش و رفتارهای مسوولانه دانشجویان نسبت به محیط‌زیست (مطالعه موردی: دانشجویان استان مازندران)»، دو فصلنامه پژوهش‌های محیط‌زیست، 1394، سال ششم، شماره 11، ص 276-265.

20-  Lowe, G.D., Pinhey, T.k., 1982. Rural- Urban difference in support for environmental protection.Rural Sociology, Vol.47, No.1, pp.114-128.

21-  Schahnm, J., Holzer, E., 1990. Studies of individual environmental Concern: The Role of knowledge, Gender and Background Variables, Environment and Behavior, Vol.22, pp.767-786.

22-  Zelezny, C., Chau, P., Aldrich, C., 2000. Elaborating on gender differences in environmentsalism- statistical data included. Journal of Social Issues, Vol.56, No.3, pp.1-18.

23-  Barr, S., Ford, N.J., Gilg, A.W., 2003. Attitudes toward recycling household waste in Exeter, Devon: Quantative and Qualitative, pp. 3-4.

24-  Budak, D., 2005. Behavior and Attitude of Student toward Environmental Issues at Faculty of Agricultural Turkey. Journal of Applied Sciences.Vol.12, No.3, pp. 1224-1227.

25-  Rice, G., 2006. Pro-environmental Behavior in Egypt: Is there a Role for Islamic Environmental Ethics? Journal of business Ethics.Vol. 65, pp.373-390.

26-  Aminrad, Z., Azizi, M., Wahab, M., 2010. Environmental Awareness and Attitude among Iranian Students in Malaysian Universities, Environmental Asia, Vol.10, No.3, pp.1-10.

27-  Aydin,F.,Cepni,O.,2010.University Students Attitudes tomards Environmental Problems: A case study from Turkey, International Journal of the physical Sciences, Vol.5, No.1, pp.2715-2720

28-  Muderrisoglu, H., Atlantar, A., 2011. Attitudes and Behavior of Undergraduate Students towards Environmental Issues, International Journal Environment and Science Technology, Vol. 8, No.1, pp. 159-168.

29-  Kose, S., Genzer, K., Erol, G., 2011.Investigation of Undergraduate Students, Environmental Attitudes, International Electronic Journal of Environmental Education, Vol.1, No.2, pp. 1-12.

30-  پویمان، لویی. پ، «اخلاق زیست‌محیطی»، ترجمه محسن ثلاثی (و دیگران)، تهران: نشر توسعه،1382.

31-  جوادی آملی، عبدالله، «اسلام و محیط‌زیست»، تحقیق عباس رحیمیان، چاپ ششم، قم: مرکز نشر اسراء،1390.

32- بلکستر، لورن، هیوز، کریستینا، تایت، ملکم، «چگونه تحقیق کنیم؟». ترجمه عیسی ابراهیم‌زاده و دیگران، چاپ دوم، تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور،1385.

 

 



1- عضو هیات علمی، گروه آموزش محیط‌زیست، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران. *(مسوول مکاتبات)

2- دانشیار، گروه آموزش محیط‌زیست، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

[3]- استاد، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

[4]- استادیار، گروه آموزش محیط‌زیست، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

[5]-Barrett

[6]-Orr

[7]-Duailibi

[8]-Volk

[9]-McBeth

[10]-Landers

[11]-Stren

[12]-Nordlund&Garvil

[13]-Widgern

[14]-Ecofeminism

Sexism-6: نگرشی جنسیت گروانه که به برتری جنس مذکر (مرد) بر جنس مونث (زن) اعتقاد دارد.

اعتقاد به برتری انسان بر سایر موجودات طبیعی.:Naturism-[16]

[17]-Essentialist

[18]-Constructionist

[19]-Salleh

[20]-Socialization theory

[21]-Lowe

[22]-Pinhey

[23]-Schahn

[24]-Hozler

[25]-Environmentalism

[26]-Barr

[27]-Budak

[28]-Journal of Applied Science

[29]-Rice

[30]-Kose

[31]-Margarita Garcia Levin

[32]-Multimethod

[33]- Content validity

1-      Shivakumar, S. G., Vamadevappa, H.V., 2011. Environmental Attitude among the Secondary School Students. Indian Streams Research Journal, Vol. 1, No. 4, pp. 1-5.

2-   عظیمی- م.، غلامی، م-، رامین‌آزاد- م، «تبیین نشانگرهای سواد زیست‌محیطی بر اساس استانداردهای سواد علوم در پروژه 2061 آمریکا»، چهاردهمین سمینار آموزشی محیط‌زیست در سالن اجتماعات انتشارات فنی ایران، دی 1392- تهران- ایران.

3-      Barrett G.W., Peles, J.D, Odum E., 1997.Transcending processes and the level of organization concept, Bioscience, Vol. 47, No.8, p.p.531-5.

4-      Duailibi, M., 2006. Ecological literacy: What are talking about? Convergence, Vol.39, No.4, pp. 65-68.

5-      شبیری، سید محمد و عبداللهی، سهراب، «نظریه‌ها و کاربردهای آموزش محیط‌زیست»، تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور، 1388.

6-      رها دوست، بهار، «سواد زیست‌محیطی»، نشریه زیبا شناخت، 1387، شماره 18، ص 124-111.

7-      Clark.C., Gaisford, JandJones,M., 2013. Global Warming: An Assesement of Knowledge, Attitudesfrom://www.ru.ac. ir and Practices at Rhodes University, Grahamsttown, SouthAfrica, from://www.ru.ac.ir.

8-      Landers, P., et al., 2002.Environmental Literacy, Scope and Sequence, Minnesota Office of Environmental Assistance, US.

9-      Stern, P.C., Dietz, T., Guangano, G.A., 1995.The new Ecological paradigm in Social-Psych-logocal Context. Environment and Behavior, Vol. 27, pp.723-743.

10- صالحی عمران، ابراهیم و علی آقا محمدی، «بررسی دانش، نگرش و مهارت‌های زیست‌محیطی معلمان آموزش دوره ابتدایی استان مازندران»، فصلنامه تعلیم و تربیت، 1387، شماره 95، ص 118-91.

11-   اسلامی، محمدتقی، «اسلام و اخلاق زیست‌محیطی با تاکید بر آرای آیت ا...جوادی آملی»، فصلنامه اسراء، 1391، سال چهارم (4)، ص 111-77.

12-  Oster, H., 2011. Eco- feminism: historical and international evolution, Aaccessed on www.clas.ufl. Edu/users/born/pdf Dated on 12/08/2011.

13- صالحی، صادق. کبیری، افشار و کریم زاده، سارا، «بررسی نقش جنسیت در جهت‌گیری‌های زیست‌محیطی (موردمطالعه: شهر ارومیه)»، فصلنامه علوم و تکنولوژی محیط‌زیست، 1395، دوره هجدهم، شماره 1، ص 161-149.

14-  Leahy, T., 2003. Ecofeminism in theory and practice: Woman s responses to environmental issues. Journal of Interdisciplinary Gender Studies, Vol.7, No.1 and 2, pp.107-125.

15-  Salleh, A., 1989. Environmental consciousness and action An Australian perspective. The Journal of Environmental Education, Vol.20, pp.16-31.

16-  چراغی کوتیانی، اسماعیل، «فمنیسم و کارکردهای خانواده»، فصلنامه معرفت،1387، شماره 131، ص 108-87.

17-  Zinn, H.C, Pierce, C., 2002.Value, Gender, and Concern about potentially dangerous wildlife, Vol. 34, pp.239-256.

18- خوش فر و همکاران، «بررسی عوامل اجتماعی موثر بر آگاهی زیست‌محیطی روستائیان»، پژوهش‌های روستایی، 1394، دوره 6، شماره 1، ص 158-137.

19- صالحی، صادق. سلیمانی، کریم و پازوکی‌نژاد، زهرا، «بررسی نگرش و رفتارهای مسوولانه دانشجویان نسبت به محیط‌زیست (مطالعه موردی: دانشجویان استان مازندران)»، دو فصلنامه پژوهش‌های محیط‌زیست، 1394، سال ششم، شماره 11، ص 276-265.

20-  Lowe, G.D., Pinhey, T.k., 1982. Rural- Urban difference in support for environmental protection.Rural Sociology, Vol.47, No.1, pp.114-128.

21-  Schahnm, J., Holzer, E., 1990. Studies of individual environmental Concern: The Role of knowledge, Gender and Background Variables, Environment and Behavior, Vol.22, pp.767-786.

22-  Zelezny, C., Chau, P., Aldrich, C., 2000. Elaborating on gender differences in environmentsalism- statistical data included. Journal of Social Issues, Vol.56, No.3, pp.1-18.

23-  Barr, S., Ford, N.J., Gilg, A.W., 2003. Attitudes toward recycling household waste in Exeter, Devon: Quantative and Qualitative, pp. 3-4.

24-  Budak, D., 2005. Behavior and Attitude of Student toward Environmental Issues at Faculty of Agricultural Turkey. Journal of Applied Sciences.Vol.12, No.3, pp. 1224-1227.

25-  Rice, G., 2006. Pro-environmental Behavior in Egypt: Is there a Role for Islamic Environmental Ethics? Journal of business Ethics.Vol. 65, pp.373-390.

26-  Aminrad, Z., Azizi, M., Wahab, M., 2010. Environmental Awareness and Attitude among Iranian Students in Malaysian Universities, Environmental Asia, Vol.10, No.3, pp.1-10.

27-  Aydin,F.,Cepni,O.,2010.University Students Attitudes tomards Environmental Problems: A case study from Turkey, International Journal of the physical Sciences, Vol.5, No.1, pp.2715-2720

28-  Muderrisoglu, H., Atlantar, A., 2011. Attitudes and Behavior of Undergraduate Students towards Environmental Issues, International Journal Environment and Science Technology, Vol. 8, No.1, pp. 159-168.

29-  Kose, S., Genzer, K., Erol, G., 2011.Investigation of Undergraduate Students, Environmental Attitudes, International Electronic Journal of Environmental Education, Vol.1, No.2, pp. 1-12.

30-  پویمان، لویی. پ، «اخلاق زیست‌محیطی»، ترجمه محسن ثلاثی (و دیگران)، تهران: نشر توسعه،1382.

31-  جوادی آملی، عبدالله، «اسلام و محیط‌زیست»، تحقیق عباس رحیمیان، چاپ ششم، قم: مرکز نشر اسراء،1390.

32- بلکستر، لورن، هیوز، کریستینا، تایت، ملکم، «چگونه تحقیق کنیم؟». ترجمه عیسی ابراهیم‌زاده و دیگران، چاپ دوم، تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور،1385.