بررسی بیوفیلم گلسنگی سطوح صخره‌ای روستای تاریخی کندوان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد میکروبیولوژی، گروه زیست شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر، ایران.

2 استادیارپژوهشکده زیست فناوری، سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران، تهران، ایران.*(مسوول مکاتبات)

چکیده

با توجه به اهمیت پایش تنوع زیستی و مراقبت از آثار تاریخی و باستانی هم چنین مشاهده رشد بعضی از انواع گلسنگ ها بر روی سطوح صخره های روستای تاریخی کندوان، در این تحقیق پوشش گلسنگی سطوح سنگی آن روستا مورد بررسی قرار گرفت. منطقه مورد مطالعه سطوح صخره ای محوطه تاریخی روستای کندوان تعیین شد. پس از نمونه برداری گلسنگ ها از مناطق تعیین شده مستندسازی آن ها صورت گرفت. شناسایی نمونه ها بر اساس کلید شناسایی گلسنگ ها وتوجه به خصوصیات ریخت شناسی، تشریحی و ساختار بستر رویش انجام گرفت. با توجه به الگوهای پراکنش متفاوت گلسنگی در سطوح سنگی روستا تلاش شد ارتباط آن با  عوامل محیطی و فعالیت های انسانی بررسی گردد. نتایج نشان داد در روستای کندوان بیش از 42 گونه مختلف گلسنگ به عنوان تنوع زیستی و بیوفیلم موجود درسطوح صخره ها کلونیزه شده اند. برای اولین بار در اینجا 9 گونه منتخب به عنوان گونه های شایع سطوح سنگی این زیستگاه معرفی می گردند که نقش مهمی در تغییر سیمای صخره ها دارند. بر اساس ارزیابی اولیه عوامل اکولوژیکی حاکم بر روستای کندوان از جمله، معماری، آب و هوا و فعالیت های انسانی می توانند  تنوع زیستی و توسعه گلسنگ ها را تحت تاثیر قرار دهند. اما نقش محافظتی ویا تخریب زیستی آن ها بر سنگ ها نیازمند مطالعات تکمیلی می باشد.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 


 

 

فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 44، بهار 97

 

بررسی بیوفیلم گلسنگی  سطوح صخره­ای روستای تاریخی کندوان

 

پریا ابراهیمی وفایی [1]

جعفر همت [2]*

j.hemmat@gmail.com

تاریخ دریافت: 06/05/1395

تاریخ پذیرش:15/10/1395

 

چکیده

با توجه به اهمیت پایش تنوع زیستی و مراقبت از آثار تاریخی و باستانی هم چنین مشاهده رشد بعضی از انواع گلسنگ ها بر روی سطوح صخره های روستای تاریخی کندوان، در این تحقیق پوشش گلسنگی سطوح سنگی آن روستا مورد بررسی قرار گرفت. منطقه مورد مطالعه سطوح صخره ای محوطه تاریخی روستای کندوان تعیین شد. پس از نمونه برداری گلسنگ ها از مناطق تعیین شده مستندسازی آن ها صورت گرفت. شناسایی نمونه ها بر اساس کلید شناسایی گلسنگ ها وتوجه به خصوصیات ریخت شناسی، تشریحی و ساختار بستر رویش انجام گرفت. با توجه به الگوهای پراکنش متفاوت گلسنگی در سطوح سنگی روستا تلاش شد ارتباط آن با  عوامل محیطی و فعالیت های انسانی بررسی گردد. نتایج نشان داد در روستای کندوان بیش از 42 گونه مختلف گلسنگ به عنوان تنوع زیستی و بیوفیلم موجود درسطوح صخره ها کلونیزه شده اند. برای اولین بار در اینجا 9 گونه منتخب به عنوان گونه های شایع سطوح سنگی این زیستگاه معرفی می گردند که نقش مهمی در تغییر سیمای صخره ها دارند. بر اساس ارزیابی اولیه عوامل اکولوژیکی حاکم بر روستای کندوان از جمله، معماری، آب و هوا و فعالیت های انسانی می توانند  تنوع زیستی و توسعه گلسنگ ها را تحت تاثیر قرار دهند. اما نقش محافظتی ویا تخریب زیستی آن ها بر سنگ ها نیازمند مطالعات تکمیلی می باشد.

کلمات کلیدی: فرسایش زیستی،  آثار تاریخی، عوامل محیطی و انسانی.

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

روستای باستانی کندوان[3] از توابع شهرستان اسکو می‌باشد که در 62 کیلومتری جنوب غرب شهر تبریز واقع در موقعیت جغرافیایی ˝52 ́ 47 ̊ 37 تا ˝28 ́ 47 ̊ 37 عرض شمالی و ˝27 ́ 14 ̊ 46 تا ˝05 ́ 15 ̊ 46 طول شرقی، و ارتفاع متوسط 2244 متر از سطح دریا و در دامنه شمال­غربی توده آتشفشانی سهند قرار گرفته است. از نظر زمین­شناسی، این منطقه به زون ساختاری البرز - آذربایجان تعلق دارد و این روستا تا بحال تحت تاثیر عوامل مخرب طبیعی مانند باد، باران، برف، آب های جاری و غیره قرار داشته است (1). بافت سنگ ایگنمبریت مخروط های سنگی روستای کندوان از ماگماى سیلیسى بوجود ‌آمده اند. فرسایش مخصوص این ایگنمبریت­ها که ناشی از نیروی مکانیکی آب های جاری است منظره ناهموار و بریده بریده و گاهی به صورت مخروط های کنار هم چیده شده را به آنها داده است. روستای کندوان بهترین نمونه از این مورفولوژی است. با توجه به شواهد صحرایی سن این واحدها نیز به اواخر میوسن نسبت داده می­شوند(شکل 1) (1-3).

 

شکل1- تصویراز بافت سنگ ایگنمبریت مخروطهای سنگی روستای کندوان (2).

این روستا به همراه کاپادوکیه در ترکیه و داکوتا درآمریکا،  3 روستای صخره­ای جهان هستند که موجب جذابیت بی­نظیر   آن ها شده است. اما معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی آن یک استثناء در دنیا به حساب می­آید. چرا که امروزه کسی در کاپادوکیه و داکوتا زندگی نمی­کند.

فریس[4] و همکارانش در سال1997 مطالعات خود را روی ساختار شیمی زمین و میکروارگانیسم های ایندولتیک موجود در سنگ آهک صخره‌های نیاگارا انجام دادند وجوامع میکروبی ایندولتیک غالب را که سیانوباکتری های فتو سنتزکننده در عمق 3-5/0 میلیمتری داخل سنگ آهک دولومیتیک[5] تخته سنگ‌های عمودی نیاگارا در اونتاریوی کانادا بودند، و اهمیت آنها را به عنوان مهم ترین عامل فرسایشی در مقبره های تاریخی نیز مورد بررسی قرار دادند(3) .

پینهو[6] و همکارانش در سال 2004 تنوع زیستی گلسنگی را به عنوان اولین گام در تعییین آلودگی هوا معرفی کردند (4).

گارسیا[7] و همکاران در سال 2003 روی گلسنگ‌های مقبره‌های روستای صخره ای کاپادوکیای ترکیه نقش فعل وانفعالات بین رطوبت، دماهای سطح صخره و پوشش گلسنگی اپی لتیک را در محافظت بیولوژیکی از سنگ‌های آهکی[8] ساختمانها ومحیط مورد بررسی قرار دادند (5).

گوربوشینا[9] و همکاران در سال 2007 روی بیوفیلم‌هایی تحقیق کردند و از لحاظ اینکه روی سطح زمین زندگی می‌کنند لفظ بیوفیلم سطحی(SAB)[10] را برای گلسنگ هایی که روی مواد معدنی جامد در معرض اتمسفر زندگی می‌کنند  ابداع نمودند. این بیوفیلم ها توسط اجتماعات قارچ، آلگ، سیانوباکتر، و باکتری های هتروتروفیک ایجاد گشته و تابع تغییرات آب و هوایی بودند که تاثیر وجود آنها روی صخره‌ها، وتحریک فرسایش به صورت بیولوژیکی را از طریق فعالیت متابولیکی و واکنش های فیزیکی و شیمیایی، مورد بررسی قرار دادند.    SAB  اکوسیستم های میکروبی کوچکی هستند که روی ساختمان ها، دیواره صخره‌ها، در صحراها، کوهستان‌ها و در همه فضاهای جغرافیایی که به طور مستقیم با اتمسفر و تشعشعات خورشیدی برخورد می‌کنند ایجاد می‌گردند و قدرت بالای تحمل را به اجزا تشکیل دهنده خود اعطا می کند(6).

آرمسترانگ[11]  و همکاران در سال 2010 روی رشد گلسنگ‌های گونه کروستوز[12] بررسی‌های خود را انجام دادند. در این بررسی‌ها دریافتند که گونه‌های کروستوز در بین گلسنگ‌ها دارای کمترین سرعت رشد می‌باشند به خصوص گروه ریزو کارپون[13] سبز­_ زرد که دارای رشد آرام وعمر طولانی می‌باشند و آن ها را تبدیل به یک عامل مهم قابل نمایش در سطوح کرده است (7).

ویرشوز[14] و همکاران در سال 2013 در کویر بیش از حد خشک آتاکاما در شیلی، که خشک ترین ومهم ترین محدوده زندگی بر روی زمین می‌باشد نشان دادند که سنگ ایگنمبریت واجد ترکیب ریولیتیک[15] که بطور ضعیف بهم جوش خورده است، به فراوانی توسط سیانو باکتری‌های ایندولتیک و    باکتری های هتروتروف کلونیزه شده است. این اولین مثال شناخته شده از یک جامعه میکروبی ایندولیتیک کلونیزه کننده سنگ- ایگنمبریت در یک محیط شدیدا خشک است (8(. با توجه به اهمیت پایش تنوع زیستی و مراقبت از آثار تاریخی و مشاهده رشد بعضی از انواع گلسنگ ها بر روی صخره های ایگنمبریت- روستای تاریخی کندوان، در این تحقیق  پوشش گلسنگی سطوح سنگی آن مورد بررسی قرار گرفت.  

مواد و روش ها

مطالعه منطقه و بخش بندی میدانی

ارتفاع این روستا از سطح دریا 2225 متر بوده که ارتفاع پایین ترین خانه صخره ای نمونه برداری شده 2236 متر وبالاترین آن 2367 متر می‌باشد. دره این منظقه از 350 درجه جنوب غربی تا 172 درجه جنوب شرقی ادامه دارد که زمین های زیر کشت یونجه نیز  در امتداد آن قرار دارد که منطقه 247 درجه جنوب غربی تا 152 درجه جنوب شرقی را شامل می‌گردد(2).

از بین گلسنگ‌های رشد یافته در سطوح این صخره‌ها نمونه گیری انجام گرفت و با توجه به اینکه خانه‌های صخره ای از ارتفاعات پایین تا بالا وجود دارند، از پایین ترین آنها که در ارتفاع2236 متری واقع شده بود، وبلندترین آنها که در ارتفاع 2367 متری قرار داشت شامل مناطق A، B، C  و D نمونه-برداری انجام گردید. در مطالعات ماکروسکوپی، قبل از نمونه- برداری از سطح صخره‌ حاوی گلسنگ، گلسنگ را با ذره بین  به دقت بررسی کرده و با توجه به مورفولوژی گلسنگها، بررسی اولیه شد. و از نمای نزدیک آنها عکسبرداری انجام گرفت. و توسط یک کاردک نازک تا حد امکان از زیر سطح گلسنگ مورد نظر به عمق1- 5/0سانتی متر نمونه مورد نظر را از سطح صخره جدا کرده وبا چسپ چوب از قسمت زیر سطح سنگ روی مقوایی چسپانده تا تماس با سطح گلسنگ مورد نظر پیدا نکند.

 شناسایی گلسنگ ها

شناسایی گلسنگ ها با توجه به  مشخصات آن ها و بر اساس کلید شناسایی مرجع انجام شد(9).

 نتایج

تاثیر بستر سنگی بر پراکنش گلسنگ ها

بر اساس مشاهدات گلسنگ‌های منطقه کندوان بر روی صخره های ایگنمبریتی این منطقه دیده می‌شوند. ضمن آن که در تمام سطوح صخره ها به صورت یکسان پراکندگی نشان نمی­دهند. علاوه بر این، این جوامع خاص  بر روی انواع دیگر سنگ‌های اطراف، سیمای مشابهی را نشان نمیدهند.  به عبارتی ایگنمبریت ها به دلیل ساختار نفوذ پذیرشان بسترساز رشد موجودات اپی لیتیک و ایندولایتیک از جمله گلسنگ‌ها شده اند (8). و سطوح خانه‌های صخره ای این روستا را به عنوان زیستگاه انتخاب کرده اند. نوع سنگ عامل مهمی در کلونیزاسیون وتشکیل بیوفیلم گلسنگی این منطقه هستند.

 گونه های گلسنک

با توجه به بررسی‌های اولیه گلسنگ های موجود در سطح این صخره‌ها حاصل از 63 نمونه، 42 گونه گلسنگ را شامل می­شود. از بین گلسنگ‌های رشد یافته روی صخره‌ها،  9 گونه شایع از این گلسنگ‌ها به شرح ذیل معرفی می گردند:

Caloplaca biatorina (A. Massal.) J. Steiner

Caloplaca decipiens (Arnold) Blomb. & Forssell – Steiner

Caloplaca trachyphylla (Tuck.)Zahlbr

Caloplaca molariformis (Frolov, Vondrák, Nadyeina & Khodos).

 Candelariella vitellina (Hoffm.)Müll. Arg.

Lecanora dispersa (Pers.) Sommerf -Lecanora crenulata Hook


Acarospora stapfiana (Müll. Arg.) Hue

وProtoparmeliopsis muralis(Schreb.) M. Choisy

هریک از گلسنگ های فوق که برای برای اولین بار به عنوان بیوفیلم سطوح مخروط های کندوان معرفی می گردند دارای ویژگی های ریخت شناسی خاص خود هستند و تعاملات متعددی را درون خود، با سنگ بستر، گونه(های) مجاور و محیط دارند.  که به لحاظ ماهیت و موضوع در اینجا بحث نمی­شود. در این مقاله سوابق منتشره در خصوص انتشارجهانی، بستر های انتخابی جهت رویش و مناطق گزارش شده ایران در جدول( 1) آورده می شود.

 

 

جدول1. مقایسه چک لیست اولیه گلسنگ های کندوان با گزارشات و چک لیست های قبلی(10و 11) .


گونه گلسنگ

بستر ومحیط زیست

انتشار و اکولوژی

تاریخچه در ایران

Candellariela vitelline 

 

روی صخره‌های فاقد کلسیم، چوب وتوزیع جهانی روی پوست درختان در محیط های بیابانی رایج است، بطور عمده روی صخره‌ها در کوهستان آزاد و زیستگاه های ساحلی در جنوب کالیفرنیا، آریزونا، باجاکالیفرنیا،

23591 مورد مشاهده در کشورهای یونان- سویس- بریتانیا- ایالت متحده آمریکا – اسپانیا- استرالیا-آلمان- دانمارک- نروژ-کانادا- ایتالیا- ایران- فنلاند-فرانسه- ارمنستان- بلغارستان- ایرلند- آنتراکتیکا-ایسلند- اسلونیا- لهستان- کوستاریکا- هلند و اطریش، که بیشترین مشاهدات ثبت شده در بریتانیا می‌باشد .

اصفهان- 2 کیلومتر مانده به گهرود. گلستان- 15 کیلومتر مانده به تپه مروه - مازندران چالوس،

Acarospora stapfiana

مورد توجه زیستگاه های میکروبی یا صخره‌های آهکی می‌باشد، پارازیت رویcaloplaca trachphylla، در شمال غربی آمریکا، آریزونا تا جنوب کانادا بر روی calaploca trachyphylla بصورت پارازیت

 ایران، ترکیه، افغانستان، و شمال غربی آمریکا، تا سال 2009/07: 94رویداد در کشورهای ایالت متحده آمریکا - ایران - ترکیه - کانادا - افغانستان - فدراسیون روسیه - قزاقستان - نامبیا – که  بیش ترین مشاهدات در ایالت متحده آمریکا ثبت شده است .

 

خراسان. نیشابور به سمت کاشمر، ریوش کلات تیمور، روی صخره،

Caloplaca trachyphylla

 

سنگ‌های آهکی و یا غیر آهکی

اروپا، شمال امریکا، و شمال آسیا: بر اساس مشاهدات ثبت شده تا سال 2011/01، 336 مورد در کشورهای ایران، ایالت متحده آمریکا، کانادا، ترکیه و روسیه و مغولستان دیده شده که  بیش ترین مشاهدات مربوط به ایالت متحده آمریکا می‌باشد. بیشترین انتشار: آریزونا .

خراسان، نیشابور به سمت کاشمر، ریواش، کلات تیمور، روی سنگ. کردستان.بیجار- آذربایجان غربی. سراینده.

Caloplaca molariformi

اپی لیتیک در زیستگاه های آفتابی، روی سنگ‌های آهکی نرم، سنگ‌های دارای کلسیم، ماسه سنگ و یا tuff با مقدار زیادی آهک (همیشه با HCL واکنش می دهد).

در دشت ها و صحراهای ایران، قزاقستان، بخش اروپای ترکیه، و روسیه جنوبی و در ارتفاعات 2100- ، جلگه و یا جنگل -

تا کنون منطقه کامل آن در سایت گلسنگ شناسی مشخص نشده است.

Protoparmeliopsis muralis (Schreb.) M. Choisy

 

روی سنگ خارا، بازالت، ریولیت، گرانیت، ماسه سنگ، و سنگ آهک؛ گاه و بیگاه روی پوست درختان به صورت خیلی گسترده

 

 تحمل دمایی زیاد، در اروپا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، آفریقا، ماکارونزیا، اقیانوسیه و استرالیا.   هلند - نروژ- بریتانیا- آلمان- آمریکا- مغولستان- یونان- بلغارستان- ایران- فرانسه - مکزیک- اسپانیا - ایتالیا- شیلی - آرژانتین - چین - اکراین - روسیه - ایران (76). انتشار در صحرا: آریزونا، کالیفرنیای جنوبی، باجا کالیفرنیا، سور، و سونوران،

گلستان، روی صخره‌های آهکی. خراسان: شمال نیشابور، سرولایت. قوچان -آذربایجان غربی. ساحل ارومیه.

 کردستان، بیجار. تهران. جاده آمل.

 

Lecanora

 crenulata

 

روی صخره‌های آهکی

انتشار جهانی: به طور گسترده در نیمکره شمالی.  بیش ترین انتشار: آریزونای شمالی،       کالیفرنیای جنوبی، و باجا کالیفرنیا.

بر اساس مشاهدات ثبت شده تا سال 2014/ 01: 7298 مورد در کشورهای: بریتانیا، سویس، آلمان، انگلیس، ایرلند، روسیه، نروژ، اسپانیا، فرانسه، پرتقال، ارمنستان، ایران، اطریش، چکوسلواکی، لهستان دیده شده است.

گلستان: 20 کیلومتری جاده اسلام آباد به اشکانه. خراسان: جنوب غربی گنبد، کلات – کردستان.بیجار.

 

Lecanora dispersa

غالبا اندولیتیک -طیف گسترده ای از بسترها از جمله: صخره های کربناتی یا غیر کربناتی، سنگ آهکی و سیلیسی، بتن و ملات، پوسته درخت آلوده به گرد و غبار و بسیاری از بسترهای ساخته دست بشروهمچنین روی گلسنگ‌های دیگر در مناطق شهر نشین و روستایی  مقاوم به آلودگی در قسمت های سرشار از مواد غذایی.

به ترتیب و بر اساس تعداد مشاهدات ثبتی: بریتانیا، ایرلند، آلمان، سوئد، یونان، آمریکا، نروژ، اطریش که حدود 90% مشاهدات مربوط به بریتانیا می‌باشد .

 

گلستان، جنگل گلستان،   925 متر، در درخت بلوط -

Calaploca

 biatorina

 انواع سنگ، سنگ آهک یا غیر آهکی، سنگ دارای کلسیم یا فقط ملات، موزائیک، گاهی مناطق کوهستانی و سرد در دیواره‌های عمودی و قله صخره‌ها.، اغلب در شرایط آفتابی، و در زیستگاه‌های مصنوعی و ساختگی نادر می‌باشد.

 

به عنوان یک گلسنگ جدید در سوئیس اولین بار در سال 1968 گزارش شده است. در اسکاندیناویا، نروژو درفنلاند خیلی کم مشاهده شده است. گونه‌ها به طور وسیع بوده اما در مرکز و بخش جنوبی اروپا و شمال آفریقا نادر می‌باشد.

اصفهان: 2 کیلومتر به گهرود از کامو،. گلستان: 20 کیلومتری جاده اسلام آباد به اشکانه، روی سنگ‌های آهکی-اردبیل. جاده نیر- آذربایجان غربی. شیرین بلاغ.

 


وضعیت پراکنش کلی گلسنگ‌ها

 با افزایش ارتفاعات از منطقه A به منطقه D، تفاوت در تنوع و تعداد گلسنگ‌ها نمود پیدا می کند. ولی ارتفاع تنها          عامل تعیین کننده نیست. چراکه الگوی تغییر در نقاط-        هم ارتفاع، ثابت و یکسان نیست(شکل 3و2). با توجه به این که حداکثرارتفاع این خانه های سنگی بیشتر از 15 متر نبوده و فاصله پایین ترین مکان نمونه برداری تا بالاترین مکان نمونه- برداری شده حدود 31 متر می باشد، و تنوع گلسنگ‌ها         نمود بیشتری دارد، به نظر می رسد در حدفاصل این ارتفاع متغیرهایی مانند شیب، فعالیت های انسانی، جهت آفتاب و باد بر پراکنش گلسنگ ها تاثیر گذاربوده است. بطوری که در منطقه D (درارتفاع 2267 متری) و منطقه A  به عنوان بالاترین محدوده نمونه برداری شده(در ارتفاع2236 متری) تنوع  گونه ای متفاوتی در جامعه گلسنگی مشاهده ‌گردید(تصویر 2).

 

 

 

شکل 2- تاثیرارتفاع درتعداد و تنوع گلسنگ­ها

 


(C)                                                                               (D)

   
   


(A)                                                                            (B)

   شکل3-  پراکنش گلسنگ‌ها در چهار سطح نمونه برداری  مناطق D ،C  و Bو Aمورد مطالعه

 

 

 

 

 

 

تاثیر عوامل محیطی بر پراکنش کلی گلسنگ بر سطوح صخره‌ها

 بر اساس مشاهدات انجام گرفته میدانی  پراکنش کلی گلسنگ‌ها در رابطه با عوامل محیطی قرار دارد. به واسطه هندسه و معماری خاص روستا، و عدم وجود الگوی ثابت- پراکنشی  گلسنگ ها در سطوح صخرهای روستا، اظهار نظر- قطعی و مطمئنی از تاثیرگذری هر یک از عوامل محیطی و میزان  آن ها نمی توان ارایه کرد. به نظر می رسد تاثیر گذاری این عوامل یکسان نیست. اما عوامل مستعد کننده رشد و توسعه گلسنگ ها فراهم است.

بادهای واجد رطوبت دریاچه ارومیه، همچنین اثرات ملایم‌کننده بخارهای دریای خزر، جریان های مرطوب دریای- مدیترانه از سمت غرب و جنوب ‌غربی و توده‌های هوای سرد- سیبری نیز از شمال همگی بر آب و هوای آن اثر می‌گذارد.  گرچه بادهـای غالـب منطقـه در فصول پاییز و بهـار جهـت جنـوب غربـی و در فـصول زمستان و تابستان نیز جهت شرقی و شمال شرقی دارند(14و 13).

تاثیر زمین های کشاورزی

با توجه به مجاورت مزارع زیر کشت یونجه در مناطق پایین دستی روستا و با توجه به اینکه یونجه قادر به تثبیت ازت هوا توسط باکتری های همزیست موجود در گره های ریشه می‌باشد، طی چندین سال عمر خود مقدارزیادی مواد آلی و ازت در خاک باقی می‌گذارند. ازت تثبیت شده در گره های- موجود در ریشه بصورت آلی بوده و با افزایش سن گیاه­ به تدریج این گره ها از ریشه جدا شده در خاک قرار گرفته و تجزیه می‌شود و بخشی از آن توسط باد به صخره ها منتقل  می شوند. با توجه به نیاز گلسنگ‌ها به ازت معدنی(14) و با توجه به مسیر وزش بادها و قرار گرفتن زمین های زیر کشت یونجه (جنوب غربی تا جنوب شرقی) در مسیر وزش این بادها، باعث انتقال خاک های ازته بر روی سطح صخره‌ها وافزایش رشد و پراکنش گلسنگ‌ها می‌گردد.

تاثیر محل نگهداری دام

با کمی تامل در ساختار خانه‌های این روستا مشاهده می‌شود که در قسمت زیرین ویا کناری خانه‌های صخره ای این روستا محلی برای نگهداری حیوانات اهلی از جمله گوسفند و ماکیان تعبیه شده است. با در نظر گرفتن این نکته که کود آلی شامل فسفر، ازت و پتاسیم است  این سه عنصر به وفور در دسترس  گلسنگ ها می‌باشد. علاوه بر این، ذبح این حیوانات در کنار صخره‌ها وجاری کردن محتویات دستگاه گوارشی آن ها بر روی سطح خاک کنار خانه‌های صخره ای وجاری شدن آن ها به ­کلیه سطوح طبقاتی روستا با توجه به پلکانی بودن این خانه‌ها، را بایست در نظر گرفت. سطوح طبقاتی این روستا خاکی بوده و خاک این منطقه همیشه در حال پراکنده شدن توسط جریانات آب وهوایی ورفت وآمد عابرین واحشام می‌باشد. بنابراین به صورت پیوسته عناصر غذایی مورد نیاز گلسنگ ها در اختیارشان قرار می گیرد.

بحث و نتیجه گیری

گزارشات پراکنده ای از  ایران و جهان در خصوص 42 گونه گلسنگ کلونیزه شده در سطح صخره های کندوان وجود دارد که تنوع زیستی قابل توجهی است و اولین بار در این اقلیم گزارش می شود. ضمن آن­که  Caloplaca molariformi گونه ای است که در چک لیست ایران هنوز گزارش نشده اند.  بر اساس ارزیابی اولیه عوامل اکولوژیکی حاکم بر روستای کندوان از جمله، معماری، آب و هوا و فعالیت های انسانی می­توانند توسعه گلسنگ ها را تحت تاثیر قرار دهند.  که برخی از آنها سوابق تخریب سنگ ها و برخی نقش محافظتی  را داشته اند. مطالعه تاثیرات عوامل موثر بر این پوشش گلسنگ، می توانند توزیع  گلسنگ ها بر سطوح صخره ها را تحت تاثیر قرار دهند. اما تعیین نقش محافظتی ویا تخریب زیستی آنها بر سنگ ها نیازمند مطالعات بیشتر می باشد.

طی بررسی های انجام گرفته توسط دال بک و همکاران ارتباط مستقیمی بین ارتفاع یک منطقه و شدت تابش اشعه ماوراء بنفش وجود دارد. بنابراین سطوح سنگی که در ارتفاعات قرار دارند، هم به دلیل شرایط آب و هوایی و هم تابش بالای تشعشعات ماوراء بنفش محیط مناسبی برای رشد گلسنگ ها نمی باشد(15). اما در صخره های منطقه کندوان به علت عدم وجود اختلاف ارتفاع خیلی زیاد، و دخالت عوامل دیگر محیطی این پدیده مشاهده نمی گردد. بنابراین نقش عوامل دیگر، در پراکنش و تنوع گلسنگی در صخره های کندوان برجسته تر است. بطوریکه حتی در نوک صخره‌ها(منطقه D)، در صورت عدم وجود شیب بسیار تند و نوک تیز، میزان پراکنش قابل- توجهی مشاهده می‌شود. اما بر اساس بررسی‌ها، تعداد گلسنگ هایی که در شیب های ملایم وجود دارند از لحاظ تعداد وتنوع خیلی بیش تر می‌باشند. در صخره‌هایی که نزدیک به سطح زمین شیب تند دارند گلسنگ به مقدار خیلی کم مشاهده می‌گردند. که بخشی به علت ریزش و عدم جذب آب کافی در شیب تند، و بخشی تحت تاثیر سایر عوامل است. بنابراین، شیب نیز فاکتور مهمی در تشکیل بیوفیلم بوده است.

با توجه به فعالیت های کشاورزی و دامی در کندوان ومهیا- بودن تامین منابع غذایی برای گلسنگ ها بررسی دقیق تر میزان تاثیراین فعالیت ها بر جوامع گلسنگی ضروری است. سنویرتنه[16] و همکاران در سال 2006 تثبیت نیتروژن توسط گلسنگ‌ها را بررسی نمودند و دریافتند تثبیت نیتروژن در گلسنگ‌ها برای پیشرفت هوازدگی صخره‌ها مهم است. معلوم شده که  سیانو باکتریها در گلسنگ ها، نیتروژن را برای بدست آوردن مواد غذایی تثبیت می‌کنند (14).

جنبه دیگر پتانسیل تخریب زیستی گلسنگ های موجود روی صخره ها است. با توجه به وجود جوامع گلسنگی اپی لیتیک و اندو لیتیک در سطوح سنگ های کندوان و اثبات ­نقش حفاظتی و یا تخریبی برخی گلسنگ ها و اهمیت پایش آنها بررسی آنها ضرورت دارد(16و17). حضور یک پوشش گلسنگی اپیلیتیک[17] در سطوح صخره های کندوان می تواند شواهدی برای مکانیسم حفاظتی بیولوژیکی آن ها در مقابل تاثیر باران های طولانی ارائه دهند. از طرفی گلسنگ‌ها رطوبت را در سطح سنگ حفظ می‌کنند که باعث کاهش استرس حرارتی می‌شود.

گارسیا و همکاران در سال 2003 روی گلسنگ‌های مقبره‌های روستای صخره ای کاپادوکیای ترکیه نقش فعل وانفعالات بین رطوبت، دماهای سطح صخره و پوشش گلسنگی اپی لتیک را در محافظت بیولوژیکی از سنگ‌های  آهکی ساختمان ها ومحیط مورد بررسی قرار دادند و هم چنین به بررسی ارتباط بین رطوبت، گلسنگ‌های اپی لیتیک، دمای سطح صخره و هوازدگی پرداختند. آنالیزها نشان دادند که مکانیسم اصلی هوا زدگی می‌تواند بوسیله هیدرولیزبعضی موادمعدنی تشکیل دهنده سنگ‌ها توسط گلسنگ‌ها ایجاد گردد از طرف دیگر گلسنگ‌های سطح سنگ‌ها آب داخل سنگ‌ها را کاهش داده و در نتیجه این عمل به نوعی از تجزیه و زوال فیزیکی سنگ‌ها جلوگیری می‌کند (5(. چن[18] و همکارانش در سال 2000 روی فرسایش القایی سنگ‌ها بوسیله کلونیزاسیون گلسنگ‌ها مطالعه نمودند. توانایی گلسنگ‌ها برای هوا زدگی این است که در طول رشد، اسید‌های آلی ترشح می‌کنند. بعضی از گلسنگ های- پوسته ای، اسید اگزالیک و همچنین یک نوع از اسید‌های فنلی ضعیف را (که بنام اسید‌های گلسنگی شناخته شده اند) به میزان فراوان ترشح می‌کنند که می‌توانند با مواد معدنی به منظور تشکیل کمپلکس های فلزی واکنش دهند. اثرات­ هوا­زدگی مشاهده شده بوسیله حلالیت مواد معدنی تشکیل - دهنده سنگ‌ها توسط اسید، تبدیل برخی از مواد معدنی به بقایای سیلیسی، رسوب ضعیف مواد حاوی آلومینیوم و آهن زیر سطح سنگ وگلسنگ  و ایجاد نمک های آلی بلوری منظم روی بدنه گلسنگ ایجاد می شود(19).

ورژوس[19] و همکاران در سال 2013 در کویر بیش از حد خشک آتاکاما در شیلی، که خشک ترین ومهم ترین محدوده زندگی بر روی زمین می‌باشد، نشان دادند که سنگ ایگنمبریت- ریولیتیک[20] که به طور ضعیف بهم جوش خورده است به طور فراوان توسط سیانو باکتری‌های ایندو لتیک وباکتری های- هتروتروف کلونیزه شده است. آنها پیشنهاد دادند که فضای- متخلخل داخلی ایگنمبریت باعث حفاظت ارگانیسم ها از آسیب تابش اشعه uv  درسطوحی می گردد که بیش از حد در معرض نور مرئی هستند. تخلخل سنگ هنگام بارندگی کم، حتی زمانی که محیط اطراف آنها بسیار خشک است، باعث حفاظت سلول ها می گردد. این اولین مثال شناخته شده از یک جامعه میکروبی ایندولیتیک کلونیزه کننده سنگ ایگنمبریت در یک محیط شدیدا خشک است (8). در کندوان نیز به واسطه وجود سنگ بستر مشابه شرایط برای تشکیل کلونیزه شدن جامعه میکروبی ایندولیتیک مهیاست. فضای متخلخل داخلی ایگنمبریت  کندوان باعث بقا گلسنگها در سمت نورگیرو محافظت از نور نیز شده است. علاوه بر آنکه میزان بارش و وجود رطوبت، منابع نیتروژن و املاح معدنی به وفور شرایط تسهیل شده تری را برای رشد و فعالیت آنها فراهم نموده است. از طرف دیگرمطالعات متعدد ارتباط نقش آلودگی هوا را در پراکنش و تنوع گلسنگها اثبات کرده اند(18و 4). امروزه اتفاق نظر وجود دارد که با افزایش آلودگی هوا تنوع- زیستی و پراکنش گلسنگ های درختزی کاهش می یابد. اما ترافیک روستا نتوانسته بر جمعیت گلسنگی انواع موجود بر صخره ها  اثر حذف کننده داشته باشد.

بر اساس شرایط اکولوژیکی حاکم بر روستای کندوان گونه های مختلف گلسنگ به صورت بیوفیلم گلسنگی  سطوح سنگی به عنوان زیستگاه انتخاب نموده اند  که ضمن تغییر رنگ برخی پتانسیل تخریب یا محافظت زیستی صخره ها دارند. بیرامی و همکاران در سال 92 و تقریبا همزمان با این تحقیق با بررسی سطوح سنگی کندوان این گونه نتیجه گرفتند که گُلسنگها تا عمق 5  میلیمتر سنگ ها نفوذ کرده،  به صورت یک پوشش متراکم با جذب آب از روی سطوح سنگ مانع نفوذ آب به عمق و انحلال و تخریب بیشتر آن شده است(2). اما در حالت کلی متناسب انواع میکروارگانیسم های موجود در بیوفیلم گلسنگی، از جمله گونه گلسنگ، کنش و واکنش اکولوژیک هر نوع گلسنگ با بستر ایگنمبریت و مجموعه شرایط محیطی، نقش محافظت یا تخریب بیوفیلم متفاوت است(15). و طی زمان  و اقدامات زمینه ساز مجموعه فرآیند فعالیت اکولوژیک، شرایط میکرومحیط هر یک ازانواع گلسنگ موجود در سطح می تواند متفاوت پیش رود. بنابراین اطلاق کلی نقش محافظتی به انواع گلسنگ موجود منطقی به نظر نمی رسد. چراکه نیازمند مطالعات تکمیلی هر یک ازانواع موجود است. ضمن آن که نقش تخریبی برخی از انواع موجود  قبلا اثبات شده است. 

بر اساس مطالعه انجام گرفته، عوامل محیطی و فعالیت های انسانی  جهت رشد و توسعه فراوانی گلسنگ ها در این روستا مهیاست. و پوشش گلسنگی روح زندگی را در سطح صخره به نمایش می گذارند. که در این میان، جنس سنگ ها، شیب سنگها، میزان رطوبت و جهت وزش باد، از عوامل محیطی دخیل و موثر درمیزان پراکنش این گلسنگ ها می تواند باشد. علاوه بر این ها فعالیت های انسانی شامل فعالیت های کشاورزی و دامداری، ترافیک و توریسم  ازجمله عوامل تاثیر گذار و مساعد کننده توسعه گلسنگ ها بودند. که تعیین کمیت آن نیازمند مطالعات تکمیلی است. 

بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق با توجه به امکان برخی اصلاحات می‌توان پیشنهادات زیر را ارائه داد:

- جلوگیری از آلودگی های ناشی از تردد فعالیت های انسانی از جمله گردشگران.

- تغییر محل نگهداری دام و طیور از محل خانه های سنگی این روستا. 

 -عدم ذبح این حیوانات در کنار صخره‌ها وجاری کردن محتویات دستگاه گوارشی آنها بر روی سطح خاک کنار خانه‌های صخره ای که باعث جاری شدن آنها به کلیه سطوح طبقاتی روستا می گردد.

- پایش دوره ای انواع موجود در بیوفیلم گلسنگی به لحاظ جمعیت، تنوع و تخریب زیستی

تشکروقدردانی

از جناب آقای دکترمحمد سهرابی همچنین سرکار خانم سودابه کریمی به خاطر همکاری در این تحقیق  سپاسگزاری می گردد.

منابع

1-   قنبری، ابوالفضل.،  حجازی، میراسداله قنبری، محمد. ارزیابی توانمندی زمین گردشگری مکان های ژئومورفولوژیکی موجود در روستای کندوان، مسکن و محیط روستا، 1392، شماره 141، 109-119. 

2-   امینی بیرامی،  فریده.، اصغری کلجاهی، ابرهیم. بررسی نقش گُلسنگ ها در هوازدگی زیستی سنگ های مخروطی شکل روستای کندوان، پژوهش های ژئومورفولوژی کمی، 1393 ، شماره ۴  :۱۱۷-۱۲۹.

 

3-      Ferris, F., Lowson, E., Ultrastructure and geochemistry of endolithic microorganisms in limestone of the Niagara Escarpment. Canadian journal of microbiology. 1997.(3): 211-219.

4-      Pinho, P., Augusto, S., Branquinho, C., Bio, A., Pereira, M.J., Soares, A. and Catarino, F. Mapping lichen diversity as a first step for air quality assessment. Journal of Atmospheric Chemistry. 2004. (1); 377-389.

5-      Garcia, V. M., Topal, T., Vendrell, S. M., Lichenic growth as a factor in the physical deterioration or protection of Cappadocian monuments. Environmental geology. 2003. 43: 776-781.

6-      Gorbushina, A. A., Life on the rocks. Environmental microbiology. 2007. (7): 1613-1631.

7-      Armstrong, R., Bradwell, T., Growth of crustose lichens: A Rview. Geografiska Annaler Series A, Physical Geograph. 2010. (1): 3-17.

8-      Wierzchos, J., Davila, A. F., Artieda, O., Cámara, G, B,, De los Rios, A., Nealson, K. H. Valea, S., Teresa, G.  M., Ascaso C. Ignimbrite as a substrate for endolithic life in the hyper-arid Atacama Desert. Implications for the search for life on Mars. Icarus. 2013. 224: 334-346.

9-      Brodo, I. M., Sharnoff, S. D., Shamoff, S., Lichens of North America.  1rd ed, New Haven: Yale University Press. 2001.

10-  Seaward, M. R. D., Sipman, H. J. M., Schultz, M., Maassoumi, A. A., Haji Moniri Anbaran, M., Sohrabi, M., A preliminary lichen checklist for Iran. Willdenowia. 2004. 34: 543-576.

11-  Seaward, M. R. D., Sipman, H. J. M., Sohrabi, M.,  A revised checklist of lichenized, lichenicolous and allied fungi for Iran, see information in://www.zobodat.at/pdf/Sauteria_15_0459-0520.pdf

12-      مقیمی اسکوئی , حمید رضا.،  موسی زاده، اسفندیار. اسکو از ساحل دریاچه ارومیه تا قله سهند با تاکید بر جاذبه های توریستی کندوان، شهرداری اسکو، 1385.

13-  http://www.irimo.ir/far/services/climate/793

14-  Seneviratne, G., Indrasena, I., Nitrogen fixation in lichens is important for improved rock weathering. Journal of Biosciences. 2006. (5); 639-643.

15-  Dahlback, A., Gelsor, N., Stamnes, J., Gjessing, Y.  UV measurements in the 3000-5000 m altitude region in Tibet. J Geophys Res.  2007.112:1029-34. 

16-  Mottershead, D., Lucas, G., The role of lichens in inhibiting erosion of a soluble rock. The Lichenologist. 2000. 32(6): 601-609.

17-  Griffin, P. S., Indictor, N., Koestler, R, J., The biodeterioration of stone.  A review of deterioration mechanisms conservation case histories and treatment. International Biodeterioration. 1991. 28(1-4):187-207.     

18-  Loppi, S., Frati, L., Lichen diversity and lichen transplants as monitors of air pollution in a rural area of central Italy. Environmental Monitoring and Assessment. 2006. 114(1); 361-375.

19-  Chen, J., Blume, H. P., Beyer, L., Weathering of rocks induced by lichen colonization. A Review Catena. 2000. 39(2): 121-146.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- کارشناس ارشد میکروبیولوژی، گروه زیست شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر، ایران.

2- استادیارپژوهشکده زیست فناوری، سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران، تهران، ایران.*(مسوول مکاتبات)

[3]-Kandovan

[4]-Ferris

[5]-Dolomitic

[6]-Pinho

[7]-Garcia

[8]-limestone

[9]-Gorbushina

[10]-Surface associate biofilm: SAB

[11]-Armstrong

[12]-Crustose

[13]-Wierzchos

[14]-Rhiolethic

 

 

[16]-Seneviratne

[17]- Epilithic

[18]-Chen

[19]-Wierzchos

[20]-Rhiolethic

 

 

 

 

 

 


 

 

فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 44، بهار 97

 

بررسی بیوفیلم گلسنگی  سطوح صخره­ای روستای تاریخی کندوان

 

پریا ابراهیمی وفایی [1]

جعفر همت [2]*

j.hemmat@gmail.com

تاریخ دریافت: 06/05/1395

تاریخ پذیرش:15/10/1395

 

چکیده

با توجه به اهمیت پایش تنوع زیستی و مراقبت از آثار تاریخی و باستانی هم چنین مشاهده رشد بعضی از انواع گلسنگ ها بر روی سطوح صخره های روستای تاریخی کندوان، در این تحقیق پوشش گلسنگی سطوح سنگی آن روستا مورد بررسی قرار گرفت. منطقه مورد مطالعه سطوح صخره ای محوطه تاریخی روستای کندوان تعیین شد. پس از نمونه برداری گلسنگ ها از مناطق تعیین شده مستندسازی آن ها صورت گرفت. شناسایی نمونه ها بر اساس کلید شناسایی گلسنگ ها وتوجه به خصوصیات ریخت شناسی، تشریحی و ساختار بستر رویش انجام گرفت. با توجه به الگوهای پراکنش متفاوت گلسنگی در سطوح سنگی روستا تلاش شد ارتباط آن با  عوامل محیطی و فعالیت های انسانی بررسی گردد. نتایج نشان داد در روستای کندوان بیش از 42 گونه مختلف گلسنگ به عنوان تنوع زیستی و بیوفیلم موجود درسطوح صخره ها کلونیزه شده اند. برای اولین بار در اینجا 9 گونه منتخب به عنوان گونه های شایع سطوح سنگی این زیستگاه معرفی می گردند که نقش مهمی در تغییر سیمای صخره ها دارند. بر اساس ارزیابی اولیه عوامل اکولوژیکی حاکم بر روستای کندوان از جمله، معماری، آب و هوا و فعالیت های انسانی می توانند  تنوع زیستی و توسعه گلسنگ ها را تحت تاثیر قرار دهند. اما نقش محافظتی ویا تخریب زیستی آن ها بر سنگ ها نیازمند مطالعات تکمیلی می باشد.

کلمات کلیدی: فرسایش زیستی،  آثار تاریخی، عوامل محیطی و انسانی.

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

روستای باستانی کندوان[3] از توابع شهرستان اسکو می‌باشد که در 62 کیلومتری جنوب غرب شهر تبریز واقع در موقعیت جغرافیایی ˝52 ́ 47 ̊ 37 تا ˝28 ́ 47 ̊ 37 عرض شمالی و ˝27 ́ 14 ̊ 46 تا ˝05 ́ 15 ̊ 46 طول شرقی، و ارتفاع متوسط 2244 متر از سطح دریا و در دامنه شمال­غربی توده آتشفشانی سهند قرار گرفته است. از نظر زمین­شناسی، این منطقه به زون ساختاری البرز - آذربایجان تعلق دارد و این روستا تا بحال تحت تاثیر عوامل مخرب طبیعی مانند باد، باران، برف، آب های جاری و غیره قرار داشته است (1). بافت سنگ ایگنمبریت مخروط های سنگی روستای کندوان از ماگماى سیلیسى بوجود ‌آمده اند. فرسایش مخصوص این ایگنمبریت­ها که ناشی از نیروی مکانیکی آب های جاری است منظره ناهموار و بریده بریده و گاهی به صورت مخروط های کنار هم چیده شده را به آنها داده است. روستای کندوان بهترین نمونه از این مورفولوژی است. با توجه به شواهد صحرایی سن این واحدها نیز به اواخر میوسن نسبت داده می­شوند(شکل 1) (1-3).

 

شکل1- تصویراز بافت سنگ ایگنمبریت مخروطهای سنگی روستای کندوان (2).

این روستا به همراه کاپادوکیه در ترکیه و داکوتا درآمریکا،  3 روستای صخره­ای جهان هستند که موجب جذابیت بی­نظیر   آن ها شده است. اما معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی آن یک استثناء در دنیا به حساب می­آید. چرا که امروزه کسی در کاپادوکیه و داکوتا زندگی نمی­کند.

فریس[4] و همکارانش در سال1997 مطالعات خود را روی ساختار شیمی زمین و میکروارگانیسم های ایندولتیک موجود در سنگ آهک صخره‌های نیاگارا انجام دادند وجوامع میکروبی ایندولتیک غالب را که سیانوباکتری های فتو سنتزکننده در عمق 3-5/0 میلیمتری داخل سنگ آهک دولومیتیک[5] تخته سنگ‌های عمودی نیاگارا در اونتاریوی کانادا بودند، و اهمیت آنها را به عنوان مهم ترین عامل فرسایشی در مقبره های تاریخی نیز مورد بررسی قرار دادند(3) .

پینهو[6] و همکارانش در سال 2004 تنوع زیستی گلسنگی را به عنوان اولین گام در تعییین آلودگی هوا معرفی کردند (4).

گارسیا[7] و همکاران در سال 2003 روی گلسنگ‌های مقبره‌های روستای صخره ای کاپادوکیای ترکیه نقش فعل وانفعالات بین رطوبت، دماهای سطح صخره و پوشش گلسنگی اپی لتیک را در محافظت بیولوژیکی از سنگ‌های آهکی[8] ساختمانها ومحیط مورد بررسی قرار دادند (5).

گوربوشینا[9] و همکاران در سال 2007 روی بیوفیلم‌هایی تحقیق کردند و از لحاظ اینکه روی سطح زمین زندگی می‌کنند لفظ بیوفیلم سطحی(SAB)[10] را برای گلسنگ هایی که روی مواد معدنی جامد در معرض اتمسفر زندگی می‌کنند  ابداع نمودند. این بیوفیلم ها توسط اجتماعات قارچ، آلگ، سیانوباکتر، و باکتری های هتروتروفیک ایجاد گشته و تابع تغییرات آب و هوایی بودند که تاثیر وجود آنها روی صخره‌ها، وتحریک فرسایش به صورت بیولوژیکی را از طریق فعالیت متابولیکی و واکنش های فیزیکی و شیمیایی، مورد بررسی قرار دادند.    SAB  اکوسیستم های میکروبی کوچکی هستند که روی ساختمان ها، دیواره صخره‌ها، در صحراها، کوهستان‌ها و در همه فضاهای جغرافیایی که به طور مستقیم با اتمسفر و تشعشعات خورشیدی برخورد می‌کنند ایجاد می‌گردند و قدرت بالای تحمل را به اجزا تشکیل دهنده خود اعطا می کند(6).

آرمسترانگ[11]  و همکاران در سال 2010 روی رشد گلسنگ‌های گونه کروستوز[12] بررسی‌های خود را انجام دادند. در این بررسی‌ها دریافتند که گونه‌های کروستوز در بین گلسنگ‌ها دارای کمترین سرعت رشد می‌باشند به خصوص گروه ریزو کارپون[13] سبز­_ زرد که دارای رشد آرام وعمر طولانی می‌باشند و آن ها را تبدیل به یک عامل مهم قابل نمایش در سطوح کرده است (7).

ویرشوز[14] و همکاران در سال 2013 در کویر بیش از حد خشک آتاکاما در شیلی، که خشک ترین ومهم ترین محدوده زندگی بر روی زمین می‌باشد نشان دادند که سنگ ایگنمبریت واجد ترکیب ریولیتیک[15] که بطور ضعیف بهم جوش خورده است، به فراوانی توسط سیانو باکتری‌های ایندولتیک و    باکتری های هتروتروف کلونیزه شده است. این اولین مثال شناخته شده از یک جامعه میکروبی ایندولیتیک کلونیزه کننده سنگ- ایگنمبریت در یک محیط شدیدا خشک است (8(. با توجه به اهمیت پایش تنوع زیستی و مراقبت از آثار تاریخی و مشاهده رشد بعضی از انواع گلسنگ ها بر روی صخره های ایگنمبریت- روستای تاریخی کندوان، در این تحقیق  پوشش گلسنگی سطوح سنگی آن مورد بررسی قرار گرفت.  

مواد و روش ها

مطالعه منطقه و بخش بندی میدانی

ارتفاع این روستا از سطح دریا 2225 متر بوده که ارتفاع پایین ترین خانه صخره ای نمونه برداری شده 2236 متر وبالاترین آن 2367 متر می‌باشد. دره این منظقه از 350 درجه جنوب غربی تا 172 درجه جنوب شرقی ادامه دارد که زمین های زیر کشت یونجه نیز  در امتداد آن قرار دارد که منطقه 247 درجه جنوب غربی تا 152 درجه جنوب شرقی را شامل می‌گردد(2).

از بین گلسنگ‌های رشد یافته در سطوح این صخره‌ها نمونه گیری انجام گرفت و با توجه به اینکه خانه‌های صخره ای از ارتفاعات پایین تا بالا وجود دارند، از پایین ترین آنها که در ارتفاع2236 متری واقع شده بود، وبلندترین آنها که در ارتفاع 2367 متری قرار داشت شامل مناطق A، B، C  و D نمونه-برداری انجام گردید. در مطالعات ماکروسکوپی، قبل از نمونه- برداری از سطح صخره‌ حاوی گلسنگ، گلسنگ را با ذره بین  به دقت بررسی کرده و با توجه به مورفولوژی گلسنگها، بررسی اولیه شد. و از نمای نزدیک آنها عکسبرداری انجام گرفت. و توسط یک کاردک نازک تا حد امکان از زیر سطح گلسنگ مورد نظر به عمق1- 5/0سانتی متر نمونه مورد نظر را از سطح صخره جدا کرده وبا چسپ چوب از قسمت زیر سطح سنگ روی مقوایی چسپانده تا تماس با سطح گلسنگ مورد نظر پیدا نکند.

 شناسایی گلسنگ ها

شناسایی گلسنگ ها با توجه به  مشخصات آن ها و بر اساس کلید شناسایی مرجع انجام شد(9).

 نتایج

تاثیر بستر سنگی بر پراکنش گلسنگ ها

بر اساس مشاهدات گلسنگ‌های منطقه کندوان بر روی صخره های ایگنمبریتی این منطقه دیده می‌شوند. ضمن آن که در تمام سطوح صخره ها به صورت یکسان پراکندگی نشان نمی­دهند. علاوه بر این، این جوامع خاص  بر روی انواع دیگر سنگ‌های اطراف، سیمای مشابهی را نشان نمیدهند.  به عبارتی ایگنمبریت ها به دلیل ساختار نفوذ پذیرشان بسترساز رشد موجودات اپی لیتیک و ایندولایتیک از جمله گلسنگ‌ها شده اند (8). و سطوح خانه‌های صخره ای این روستا را به عنوان زیستگاه انتخاب کرده اند. نوع سنگ عامل مهمی در کلونیزاسیون وتشکیل بیوفیلم گلسنگی این منطقه هستند.

 گونه های گلسنک

با توجه به بررسی‌های اولیه گلسنگ های موجود در سطح این صخره‌ها حاصل از 63 نمونه، 42 گونه گلسنگ را شامل می­شود. از بین گلسنگ‌های رشد یافته روی صخره‌ها،  9 گونه شایع از این گلسنگ‌ها به شرح ذیل معرفی می گردند:

Caloplaca biatorina (A. Massal.) J. Steiner

Caloplaca decipiens (Arnold) Blomb. & Forssell – Steiner

Caloplaca trachyphylla (Tuck.)Zahlbr

Caloplaca molariformis (Frolov, Vondrák, Nadyeina & Khodos).

 Candelariella vitellina (Hoffm.)Müll. Arg.

Lecanora dispersa (Pers.) Sommerf -Lecanora crenulata Hook


Acarospora stapfiana (Müll. Arg.) Hue

وProtoparmeliopsis muralis(Schreb.) M. Choisy

هریک از گلسنگ های فوق که برای برای اولین بار به عنوان بیوفیلم سطوح مخروط های کندوان معرفی می گردند دارای ویژگی های ریخت شناسی خاص خود هستند و تعاملات متعددی را درون خود، با سنگ بستر، گونه(های) مجاور و محیط دارند.  که به لحاظ ماهیت و موضوع در اینجا بحث نمی­شود. در این مقاله سوابق منتشره در خصوص انتشارجهانی، بستر های انتخابی جهت رویش و مناطق گزارش شده ایران در جدول( 1) آورده می شود.

 

 

جدول1. مقایسه چک لیست اولیه گلسنگ های کندوان با گزارشات و چک لیست های قبلی(10و 11) .


گونه گلسنگ

بستر ومحیط زیست

انتشار و اکولوژی

تاریخچه در ایران

Candellariela vitelline 

 

روی صخره‌های فاقد کلسیم، چوب وتوزیع جهانی روی پوست درختان در محیط های بیابانی رایج است، بطور عمده روی صخره‌ها در کوهستان آزاد و زیستگاه های ساحلی در جنوب کالیفرنیا، آریزونا، باجاکالیفرنیا،

23591 مورد مشاهده در کشورهای یونان- سویس- بریتانیا- ایالت متحده آمریکا – اسپانیا- استرالیا-آلمان- دانمارک- نروژ-کانادا- ایتالیا- ایران- فنلاند-فرانسه- ارمنستان- بلغارستان- ایرلند- آنتراکتیکا-ایسلند- اسلونیا- لهستان- کوستاریکا- هلند و اطریش، که بیشترین مشاهدات ثبت شده در بریتانیا می‌باشد .

اصفهان- 2 کیلومتر مانده به گهرود. گلستان- 15 کیلومتر مانده به تپه مروه - مازندران چالوس،

Acarospora stapfiana

مورد توجه زیستگاه های میکروبی یا صخره‌های آهکی می‌باشد، پارازیت رویcaloplaca trachphylla، در شمال غربی آمریکا، آریزونا تا جنوب کانادا بر روی calaploca trachyphylla بصورت پارازیت

 ایران، ترکیه، افغانستان، و شمال غربی آمریکا، تا سال 2009/07: 94رویداد در کشورهای ایالت متحده آمریکا - ایران - ترکیه - کانادا - افغانستان - فدراسیون روسیه - قزاقستان - نامبیا – که  بیش ترین مشاهدات در ایالت متحده آمریکا ثبت شده است .

 

خراسان. نیشابور به سمت کاشمر، ریوش کلات تیمور، روی صخره،

Caloplaca trachyphylla

 

سنگ‌های آهکی و یا غیر آهکی

اروپا، شمال امریکا، و شمال آسیا: بر اساس مشاهدات ثبت شده تا سال 2011/01، 336 مورد در کشورهای ایران، ایالت متحده آمریکا، کانادا، ترکیه و روسیه و مغولستان دیده شده که  بیش ترین مشاهدات مربوط به ایالت متحده آمریکا می‌باشد. بیشترین انتشار: آریزونا .

خراسان، نیشابور به سمت کاشمر، ریواش، کلات تیمور، روی سنگ. کردستان.بیجار- آذربایجان غربی. سراینده.

Caloplaca molariformi

اپی لیتیک در زیستگاه های آفتابی، روی سنگ‌های آهکی نرم، سنگ‌های دارای کلسیم، ماسه سنگ و یا tuff با مقدار زیادی آهک (همیشه با HCL واکنش می دهد).

در دشت ها و صحراهای ایران، قزاقستان، بخش اروپای ترکیه، و روسیه جنوبی و در ارتفاعات 2100- ، جلگه و یا جنگل -

تا کنون منطقه کامل آن در سایت گلسنگ شناسی مشخص نشده است.

Protoparmeliopsis muralis (Schreb.) M. Choisy

 

روی سنگ خارا، بازالت، ریولیت، گرانیت، ماسه سنگ، و سنگ آهک؛ گاه و بیگاه روی پوست درختان به صورت خیلی گسترده

 

 تحمل دمایی زیاد، در اروپا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، آفریقا، ماکارونزیا، اقیانوسیه و استرالیا.   هلند - نروژ- بریتانیا- آلمان- آمریکا- مغولستان- یونان- بلغارستان- ایران- فرانسه - مکزیک- اسپانیا - ایتالیا- شیلی - آرژانتین - چین - اکراین - روسیه - ایران (76). انتشار در صحرا: آریزونا، کالیفرنیای جنوبی، باجا کالیفرنیا، سور، و سونوران،

گلستان، روی صخره‌های آهکی. خراسان: شمال نیشابور، سرولایت. قوچان -آذربایجان غربی. ساحل ارومیه.

 کردستان، بیجار. تهران. جاده آمل.

 

Lecanora

 crenulata

 

روی صخره‌های آهکی

انتشار جهانی: به طور گسترده در نیمکره شمالی.  بیش ترین انتشار: آریزونای شمالی،       کالیفرنیای جنوبی، و باجا کالیفرنیا.

بر اساس مشاهدات ثبت شده تا سال 2014/ 01: 7298 مورد در کشورهای: بریتانیا، سویس، آلمان، انگلیس، ایرلند، روسیه، نروژ، اسپانیا، فرانسه، پرتقال، ارمنستان، ایران، اطریش، چکوسلواکی، لهستان دیده شده است.

گلستان: 20 کیلومتری جاده اسلام آباد به اشکانه. خراسان: جنوب غربی گنبد، کلات – کردستان.بیجار.

 

Lecanora dispersa

غالبا اندولیتیک -طیف گسترده ای از بسترها از جمله: صخره های کربناتی یا غیر کربناتی، سنگ آهکی و سیلیسی، بتن و ملات، پوسته درخت آلوده به گرد و غبار و بسیاری از بسترهای ساخته دست بشروهمچنین روی گلسنگ‌های دیگر در مناطق شهر نشین و روستایی  مقاوم به آلودگی در قسمت های سرشار از مواد غذایی.

به ترتیب و بر اساس تعداد مشاهدات ثبتی: بریتانیا، ایرلند، آلمان، سوئد، یونان، آمریکا، نروژ، اطریش که حدود 90% مشاهدات مربوط به بریتانیا می‌باشد .

 

گلستان، جنگل گلستان،   925 متر، در درخت بلوط -

Calaploca

 biatorina

 انواع سنگ، سنگ آهک یا غیر آهکی، سنگ دارای کلسیم یا فقط ملات، موزائیک، گاهی مناطق کوهستانی و سرد در دیواره‌های عمودی و قله صخره‌ها.، اغلب در شرایط آفتابی، و در زیستگاه‌های مصنوعی و ساختگی نادر می‌باشد.

 

به عنوان یک گلسنگ جدید در سوئیس اولین بار در سال 1968 گزارش شده است. در اسکاندیناویا، نروژو درفنلاند خیلی کم مشاهده شده است. گونه‌ها به طور وسیع بوده اما در مرکز و بخش جنوبی اروپا و شمال آفریقا نادر می‌باشد.

اصفهان: 2 کیلومتر به گهرود از کامو،. گلستان: 20 کیلومتری جاده اسلام آباد به اشکانه، روی سنگ‌های آهکی-اردبیل. جاده نیر- آذربایجان غربی. شیرین بلاغ.

 


وضعیت پراکنش کلی گلسنگ‌ها

 با افزایش ارتفاعات از منطقه A به منطقه D، تفاوت در تنوع و تعداد گلسنگ‌ها نمود پیدا می کند. ولی ارتفاع تنها          عامل تعیین کننده نیست. چراکه الگوی تغییر در نقاط-        هم ارتفاع، ثابت و یکسان نیست(شکل 3و2). با توجه به این که حداکثرارتفاع این خانه های سنگی بیشتر از 15 متر نبوده و فاصله پایین ترین مکان نمونه برداری تا بالاترین مکان نمونه- برداری شده حدود 31 متر می باشد، و تنوع گلسنگ‌ها         نمود بیشتری دارد، به نظر می رسد در حدفاصل این ارتفاع متغیرهایی مانند شیب، فعالیت های انسانی، جهت آفتاب و باد بر پراکنش گلسنگ ها تاثیر گذاربوده است. بطوری که در منطقه D (درارتفاع 2267 متری) و منطقه A  به عنوان بالاترین محدوده نمونه برداری شده(در ارتفاع2236 متری) تنوع  گونه ای متفاوتی در جامعه گلسنگی مشاهده ‌گردید(تصویر 2).

 

 

 

شکل 2- تاثیرارتفاع درتعداد و تنوع گلسنگ­ها

 


(C)                                                                               (D)

   
   


(A)                                                                            (B)

   شکل3-  پراکنش گلسنگ‌ها در چهار سطح نمونه برداری  مناطق D ،C  و Bو Aمورد مطالعه

 

 

 

 

 

 

تاثیر عوامل محیطی بر پراکنش کلی گلسنگ بر سطوح صخره‌ها

 بر اساس مشاهدات انجام گرفته میدانی  پراکنش کلی گلسنگ‌ها در رابطه با عوامل محیطی قرار دارد. به واسطه هندسه و معماری خاص روستا، و عدم وجود الگوی ثابت- پراکنشی  گلسنگ ها در سطوح صخرهای روستا، اظهار نظر- قطعی و مطمئنی از تاثیرگذری هر یک از عوامل محیطی و میزان  آن ها نمی توان ارایه کرد. به نظر می رسد تاثیر گذاری این عوامل یکسان نیست. اما عوامل مستعد کننده رشد و توسعه گلسنگ ها فراهم است.

بادهای واجد رطوبت دریاچه ارومیه، همچنین اثرات ملایم‌کننده بخارهای دریای خزر، جریان های مرطوب دریای- مدیترانه از سمت غرب و جنوب ‌غربی و توده‌های هوای سرد- سیبری نیز از شمال همگی بر آب و هوای آن اثر می‌گذارد.  گرچه بادهـای غالـب منطقـه در فصول پاییز و بهـار جهـت جنـوب غربـی و در فـصول زمستان و تابستان نیز جهت شرقی و شمال شرقی دارند(14و 13).

تاثیر زمین های کشاورزی

با توجه به مجاورت مزارع زیر کشت یونجه در مناطق پایین دستی روستا و با توجه به اینکه یونجه قادر به تثبیت ازت هوا توسط باکتری های همزیست موجود در گره های ریشه می‌باشد، طی چندین سال عمر خود مقدارزیادی مواد آلی و ازت در خاک باقی می‌گذارند. ازت تثبیت شده در گره های- موجود در ریشه بصورت آلی بوده و با افزایش سن گیاه­ به تدریج این گره ها از ریشه جدا شده در خاک قرار گرفته و تجزیه می‌شود و بخشی از آن توسط باد به صخره ها منتقل  می شوند. با توجه به نیاز گلسنگ‌ها به ازت معدنی(14) و با توجه به مسیر وزش بادها و قرار گرفتن زمین های زیر کشت یونجه (جنوب غربی تا جنوب شرقی) در مسیر وزش این بادها، باعث انتقال خاک های ازته بر روی سطح صخره‌ها وافزایش رشد و پراکنش گلسنگ‌ها می‌گردد.

تاثیر محل نگهداری دام

با کمی تامل در ساختار خانه‌های این روستا مشاهده می‌شود که در قسمت زیرین ویا کناری خانه‌های صخره ای این روستا محلی برای نگهداری حیوانات اهلی از جمله گوسفند و ماکیان تعبیه شده است. با در نظر گرفتن این نکته که کود آلی شامل فسفر، ازت و پتاسیم است  این سه عنصر به وفور در دسترس  گلسنگ ها می‌باشد. علاوه بر این، ذبح این حیوانات در کنار صخره‌ها وجاری کردن محتویات دستگاه گوارشی آن ها بر روی سطح خاک کنار خانه‌های صخره ای وجاری شدن آن ها به ­کلیه سطوح طبقاتی روستا با توجه به پلکانی بودن این خانه‌ها، را بایست در نظر گرفت. سطوح طبقاتی این روستا خاکی بوده و خاک این منطقه همیشه در حال پراکنده شدن توسط جریانات آب وهوایی ورفت وآمد عابرین واحشام می‌باشد. بنابراین به صورت پیوسته عناصر غذایی مورد نیاز گلسنگ ها در اختیارشان قرار می گیرد.

بحث و نتیجه گیری

گزارشات پراکنده ای از  ایران و جهان در خصوص 42 گونه گلسنگ کلونیزه شده در سطح صخره های کندوان وجود دارد که تنوع زیستی قابل توجهی است و اولین بار در این اقلیم گزارش می شود. ضمن آن­که  Caloplaca molariformi گونه ای است که در چک لیست ایران هنوز گزارش نشده اند.  بر اساس ارزیابی اولیه عوامل اکولوژیکی حاکم بر روستای کندوان از جمله، معماری، آب و هوا و فعالیت های انسانی می­توانند توسعه گلسنگ ها را تحت تاثیر قرار دهند.  که برخی از آنها سوابق تخریب سنگ ها و برخی نقش محافظتی  را داشته اند. مطالعه تاثیرات عوامل موثر بر این پوشش گلسنگ، می توانند توزیع  گلسنگ ها بر سطوح صخره ها را تحت تاثیر قرار دهند. اما تعیین نقش محافظتی ویا تخریب زیستی آنها بر سنگ ها نیازمند مطالعات بیشتر می باشد.

طی بررسی های انجام گرفته توسط دال بک و همکاران ارتباط مستقیمی بین ارتفاع یک منطقه و شدت تابش اشعه ماوراء بنفش وجود دارد. بنابراین سطوح سنگی که در ارتفاعات قرار دارند، هم به دلیل شرایط آب و هوایی و هم تابش بالای تشعشعات ماوراء بنفش محیط مناسبی برای رشد گلسنگ ها نمی باشد(15). اما در صخره های منطقه کندوان به علت عدم وجود اختلاف ارتفاع خیلی زیاد، و دخالت عوامل دیگر محیطی این پدیده مشاهده نمی گردد. بنابراین نقش عوامل دیگر، در پراکنش و تنوع گلسنگی در صخره های کندوان برجسته تر است. بطوریکه حتی در نوک صخره‌ها(منطقه D)، در صورت عدم وجود شیب بسیار تند و نوک تیز، میزان پراکنش قابل- توجهی مشاهده می‌شود. اما بر اساس بررسی‌ها، تعداد گلسنگ هایی که در شیب های ملایم وجود دارند از لحاظ تعداد وتنوع خیلی بیش تر می‌باشند. در صخره‌هایی که نزدیک به سطح زمین شیب تند دارند گلسنگ به مقدار خیلی کم مشاهده می‌گردند. که بخشی به علت ریزش و عدم جذب آب کافی در شیب تند، و بخشی تحت تاثیر سایر عوامل است. بنابراین، شیب نیز فاکتور مهمی در تشکیل بیوفیلم بوده است.

با توجه به فعالیت های کشاورزی و دامی در کندوان ومهیا- بودن تامین منابع غذایی برای گلسنگ ها بررسی دقیق تر میزان تاثیراین فعالیت ها بر جوامع گلسنگی ضروری است. سنویرتنه[16] و همکاران در سال 2006 تثبیت نیتروژن توسط گلسنگ‌ها را بررسی نمودند و دریافتند تثبیت نیتروژن در گلسنگ‌ها برای پیشرفت هوازدگی صخره‌ها مهم است. معلوم شده که  سیانو باکتریها در گلسنگ ها، نیتروژن را برای بدست آوردن مواد غذایی تثبیت می‌کنند (14).

جنبه دیگر پتانسیل تخریب زیستی گلسنگ های موجود روی صخره ها است. با توجه به وجود جوامع گلسنگی اپی لیتیک و اندو لیتیک در سطوح سنگ های کندوان و اثبات ­نقش حفاظتی و یا تخریبی برخی گلسنگ ها و اهمیت پایش آنها بررسی آنها ضرورت دارد(16و17). حضور یک پوشش گلسنگی اپیلیتیک[17] در سطوح صخره های کندوان می تواند شواهدی برای مکانیسم حفاظتی بیولوژیکی آن ها در مقابل تاثیر باران های طولانی ارائه دهند. از طرفی گلسنگ‌ها رطوبت را در سطح سنگ حفظ می‌کنند که باعث کاهش استرس حرارتی می‌شود.

گارسیا و همکاران در سال 2003 روی گلسنگ‌های مقبره‌های روستای صخره ای کاپادوکیای ترکیه نقش فعل وانفعالات بین رطوبت، دماهای سطح صخره و پوشش گلسنگی اپی لتیک را در محافظت بیولوژیکی از سنگ‌های  آهکی ساختمان ها ومحیط مورد بررسی قرار دادند و هم چنین به بررسی ارتباط بین رطوبت، گلسنگ‌های اپی لیتیک، دمای سطح صخره و هوازدگی پرداختند. آنالیزها نشان دادند که مکانیسم اصلی هوا زدگی می‌تواند بوسیله هیدرولیزبعضی موادمعدنی تشکیل دهنده سنگ‌ها توسط گلسنگ‌ها ایجاد گردد از طرف دیگر گلسنگ‌های سطح سنگ‌ها آب داخل سنگ‌ها را کاهش داده و در نتیجه این عمل به نوعی از تجزیه و زوال فیزیکی سنگ‌ها جلوگیری می‌کند (5(. چن[18] و همکارانش در سال 2000 روی فرسایش القایی سنگ‌ها بوسیله کلونیزاسیون گلسنگ‌ها مطالعه نمودند. توانایی گلسنگ‌ها برای هوا زدگی این است که در طول رشد، اسید‌های آلی ترشح می‌کنند. بعضی از گلسنگ های- پوسته ای، اسید اگزالیک و همچنین یک نوع از اسید‌های فنلی ضعیف را (که بنام اسید‌های گلسنگی شناخته شده اند) به میزان فراوان ترشح می‌کنند که می‌توانند با مواد معدنی به منظور تشکیل کمپلکس های فلزی واکنش دهند. اثرات­ هوا­زدگی مشاهده شده بوسیله حلالیت مواد معدنی تشکیل - دهنده سنگ‌ها توسط اسید، تبدیل برخی از مواد معدنی به بقایای سیلیسی، رسوب ضعیف مواد حاوی آلومینیوم و آهن زیر سطح سنگ وگلسنگ  و ایجاد نمک های آلی بلوری منظم روی بدنه گلسنگ ایجاد می شود(19).

ورژوس[19] و همکاران در سال 2013 در کویر بیش از حد خشک آتاکاما در شیلی، که خشک ترین ومهم ترین محدوده زندگی بر روی زمین می‌باشد، نشان دادند که سنگ ایگنمبریت- ریولیتیک[20] که به طور ضعیف بهم جوش خورده است به طور فراوان توسط سیانو باکتری‌های ایندو لتیک وباکتری های- هتروتروف کلونیزه شده است. آنها پیشنهاد دادند که فضای- متخلخل داخلی ایگنمبریت باعث حفاظت ارگانیسم ها از آسیب تابش اشعه uv  درسطوحی می گردد که بیش از حد در معرض نور مرئی هستند. تخلخل سنگ هنگام بارندگی کم، حتی زمانی که محیط اطراف آنها بسیار خشک است، باعث حفاظت سلول ها می گردد. این اولین مثال شناخته شده از یک جامعه میکروبی ایندولیتیک کلونیزه کننده سنگ ایگنمبریت در یک محیط شدیدا خشک است (8). در کندوان نیز به واسطه وجود سنگ بستر مشابه شرایط برای تشکیل کلونیزه شدن جامعه میکروبی ایندولیتیک مهیاست. فضای متخلخل داخلی ایگنمبریت  کندوان باعث بقا گلسنگها در سمت نورگیرو محافظت از نور نیز شده است. علاوه بر آنکه میزان بارش و وجود رطوبت، منابع نیتروژن و املاح معدنی به وفور شرایط تسهیل شده تری را برای رشد و فعالیت آنها فراهم نموده است. از طرف دیگرمطالعات متعدد ارتباط نقش آلودگی هوا را در پراکنش و تنوع گلسنگها اثبات کرده اند(18و 4). امروزه اتفاق نظر وجود دارد که با افزایش آلودگی هوا تنوع- زیستی و پراکنش گلسنگ های درختزی کاهش می یابد. اما ترافیک روستا نتوانسته بر جمعیت گلسنگی انواع موجود بر صخره ها  اثر حذف کننده داشته باشد.

بر اساس شرایط اکولوژیکی حاکم بر روستای کندوان گونه های مختلف گلسنگ به صورت بیوفیلم گلسنگی  سطوح سنگی به عنوان زیستگاه انتخاب نموده اند  که ضمن تغییر رنگ برخی پتانسیل تخریب یا محافظت زیستی صخره ها دارند. بیرامی و همکاران در سال 92 و تقریبا همزمان با این تحقیق با بررسی سطوح سنگی کندوان این گونه نتیجه گرفتند که گُلسنگها تا عمق 5  میلیمتر سنگ ها نفوذ کرده،  به صورت یک پوشش متراکم با جذب آب از روی سطوح سنگ مانع نفوذ آب به عمق و انحلال و تخریب بیشتر آن شده است(2). اما در حالت کلی متناسب انواع میکروارگانیسم های موجود در بیوفیلم گلسنگی، از جمله گونه گلسنگ، کنش و واکنش اکولوژیک هر نوع گلسنگ با بستر ایگنمبریت و مجموعه شرایط محیطی، نقش محافظت یا تخریب بیوفیلم متفاوت است(15). و طی زمان  و اقدامات زمینه ساز مجموعه فرآیند فعالیت اکولوژیک، شرایط میکرومحیط هر یک ازانواع گلسنگ موجود در سطح می تواند متفاوت پیش رود. بنابراین اطلاق کلی نقش محافظتی به انواع گلسنگ موجود منطقی به نظر نمی رسد. چراکه نیازمند مطالعات تکمیلی هر یک ازانواع موجود است. ضمن آن که نقش تخریبی برخی از انواع موجود  قبلا اثبات شده است. 

بر اساس مطالعه انجام گرفته، عوامل محیطی و فعالیت های انسانی  جهت رشد و توسعه فراوانی گلسنگ ها در این روستا مهیاست. و پوشش گلسنگی روح زندگی را در سطح صخره به نمایش می گذارند. که در این میان، جنس سنگ ها، شیب سنگها، میزان رطوبت و جهت وزش باد، از عوامل محیطی دخیل و موثر درمیزان پراکنش این گلسنگ ها می تواند باشد. علاوه بر این ها فعالیت های انسانی شامل فعالیت های کشاورزی و دامداری، ترافیک و توریسم  ازجمله عوامل تاثیر گذار و مساعد کننده توسعه گلسنگ ها بودند. که تعیین کمیت آن نیازمند مطالعات تکمیلی است. 

بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق با توجه به امکان برخی اصلاحات می‌توان پیشنهادات زیر را ارائه داد:

- جلوگیری از آلودگی های ناشی از تردد فعالیت های انسانی از جمله گردشگران.

- تغییر محل نگهداری دام و طیور از محل خانه های سنگی این روستا. 

 -عدم ذبح این حیوانات در کنار صخره‌ها وجاری کردن محتویات دستگاه گوارشی آنها بر روی سطح خاک کنار خانه‌های صخره ای که باعث جاری شدن آنها به کلیه سطوح طبقاتی روستا می گردد.

- پایش دوره ای انواع موجود در بیوفیلم گلسنگی به لحاظ جمعیت، تنوع و تخریب زیستی

تشکروقدردانی

از جناب آقای دکترمحمد سهرابی همچنین سرکار خانم سودابه کریمی به خاطر همکاری در این تحقیق  سپاسگزاری می گردد.

منابع

1-   قنبری، ابوالفضل.،  حجازی، میراسداله قنبری، محمد. ارزیابی توانمندی زمین گردشگری مکان های ژئومورفولوژیکی موجود در روستای کندوان، مسکن و محیط روستا، 1392، شماره 141، 109-119. 

2-   امینی بیرامی،  فریده.، اصغری کلجاهی، ابرهیم. بررسی نقش گُلسنگ ها در هوازدگی زیستی سنگ های مخروطی شکل روستای کندوان، پژوهش های ژئومورفولوژی کمی، 1393 ، شماره ۴  :۱۱۷-۱۲۹.

 

3-      Ferris, F., Lowson, E., Ultrastructure and geochemistry of endolithic microorganisms in limestone of the Niagara Escarpment. Canadian journal of microbiology. 1997.(3): 211-219.

4-      Pinho, P., Augusto, S., Branquinho, C., Bio, A., Pereira, M.J., Soares, A. and Catarino, F. Mapping lichen diversity as a first step for air quality assessment. Journal of Atmospheric Chemistry. 2004. (1); 377-389.

5-      Garcia, V. M., Topal, T., Vendrell, S. M., Lichenic growth as a factor in the physical deterioration or protection of Cappadocian monuments. Environmental geology. 2003. 43: 776-781.

6-      Gorbushina, A. A., Life on the rocks. Environmental microbiology. 2007. (7): 1613-1631.

7-      Armstrong, R., Bradwell, T., Growth of crustose lichens: A Rview. Geografiska Annaler Series A, Physical Geograph. 2010. (1): 3-17.

8-      Wierzchos, J., Davila, A. F., Artieda, O., Cámara, G, B,, De los Rios, A., Nealson, K. H. Valea, S., Teresa, G.  M., Ascaso C. Ignimbrite as a substrate for endolithic life in the hyper-arid Atacama Desert. Implications for the search for life on Mars. Icarus. 2013. 224: 334-346.

9-      Brodo, I. M., Sharnoff, S. D., Shamoff, S., Lichens of North America.  1rd ed, New Haven: Yale University Press. 2001.

10-  Seaward, M. R. D., Sipman, H. J. M., Schultz, M., Maassoumi, A. A., Haji Moniri Anbaran, M., Sohrabi, M., A preliminary lichen checklist for Iran. Willdenowia. 2004. 34: 543-576.

11-  Seaward, M. R. D., Sipman, H. J. M., Sohrabi, M.,  A revised checklist of lichenized, lichenicolous and allied fungi for Iran, see information in://www.zobodat.at/pdf/Sauteria_15_0459-0520.pdf

12-      مقیمی اسکوئی , حمید رضا.،  موسی زاده، اسفندیار. اسکو از ساحل دریاچه ارومیه تا قله سهند با تاکید بر جاذبه های توریستی کندوان، شهرداری اسکو، 1385.

13-  http://www.irimo.ir/far/services/climate/793

14-  Seneviratne, G., Indrasena, I., Nitrogen fixation in lichens is important for improved rock weathering. Journal of Biosciences. 2006. (5); 639-643.

15-  Dahlback, A., Gelsor, N., Stamnes, J., Gjessing, Y.  UV measurements in the 3000-5000 m altitude region in Tibet. J Geophys Res.  2007.112:1029-34. 

16-  Mottershead, D., Lucas, G., The role of lichens in inhibiting erosion of a soluble rock. The Lichenologist. 2000. 32(6): 601-609.

17-  Griffin, P. S., Indictor, N., Koestler, R, J., The biodeterioration of stone.  A review of deterioration mechanisms conservation case histories and treatment. International Biodeterioration. 1991. 28(1-4):187-207.     

18-  Loppi, S., Frati, L., Lichen diversity and lichen transplants as monitors of air pollution in a rural area of central Italy. Environmental Monitoring and Assessment. 2006. 114(1); 361-375.

19-  Chen, J., Blume, H. P., Beyer, L., Weathering of rocks induced by lichen colonization. A Review Catena. 2000. 39(2): 121-146.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- کارشناس ارشد میکروبیولوژی، گروه زیست شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر، ایران.

2- استادیارپژوهشکده زیست فناوری، سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران، تهران، ایران.*(مسوول مکاتبات)

[3]-Kandovan

[4]-Ferris

[5]-Dolomitic

[6]-Pinho

[7]-Garcia

[8]-limestone

[9]-Gorbushina

[10]-Surface associate biofilm: SAB

[11]-Armstrong

[12]-Crustose

[13]-Wierzchos

[14]-Rhiolethic

 

 

[16]-Seneviratne

[17]- Epilithic

[18]-Chen

[19]-Wierzchos

[20]-Rhiolethic

 

 

1-   قنبری، ابوالفضل.،  حجازی، میراسداله قنبری، محمد. ارزیابی توانمندی زمین گردشگری مکان های ژئومورفولوژیکی موجود در روستای کندوان، مسکن و محیط روستا، 1392، شماره 141، 109-119. 

2-   امینی بیرامی،  فریده.، اصغری کلجاهی، ابرهیم. بررسی نقش گُلسنگ ها در هوازدگی زیستی سنگ های مخروطی شکل روستای کندوان، پژوهش های ژئومورفولوژی کمی، 1393 ، شماره ۴  :۱۱۷-۱۲۹.

 

3-      Ferris, F., Lowson, E., Ultrastructure and geochemistry of endolithic microorganisms in limestone of the Niagara Escarpment. Canadian journal of microbiology. 1997.(3): 211-219.

4-      Pinho, P., Augusto, S., Branquinho, C., Bio, A., Pereira, M.J., Soares, A. and Catarino, F. Mapping lichen diversity as a first step for air quality assessment. Journal of Atmospheric Chemistry. 2004. (1); 377-389.

5-      Garcia, V. M., Topal, T., Vendrell, S. M., Lichenic growth as a factor in the physical deterioration or protection of Cappadocian monuments. Environmental geology. 2003. 43: 776-781.

6-      Gorbushina, A. A., Life on the rocks. Environmental microbiology. 2007. (7): 1613-1631.

7-      Armstrong, R., Bradwell, T., Growth of crustose lichens: A Rview. Geografiska Annaler Series A, Physical Geograph. 2010. (1): 3-17.

8-      Wierzchos, J., Davila, A. F., Artieda, O., Cámara, G, B,, De los Rios, A., Nealson, K. H. Valea, S., Teresa, G.  M., Ascaso C. Ignimbrite as a substrate for endolithic life in the hyper-arid Atacama Desert. Implications for the search for life on Mars. Icarus. 2013. 224: 334-346.

9-      Brodo, I. M., Sharnoff, S. D., Shamoff, S., Lichens of North America.  1rd ed, New Haven: Yale University Press. 2001.

10-  Seaward, M. R. D., Sipman, H. J. M., Schultz, M., Maassoumi, A. A., Haji Moniri Anbaran, M., Sohrabi, M., A preliminary lichen checklist for Iran. Willdenowia. 2004. 34: 543-576.

11-  Seaward, M. R. D., Sipman, H. J. M., Sohrabi, M.,  A revised checklist of lichenized, lichenicolous and allied fungi for Iran, see information in://www.zobodat.at/pdf/Sauteria_15_0459-0520.pdf

12-      مقیمی اسکوئی , حمید رضا.،  موسی زاده، اسفندیار. اسکو از ساحل دریاچه ارومیه تا قله سهند با تاکید بر جاذبه های توریستی کندوان، شهرداری اسکو، 1385.

13-  http://www.irimo.ir/far/services/climate/793

14-  Seneviratne, G., Indrasena, I., Nitrogen fixation in lichens is important for improved rock weathering. Journal of Biosciences. 2006. (5); 639-643.

15-  Dahlback, A., Gelsor, N., Stamnes, J., Gjessing, Y.  UV measurements in the 3000-5000 m altitude region in Tibet. J Geophys Res.  2007.112:1029-34. 

16-  Mottershead, D., Lucas, G., The role of lichens in inhibiting erosion of a soluble rock. The Lichenologist. 2000. 32(6): 601-609.

17-  Griffin, P. S., Indictor, N., Koestler, R, J., The biodeterioration of stone.  A review of deterioration mechanisms conservation case histories and treatment. International Biodeterioration. 1991. 28(1-4):187-207.     

18-  Loppi, S., Frati, L., Lichen diversity and lichen transplants as monitors of air pollution in a rural area of central Italy. Environmental Monitoring and Assessment. 2006. 114(1); 361-375.

19-  Chen, J., Blume, H. P., Beyer, L., Weathering of rocks induced by lichen colonization. A Review Catena. 2000. 39(2): 121-146.