بررسی روش های ارزیابی و تحلیل کیفیت و زیبایی شناسی محیط و منظر شهری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد رشته شهرسازی، گرایش طراحی شهری، دانشگاه شهیدرجایی، تهران، ایران. *(مسوول مکاتبات

چکیده

زیباشناسی به عنوان نظامی متمایز در زمینه علم و فلسفه غرب تا میانه قرن هجده میلادی جایگاه مشخصی نداشت. از قرن هجدهم مفهوم زیبایی شناسی بیش تر جنبه روان شناسانه به خود گرفت و زیبایی در ارتباط با ادراک مطرح شد و ناظر هم جزئی از عوامل موثر در زیبایی مطرح گردید. انسان دارای دو ساحت عاطفی و عقلانی و ادراک زیبایی یکی از فعالیت های روح است و این فعالیت رخ نمی دهد مگر در برابر محرکی از عالم خارج، که نهایتاً با سه بازخورد (لذت ،شگفتی ،ارزش) همراه می باشد. سیما و منظر شهری نیز باید نیازهای ساحت های مختلف حیات انسان را توأمان در بر گیرد. درمدل های ارزیابی تخصصی، ارزش گذاری بر اساس جنبه های بصری و زیبایی در ذات منظر (عینی) انجام می­گیرد و در ارزیابی توسط ترجیحات مردم، ارزش گذاری بر مبنای احساس و ادراک افراد نسبت به منظر صورت می­گیرد.
در این پژوهش با تدقیق در روش های ارزیابی مطرح شده در نظریه های موجود و بررسی رابطه واکنش های جسمی­- روانی انسان و مناظر زیبا، سعی در معرفی ابعاد مختلف (روان شناسانه) ارزیابی کیفیت منظر داریم. واکنش های فیزیولوژیک- عاطفی که پس از درگیرشدن حواس انسانی در منظر، بازخوردهایی نظیر(کاهش استرس، تغییر ضربان قلب، تغییر حالت مردمک چشم، تغییرات روی پوست و عضلات صورت و ...) را درپی دارد، می توانند به عنوان معیارهایی برای سنجش سه واکنش پسازیبایی (لذت، شگفتی، ارزش) و پارامتر مؤثر در طراحی منظر مورد استفاده قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 


 

 

فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 45، تابستان 97

 

بررسی روش های ارزیابی و تحلیل کیفیت و زیبایی شناسی محیط و منظر شهری

 

مهدی واعظی [1]*

mahdivaezi2010@mailfa.com

 

تاریخ دریافت: 23/08/1394

تاریخ پذیرش: 04/05/1395

 

چکیده

زیباشناسی به عنوان نظامی متمایز در زمینه علم و فلسفه غرب تا میانه قرن هجده میلادی جایگاه مشخصی نداشت. از قرن هجدهم مفهوم زیبایی شناسی بیش تر جنبه روان شناسانه به خود گرفت و زیبایی در ارتباط با ادراک مطرح شد و ناظر هم جزئی از عوامل موثر در زیبایی مطرح گردید. انسان دارای دو ساحت عاطفی و عقلانی و ادراک زیبایی یکی از فعالیت های روح است و این فعالیت رخ نمی دهد مگر در برابر محرکی از عالم خارج، که نهایتاً با سه بازخورد (لذت ،شگفتی ،ارزش) همراه می باشد. سیما و منظر شهری نیز باید نیازهای ساحت های مختلف حیات انسان را توأمان در بر گیرد. درمدل های ارزیابی تخصصی، ارزش گذاری بر اساس جنبه های بصری و زیبایی در ذات منظر (عینی) انجام می­گیرد و در ارزیابی توسط ترجیحات مردم، ارزش گذاری بر مبنای احساس و ادراک افراد نسبت به منظر صورت می­گیرد.

در این پژوهش با تدقیق در روش های ارزیابی مطرح شده در نظریه های موجود و بررسی رابطه واکنش های جسمی­- روانی انسان و مناظر زیبا، سعی در معرفی ابعاد مختلف (روان شناسانه) ارزیابی کیفیت منظر داریم. واکنش های فیزیولوژیک- عاطفی که پس از درگیرشدن حواس انسانی در منظر، بازخوردهایی نظیر(کاهش استرس، تغییر ضربان قلب، تغییر حالت مردمک چشم، تغییرات روی پوست و عضلات صورت و ...) را درپی دارد، می توانند به عنوان معیارهایی برای سنجش سه واکنش پسازیبایی (لذت، شگفتی، ارزش) و پارامتر مؤثر در طراحی منظر مورد استفاده قرار گیرد.

کلمات کلیدی: محیط ، ارزیابی زیبایی، منظر، روان شناسی محیطی.

 

 

 

 


 

Human & Environment., No. 45, Summer 2018

 

 

 

 


Reviews of assessment procedures and analysis of the quality and aesthetics of the environment and the urban landscape

 

MahdiVaezi:[2]*(Corresponding Author)

Mahdivaezi2010@mailfa.com

 

Abstract

Aesthetics as a distinct system in West philosophy and science did not have a difinite ed place until the mid-eighteenth century. Since the eighteenth-century the concept of aesthetic has been become more psychological and beauty has been considered in relation to perception and the observer has also become one of the effective factors of beauty. Human being has two emotional and rational aspects and perception of beauty is a soul activity and this activity does not take place unless by a stimulus from the outside world which ultimately results in three feedbacks (pleasure, surprise, value). Urban landscapes also should include needs of different aspects of human life simultaneously. In professional evaluation models, valuation is done based on the visual aspect of landscape and the beauty in nature (objective). And in the assessment by people's preferences, valuation is done based on people's perception of the landscape. In this study, by the research on evaluation procedures in the existing theories and by investigating the relationship between physical, psychological reactions of the human being and the beautiful perspectives, we have tried to introduce different (psychological) aspects of the perspective assessment. Physiologic and emotional reactions after engaging the human senses in the landscape will result in some feedback such as stress reduction, changes in heart rate, changes in the pupil of the eye, the skin and facial muscles changes and etc. These feedbacks can be used as benchmarks to measure the three reactions to post beauty (pleasure, surprise, value) and as the effective parameters in landscape design.

Keywords: Environment, Aesthetic evaluates, Landscape, Environment, Psychology.

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

شهرها (متشکل از عناصر و اجزاء و فضاها و عملکردها و قوانین حاکم، به انضمام روابط جاری در شهر به علاوه همه موضوعات مرتبط با آن­ها مثل تاریخ و هویتشان) به عنوان بزرگ ترین مجموعه ها و آثار انسانی بر کره زمین که ظرف فعالیت­های انسانی هستند، می­توانند و باید جلوه­های متنوعی از زیبایی را به انسان القاء کنند. اصولاً هرقدر و هر طور، شهر و محیط زندگی بتواند مراتب زیبایی را به ساکنین خویش هدیه کند به همان نسبت می تواند به آرامش و مشارکت و سعادت و تعادل شهروندان مدد رساند و مشکلات جاری زندگی را برای آنان قابل تحمل گرداند(1). ما برای کسب اطلاعات از محیط اطرافمان نیاز به استفاده از دامنه ای از حواس (بویایی، بینایی، شنوایی، چشایی، لامسه) و احساساتی از قبیل دما، تعادل، و رطوبت به طور هم زمان داریم. 87 درصد از ادراک انسانی از راه دیدن ایجاد می شود، و وجه دیگر مطالعه به سازوکار ادراک     از راه حواس و مغز و ترجیحات آن برای منظر توجه دارد. از قرن هجدهم مفهوم زیبایی شناسی در غرب بیشتر جنبه    روان شناسانه به خود گرفت و زیبایی در ارتباط با ادراک مطرح گردید و ناظر هم جزئی از این مجموعه به حساب آمد(2).

 بیان مساله و ضرورت تحقیق

از دلایل مهم نازیبایی شهرهای کنونی ما عدم شناخت عوامل زیبا کننده و ارزش های زیبایی شناسانه منظر و محیط شهری است. و نیز یکی از راهکارهای افزایش هویت شهرها، افزایش زیبایی و انتقال حس زیباشناختی از محیط به کاربران است و این جز با شناخت عوامل زیبایی، نحوه ادراک زیبایی در مشاهده گران و ارزیابی شدت زیبایی مولفه های مختلف محیط میسر نخواهد شد. در پی ارتقای زیبایی و هویت محیط حس تعلق و مشارکت شهروندان نیز ارتقا خواهد یافت.

روش تحقیق

در این پژوهش دو رویکرد شده است. اول بررسی کتابخانه­ای نظریه­های زیبا شناختی موجود، پژوهش­های انجام شده در مدل­های ارزیابی کیفیت محیط، و تحقیقات روانکاوانه واکنش های انسانی در برابر محیط. دوم با روش کیفی و رویکرد مقایسه­ای اطلاعات مستند کتابخانه­ای و پژوهش­های قبلی و همچنین مصاحبه با صاحب نظرانی چون آقای جک ناسار به دسته­بندی­های ساده و مناسبی برای سهولت شناخت مدل­ها و راهبردهای ارزیابی زیبایی و هویت محیط دست یافتیم.

مبانی نظری

زیبایی

واژه ی زیبایی شناختی یا علم الجمال آن طور که در          زبان فارسی متداول است و معادل واژه "استتیک" به کار رفته، از نظام فلسفی خاصی سخن می گوید که کارش کاوش در معنای جمال و شناخت زیر و بم های این پدیده است(3). زیبایی تنها معیار مطلوبیت و تنها فضای تعریف کننده خواستنی هاست. هرآن چه که مطلوب نامیده و یا فرض می شود و انسان طالب تحصیل آن می شود را می توان واجد مرتبه­ای از زیبایی دانست. به طوری که زیبایی مطلوب و مورد نظر هر کس وابسته به جهان بینی و فرهنگ اوست. زیبایی از منظرها و با معیارهای متنوعی دسته بندی می شود. برای نمونه می توان از تقسیم زیبایی به زیبایی معنوی و زیبایی مادی، زیبایی معقول و زیبایی محسوس، زیبایی حقیقی و زیبایی کاذب، یا زیبایی طبیعی و زیبایی هنری، سخن گفت. وقتی از لذت بخش بودن به عنوان تعریف زیبایی سخن گفته          می شود(نیوتن) باید به این موضوع توجه شود که لذت مادی و لذت معنوی و لذت روانی و ترکیب دوگانه و سه گانه این لذایذ، مصادیق و مراتب مختلفی را برای زیبایی طلب می کنند(1).

زیبایی شناسی فلسفی

نظریه ها در فلسفه زیبایی بر دو نوع اند:1- ذهنی(درونی) و "سابجکتیو" 2- عینی(بیرونی) و "آبجکتیو" قایلین نظریه ذهنی زیبایی معتقدند: زیبایی چیزی نیست که در عالم خارج وجود داشته باشد و بتوان آن را با شرایط و موازین معینی تعریف کرد، بلکه کیفیتی است که ذهن انسان در برابر بعضی محسوسات از خود ایجاد می کند. به قول کروچه زیبایی یک فعالیت روحی صاحب حس است نه صفت شیئی محسوس. در مقابل صاحبان نظریه عینی زیبایی معتقدند که زیبایی یکی از صفات عینی اشیاء است و ذهن انسان به کمک قواعد و اصول معینی آن را درک می کند همان طور که معلومات دیگر را هم بر حسب قوانین مربوط به آن ها درک می کند(4). کانت بر این عقیده بود که تنها سلیقه است که زیبا را از نازیبا مشخص     می کند. زیبا اصولا آن چیزی است که محسوسات ما را در جمع به صورتی هماهنگ درآورد. بر این اساس می بایستی درک زیبایی یک فرم بدون کار فکری (و آموزش مفاهیم) انجام شود. هگل بر اساس نظرات افلاطون و کانت قایل به دو نوع زیبایی بود: 1- زیبایی طبیعی 2- زیبایی هنری. او زیبایی هنری را برتر و دلیل آن را دوباره زاییده شدن زیبایی هنری (از روح) میداند. وی قایل به موروثی و غریزی بودن ادراک زیبایی هنری نیست بلکه آن را آموختنی می داند و این نوع زیبایی را سلیقه می­نامد(5). از نظر علامه جعفری زیبایی پرده ای نگارین و شفاف است که بر روی کمال کشیده شده و کمال عبارت است از قرار گرفتن موضوع در مجرای بایستگی ها و    شایستگی­ها (6). زیبایی شناسی در میان حکمای مسلمان به علم الجمال و یا علم الاستحان (از ریشه حسن) معروف بوده و به عنوان بخشی از فلسفه مورد مطالعه قرار می گرفته است. استفاده از برخی تعابیر مانند ”ایجاد هیجان، واکنش ناشی از تماس با شئ“ و امثال این ها سبب می شود که موضوع زیبایی در قلمرو علم روانشناسی نیز مورد بررسی قرار گیرد(1).

تجربه زیبایی شناسی

تجربه زیبایی شناسی هرگاه به منزله پژوهشی درباره برخی از تجربه های مشخص یا حالات روحی معین تلقی شود، باز هم مستلزم داشتن تصوری در این مورد است که یک حالت روحی یا فعالیتی ذهنی در چه زمانی حالت یا فعالیت زیبایی شناختی است. از نظر استاد مطهری، "زیبایی" دارای درجات و مراتبی (هم چون: محسوس، خیالی و معقول) است. ایشان، در معرّفی زیبایی، بدواً به زیبایی محسوس که برای همه ی مردم قابل دریافت و ادراک است، اشاره می کند، پس از آن به زیبایی­هایی اشاره می­کند که به صورت های ذهنی انسان مربوط است. بالاترین مرتبه ی زیبایی را که فراتر از زیبایی هایی است که به وسیله حواس و قوّه ی خیال انسان درک می شوند، زیبایی معقول می داند؛ و آن را "زیبایی عقلی" یا "حُسن عقلی" می­نامد(6).

زیبایی شناسی نظری

زیبایی شناسی نظری بر تحلیل درونی و باورهای شخصی از مفهوم زیبایی و خوشایند بودن محیط استوار است. این رویکرد در مطالعات زیبایی شناختی تحت عناوینی چون هرمنوتیک، پدیدارشناسی، وجودی، سیاسی که همه فلسفی هستند، انجام می شود و با رویکردهای علمی و روان کاوانه شباهت دارد. برای توجه به تجربه مردم در محیط و کمک به تحول نظریه طراحی محیط، لازم است که مدل های ماهیت تجربه زیبایی شناختی را بر مبنای نظریه های روان شناختی و تحلیل درونی محیط و انسان، تدوین کرد.

هرمنوتیک: تفسیر(معنای) محیط مانند یک متن. عمل رمزگشایى و دریافت معناى نمادها و آثار هنری.

پدیدار شناسی: بینش شهودی در مقابل شناخت متقابل فرد و محیط

وجودی: به خلاقیت ایجاد شده و محصول هنری توجه می کند

سیاسی: هنر محصول و تجلی تقابل طبقاتی جامعه، و رویکرد روان کاوانه آن موجب پالایش روان است(7).

زیبایی به دلیل وابسته بودن به فرهنگ و ایده آل های جامعه، یک امر مطلق و ثابت نیست و در طول زمان متغیر است. دریافت زیبایی معمولا با سه حالت(لذت، شگفتی، ارزش) همراه است. کیفیت های دیگری نیز واجد زیبایی می باشند که در بطن سه حالت گفته شده مبسوط اند(8).

بحث و استدلال:

1- محورهای اصلی نظریه های زیباشناسی: در مباحث زیباشناختی سه تفکر مهم مطرح است که از آغاز عصر مدرن مورد توجه متفکران و طراحان عرصه های معماری و شهرسازی و محیط زیست بوده است. این تفکرات را می توان در سه محور مهم خِرَدگرایی، سلیقه ای و تجربه گرایی مورد بررسی قرار داد:

الف- زیبایی شناسی عینی و ایجادی در کالبد محیط(خردگرایی) : کیفیتی و صفتی که ذاتاً در کالبد محیط و به صورت مستقل از ناظر وجود دارد. طرف داران این نظریه خردگرایان و نوشهرسازان هستند که بعضی از فرم های کالبدی را حایز کیفیاتی مستقل از زمان دانسته و اعتقاد دارند تداوم آن­ها در تاریخ به علت عملکردهای مختلف موجود در کالبد محیط است. آلدو روسی(زیبایی اجباری محیط)، کریستوفرالکساندر(سرشت نظم: کیفیت بی نام) و ... از حامیان این تفکرند.

ب- زیبایی شناسی ذهنی و سلیقه ای: این تفکر زیبایی را کیفیتی ذهنی تلقی می کنند که توسط ناظر به محیط نسبت داده می شود و ربطی به کالبد محیط ندارد. زیبایی وابسته به سلیقه ناظر است. قایلین این نظریه، نظریه پردازان دهه 60 میلادی هستند که از منظر شهرسازی و برنامه ریزی شهری مسایل را بررسی می کردند.

ج- زیبایی به عنوان یک پدیده عینی- ذهنی و ادراکی(تجربه گرایی): زیبایی، پدیده یا رویدادی است که از تلاقی و توافق داده های حسی کالبدی و محیطی ازیک سو و مفاهیم فرهنگی و توانایی های ذهنی و آگاهی ناظر از سوی دیگر شکل می گیرد. کوین لینچ (تصویر ذهنی شهر)، دونالد اپلیارد(واکنش به سه حالت انسانی: عاطفی، عملکردی، تفسیری)، (جان لنگ، اجابت نیازهای انسانی)، وایت و جیکوبز(عملکردی)، کالن (رابطه عاطفی انسان-محیط)، جک ناسار (حسی-تفسیری)، اپلتون (شرایط بقاء)، استفان کاپلان (نظریه تکاملی، آگاهی- جهت یابی- کشف)، نول (حسی، ذهنی، عملکردی)، برونسکی و رلف (هویت مکان)، بویر(معنا و تداعی) و ... نظریه پردازانی قائل به این تفکر هستند(9).

2- الگوهای ادراک و طراحی محیط و منظر شهری: منظر شهری برای بار اول توسط توماس شارپ در 1948 در مطالعات آکسفورد او مطرح شد. اما برخورد بصری با منظر شهری در کار جان ناش در ابتدای قرن 19 در کار زیته در انتهای قرن 19 دیده شد. فلسفه تئوری مدرن منظر شهری کاملاً به نظریه گوردون کالن وابسته است. گوردون کالن معتقد است که منظر شهری نمی تواند تنها به شیوه ای تکنیکی درک شود، بلکه نیازمند وجود حساسیتی زیبایی شناختی است. گرچه عمدتاً توجه به منظر شهری پدیده ای بصری است اما در عین حال خاطرات را برمی انگیزاند، تجارب را یادآوری می کند و واکنش هایی احساسی را به وجود می آورد(10). محیط همه چیز را در بر­می­گیرد­ و منظر بخشی از محیط است که می توان در یک زمان خاص به آن توجه کرد و با بسترش در محیط ارتباط دارد. منظر آن قسمت از محیط است که ما در آن ساکن هستیم و  به واسطه حواسمان آن را درک می کنیم. نمی توانیم از آن بگریزیم و یا به عنوان یک موضوع اختیاری اضافی یا فضایی برای گذراندن اوقات فراغت به آن نگاه کنیم. منظر تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی ما دارد و نباید آن را به اقتصاد یا تصمیمات صرفاً حرفه ای واگذار کرد، زیرا بین الگو و فرآیندهای سازنده زمین، ادراک ما از آن ها و پیوند دایمی با زیبایی ارتباط مستقیمی وجود دارد که جنبه های فیزیکی زمین را به جنبه های ادراکی منظر تبدیل می کند(11). می توان روند تکاملی مفهوم منظر شهری را در تناظر با الگوهای گوناگون طراحی شهری در قالب چهار الگو صورت بندی نمود:

الف- الگوی "هنرگرا" (متناظر الگوهای طراحی شهری آرایشی)،

 ب- الگوی "منطقی و عقل گرا" (متناظر الگوی طراحی شهری عملکردگرا)

ج- الگوی "زمینه گرا" (متناظر الگوی طراحی شهری ادراکی)   

د- الگوی "جامع و زیست گرا" متناظر الگوی طرحی شهری پایدار(12).

3- ساختار بصری منظر: از نظر سایمون بل برای یافتن اندازه لذت زیبایی شناختی در نمونه های هماهنگ(منظم) باید در پی یافتن الگوهای معنادار در محیط اطراف خود باشیم. برخی الگوها ممکن است فقط نتیجه فرآیندهای بومی در ارتباط با شکل زمین و اقلیم و... باشند و بعضی دیگر نتیجه فعالیت های انسان در واکنش با فرآیندهای طبیعی هستند. آنچه مسلم است، فرآیندهای درگیر در منظر، فشار و تنش برای تغییر (پویایی) می توانند با واکنش های ما و ارزش های اجتماعی و فرهنگی ما در ارتباط باشند. تحولات مدرن در معماری، با تمام صداقتی که در خلق شکل از درون عملکرد داشته(فرم تابع عملکرد) نتوانسته حمایت زیادی در میان استفاده کنندگان بسیاری از بناها پیدا کند. شاید به دلیل نیاز افراد به درک بصری بنا به اندازه درک عملکردی آن است. و یا آن را زشت می پندارند اما نمی دانند چرا. بنابراین می توان گفت که سایمون بل زیبایی را در بُعد بصری و کالبدی جستجو می کند تا ابعاد دیگر پدیداری منظر. و معتقد است  طراحی همان تعادل بین عملکرد، هزینه و زیبایی شناختی(فرم) است(2).     


 

 


شکل1- عناصر بصری منظر

 

 

از نظر آلفرد نورث وایتهد ، ارگانیسم هایی مانند انسان بر اساس مجموعه ای از خصوصیات و ترکیب تمام ادراکات یا تعاملاتشان با محیط و دیگر ارگانیسم ها، زندگی می کنند. ادراکات مثبت منتج به احساس زیبایی و ادراکات منفی منتج به احساس زشتی دارای حد بالا و پایین است. از نظر او دو مشخصه ای که احساسات زیبایی و زشتی را تشدید می کنند عبارتند از:

1- بزرگی(تعدد عناصر متنوع و متباین) 2-شدت (قدرت و تاثیر عناصر) هنگامی که بزرگی و شدت باهم وجود داشته باشند، شکلی از نظم و وحدت را می توان مشاهده کرد. حس قوی اسرارآمیز، منظر را قادر می سازد تا از آن چیزی که هست بزرگ تر جلوه کند (شدت)(11) مطابق نمودار1.

 

 

نمودار1-  نقش بزرگی و شدت عناصر بصری در ادراک زیبایی

 

 

نظم و انسجام عناصر تشکیل دهنده کالبد محیط اهمیت زیادی در بررسی کیفیت منظر دارند. تکنیک های کمی که به منظور ارزیابى منظر در این روش استفاده مى شوند شامل چک لیست، ماتریس و تحلیل تصویرى است، که در این میان با توجه به این که در روش ماتریس، تحلیل ها بهتر و دقیق تر صورت        مى گیرد، از این روش بیشتر استفاده مى شود. در روش ماتریس معیارهایی نظیر تنوع، وحدت، تضاد و هماهنگی مورد ارزیابى قرار مى گیرند. در بعد دیگر ماتریس عناصر بصری موجود در منظر قرار گرفته و اعدادی را به نسبت ارزیابی متخصصان (ضعیف، متوسط، خوب) در تلاقی ماتریس قرار می دهیم(15). جرج دیوید بیرهوف ریاضی دان آمریکایی در 1933 روشی برای محاسبات زیبایی تدوین کرد. این اندازه را نمی توان به طور قطع اندازه زیبایی دانست اما این اندازه مهم ترین جزء قابل اندازه گیری در احساس زیبایی است. در این روش میزان تقارن و نظم موجود در اثر را در صورت کسر و میزان پیچیدگی را به شکل عدد در مخرج کسر قرار می دهیم. نتیجه حاصل کسر میزان احساس زیبایی و مطلوبیت اثر خواهد بود(7).

یافته های تحقیق  

تکنیک های متعددی در سال های گذشته از ارزیابی کیفیت منظر ارائه شده است که شامل طیف متفاوتی است که از یک سو تکنیک های مبتنی بر دقت و صراحت در ارزیابی ذهنی فردی یا گروهی کیفیت منظر و از سوی دیگر تکنیک های استفاده از ویژگی های فیزیکی منظر مانند عناصر عملیاتی برای ادراکات شخصی می باشند. در اواخر دهه 60 تا اواسط دهه 70 میلادی تاکید زیادی بر ارزیابی منظر در تولیدات بصری (عینی) و روش های کمی نسبت دادن ارزش عددی برای واکنش های زیبایی شناختی و کیفیت منظر صورت گرفت. آنوین سه مرحله ارزیابی منظر را چنین بیان می کند:

1- اندازه گیری منظر: آن چه در منظر به صورت عینی و فیزیکی وجود دارد.

2- ارزیابی منظر: ارزیابی و بررسی ترجیحات عمومی در منظر بصری

3- تحلیل و بررسی منظر: بررسی کیفیت عینی و بصری منظر از لحاظ ترجیحات فردی یا گروهی برای انواع مناظر متفاوت(14). ابعاد مختلفی برای ارزیابی کیفیت منظر قابل طرح است که از آن جمله می توان به (ارزیابی کیفیت زیست محیطی، زیبایی شناسی کالبدی، ارزیابی روان-فیزیکی، ارزیابی روان شناختی، ارزیابی پدیدارشناسانه) اشاره کرد. در همه ابعاد بررسی کیفیت منظر می توان از سه روش ارزیابی (توصیفی، ترجیحات عمومی کاربران، تکنیک های جامع کمی) استفاده نمود: (14)

1-مدل توصیفی: در این روش عناصر فیزیکی-کالبدی محیطی و زیبایی شناختی منظر توصیف می شوند. عمدتاً توسط کارشناسان و متخصصان (مسایل زیبایی شناسی و هنری) استفاده می شود و یک رویکرد عینی با روش های کمی و کیفی ارزیابی به شمار می رود.

 2-مدل ترجیحات عمومی: که شامل رویکردهای روان شناختی(ادراک ذهنی و واکنش های روانی) و پدیدار شناسانه که اغلب به طور اجتناب ناپذیری با اجماع نظر عمومی کاربران منظر مرتبط است. ابزارهای مورد استفاده در این روش انجام مصاحبه، تنظیم پرسش نامه و بعضا مشاهده و ترسیم کروکی و انتخاب عکس ها می باشد. این یک رویکرد ذهنی، با روش های کمی و کیفی ارزیابی به شمار می رود.

3-مدل تکنیک های جامع کمی: یک روش ذهنی- عینی شامل رویکردهای روان- فیزیکی و مولفه های جایگزین است. روایی داخلی و خارجی از دغدغه های اصلی توسعه هر سیستم تحلیل و ارزیابی بصری می باشد. روایی خارجی چگونگی تطبیق روش ارزیابی نظام مند موجود با دیگر سنجه های کیفیت بصری را منعکس می کند و روایی داخلی نیز نشان می دهد که چطور منطق درونی سیستم در آزمون مقاوم و یا مغا