جهان بینی سلطه گرای مدرنیته و ارتباط آن با بحران‏های محیط‏زیستی در جهان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار وعضو هیات علمی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه یاسوج. *(مسئول مکاتبات)

2 استادیار وعضو هیات علمی، گروه فلسفه، دانشگاه یاسوج.

چکیده

در جهان بینی اسلامی، کل انسان ها و طبیعت، با هم بخشی از کل نظام عالم را تشکیل می‏دهند. درحالی که در فرهنگ‏های غربی، فقط انسان‏ها دارای ارزش ذاتی می باشند و طبیعت فقط به منزله یک ارزش ابزاری و به عنوان منبع فایده بخش مورد استفاده انسان قرار گرفت. به باور بوم محوری سیاسی، مسایل محیطی زمانی حل می‏شوند که تحولات بنیادی در ایدئولوژی سرمایه‏داری صورت می‏گیرد و یک مردم سالاری واقعی حاکمیت یابد. در این راستا آرن ناییس معتقد است رعایت سنت‏های اخلاقی و مذهبی شرق، می‏تواند ما را در حفاظت محیط‏زیست یاری کند و اینکه در جهان هستی، همه موجودات زنده، جهت زندگی، رشد و شکوفایی، باید از حقوق و ارزش‏های برابر برخوردار گردند و هیچ فردی نجات نمی یابد مگر آن‏که همه ما نجات یابیم. انسان‏ها از اجزای طبیعت هستند نه بیرون از آن و یا فوق طبیعت. یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد که نوع انسان‏شناسی و جهان شناسی غیرالهی و نگرش و طرز تلقی مبتنی بر نگاه اومانیستی و مبتنی بر حرص و طمع سبب ساز بسیاری از فجایع و بحران‏های محیط‏زیستی است. از این رو، اصلاح نگرش‏ها، باورها و طرز تلقی انسان ها از انسان و محیط‏زیست وی در چارچوب نگاه سیستمی دین اسلام می‏تواند بسیاری از معضلات و ناامنی‏های محیط‏زیستی، سیاسی و اجتماعی را رفع نماید.
این پژوهش ضمن بررسی زمینه های فکری و فرهنگی تخریب محیط‏زیست در بستر مدرنیته و نیز تبیین دیدگاه‏های فرهنگی، مذهبی و آثار آن ها براکولوژی و محیط زیست جهانی، به دنبال تبیین و تدوین الگوی محیط‏زیستی اسلامی برای حفظ و تعادل محیط زیست جهانی و منطقه ای می باشد. این مقاله اساسا بحثی نظری و بنیادی است و از رویکرد رئالیسم اسلامی و معناشناسی ساختارگرا  در انجام این پژوهش بهره جسته است..

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 33، تابستان  94

 

جهان بینی سلطه گرای مدرنیته  و ارتباط آن  با بحران‏های محیط‏زیستی در جهان

 

رضا التیامی نیا[1]*

eltyam81@yahoo.com

علی حسینی[2]

 

چکیده

در جهان بینی اسلامی، کل انسان ها و طبیعت، با هم بخشی از کل نظام عالم را تشکیل می‏دهند. درحالی که در فرهنگ‏های غربی، فقط انسان‏ها دارای ارزش ذاتی می باشند و طبیعت فقط به منزله یک ارزش ابزاری و به عنوان منبع فایده بخش مورد استفاده انسان قرار گرفت. به باور بوم محوری سیاسی، مسایل محیطی زمانی حل می‏شوند که تحولات بنیادی در ایدئولوژی سرمایه‏داری صورت می‏گیرد و یک مردم سالاری واقعی حاکمیت یابد. در این راستا آرن ناییس معتقد است رعایت سنت‏های اخلاقی و مذهبی شرق، می‏تواند ما را در حفاظت محیط‏زیست یاری کند و اینکه در جهان هستی، همه موجودات زنده، جهت زندگی، رشد و شکوفایی، باید از حقوق و ارزش‏های برابر برخوردار گردند و هیچ فردی نجات نمی یابد مگر آن‏که همه ما نجات یابیم. انسان‏ها از اجزای طبیعت هستند نه بیرون از آن و یا فوق طبیعت. یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد که نوع انسان‏شناسی و جهان شناسی غیرالهی و نگرش و طرز تلقی مبتنی بر نگاه اومانیستی و مبتنی بر حرص و طمع سبب ساز بسیاری از فجایع و بحران‏های محیط‏زیستی است. از این رو، اصلاح نگرش‏ها، باورها و طرز تلقی انسان ها از انسان و محیط‏زیست وی در چارچوب نگاه سیستمی دین اسلام می‏تواند بسیاری از معضلات و ناامنی‏های محیط‏زیستی، سیاسی و اجتماعی را رفع نماید.

این پژوهش ضمن بررسی زمینه های فکری و فرهنگی تخریب محیط‏زیست در بستر مدرنیته و نیز تبیین دیدگاه‏های فرهنگی، مذهبی و آثار آن ها براکولوژی و محیط زیست جهانی، به دنبال تبیین و تدوین الگوی محیط‏زیستی اسلامی برای حفظ و تعادل محیط زیست جهانی و منطقه ای می باشد. این مقاله اساسا بحثی نظری و بنیادی است و از رویکرد رئالیسم اسلامی و معناشناسی ساختارگرا  در انجام این پژوهش بهره جسته است..

 

کلمات کلیدی: محیط زیست، اسلام، مدرنیته، جهان بینی، نگرش.

 

 

 

مقدمه

 

نگرانی و آگاهی نسبت به پیامدهای محیط‏زیستی اعمال انسان، باید به قدمت تاریخ باشد. در حدود 500سال قبل از میلاد، افلاطون هشدار دادکه کشاورزان یونانی با اجازه دادن به دام‏های خود برای چرای بیش از حد تپه‏ها ونیز با نابود کردن جنگل‏ها، به استقبال بلارفته‏اند. در دهه 1660، جان اولین وقایع نگار سعی کرد تا با انتشار جزوه‏ای تحت عنوان فیومی جیوم، مردم را علیه آلودگی هوا بسیج کند. در این جزوه، وی از ابر جهنمی و غم انگیز زغال سنگ که دایما بر سر مردم است شکایت کرده بود. در طول قرون نوزدهم و هجدهم، حصارکشی پارلمانی منجر به اعتراضات محلی علیه خصوصی‏سازی مراتع و چمن‏زارهای قدیمی شد. در قرن نوزدهم با روند صنعتی شدن، مسایل مربوط به محیط‏زیست به‏شدت افزایش یافته و اختلافات میان اعتراضات اصولی درباره محیط‏زیست و اعتراضات مبتنی بر منافع شخصی، آشکار گردید( 2). نامگذاری 22آوریل 1970، به عنوان روز زمین نمادی است از اهمیت روبه رشد جنبش محیط‏زیست. تظاهرات بر ضد جنگ ویتنام و ناآرامی‏های دانشجویی در سال 1968، آگاهی عمومی نسبت به امکان اعتراض در سراسر اروپا را برانگیخت. برخی مسایل مهم محیط‏زیستی ممکن است در ابتدا نتوانند توجه مردم را به اهمیت خود جلب کنند زیرا غیرقابل رویت و نامحسوس بوده و درک آن‏ها مستلزم استدلال‏های انتزاعی است. پرینس این مشکل را به این ترتیب بیان می‏کند:

زمانی که امور، بی‏هیچ ابهامی آشکار می‏شوند، ممکن است برای جبران وضعیت پیش آمده بسیار دیر شده باشد. این است گره کور دنیای مدرن. وقتی که آن را نمی بینید و هنــوز هم می‏توانید از آن جلوگیری کنید سیاست واقع گرا به آن وقعی نمی‏نهد و بنابراین نمی‏توانید کاری انجام دهید و هنگامی که واقعا آن را می‏بینید و به آن توجه می‏شود و می‏توانید عمل کنید، قادر به انجام کاری نیستید چون فرایندهای طبیعی از نقطه‏ای که بازگشتی ندارند گذشته‏اند( 2).

به استثنای مواردی محدود، ملت‏ها و کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هم اکنون به محدودیت‏های منابع آبی و محیط‏‏زیستی خود رسیده و یا نزدیک شده‏اند برخی از اقدامات صورت گرفته مثل قیمت‏گذاری بالاتر برای آب کارآمدی را افزایش داده است، با این وجود عوامل دیگری چون تغییرات آب و هوایی، درگیری‏های مستمر، جمعیت زیاد، مصرف گرایی و تغییرات شدید آب و هوایی مشکلات این مناطق را پیچیده‏تر ساخته است. نبود تکنولوژی مناسب و مدیریت کارآمد و مناسب برای منابع محدود آب، آبیاری گسترده و غیر اصولی از جمله مشکلات دیگر منطقه است. خاور میانه و شمال آفریقا 5 درصد جمعیت جهان را دارا می‏باشد. اما تنها صاحب یک درصد آب شیرین جهان است(3). حدود 20 کشور با دسترسی به آب‏های شیرین تجدیدپذیر داخلی با سرانه آبی زیر 1000 مترمکعب وجود دارد و از این تعداد حدود 15 کشور در خاورمیانه و شمال آفریقاست. تعجب آور نیست که بیش‏تر تاریخ و فرهنگ منطقه، نقش مسلط آب را به عنوان عامل محدود کننده درتوسعه انعکاس می‏دهد(4). در سال ۹۰ به ازای هر نفر ایرانی در داخل کشور 93/0 تن معادل نفت خام انرژی مصرف می‌شد که ۵ برابر هند و پاکستان، دو برابر چین و ترکیه ‌و 68/0 بیش‏تر از متوسط مصرف سرانه انرژی در جهان است. سطح رفاه و برخورداری مردم جامعه نشان می‌دهد این میزان مصرف انرژی بسیار بالاست و به‌طور نمونه با توجه به سطح بالای رفاه اجتماعی و توسعه صنعتی در کره جنوبی و ژاپن مصرف سرانه انرژی آن‌ها ۰.۲۶درصد از ایران بیش‏تر است. در سال ۹۰ شاخص شدت مصرف انرژی در ایران ۶۱۹ و نیم تن معادل نفت خام بر میلیون دلار بود که ۹ برابر ژاپن و نروژ، ۷ برابر کشورهای نوظهور و در حال توسعه OECD، ۵ برابر ترکیه، ۳ برابر عربستان و ۴ برابر متوسط شاخص شدت مصرف انرژی دنیاست و نابسامانی ملی در بخش انرژی‌داریم. به این معنا که مصرف ایرانیان شش برابر جهان است و یا این‏که در بحث انرژی میزان مصرف برق در ایران ۳ برابر، در آب ۲ برابر، در بنزین ۶ برابر، در گاز ۳ برابر میانگین جهانی انرژی مصرف می‌شود که به‌طورکلی می‌توان گفت به‌طور متوسط ایران حدود چهار برابر میانگین جهانی انواع انرژی‌ها را مصرف می‌کند(5).

این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال است که ریشه‏های اصلی بحرا‏ن‏های محیط‏زیستی کدامند؟ به نظر می‏رسد مشکلات محیط‏زیستی به معنای کامل آن به دلایل ابعاد فکری، معنوی و بحران عمیق ایدئولوژیکی واقدامات و عملکردهای مختلف انسانی در حوزه های مختلف در یک فرآیند مستمر است که باعث زوال محیط‏زیست شده است.

 

روش پژوهش

روش شناسی و روش تحقیق مبتنی براین نگاه است که برای استدلال قوی کردن، استفاده از اطلاعات جامع و چند جانبه ضروری است. روش جمع آوری اطلاعات این پژوهش، استفاده از روش‏های کتابخانه‏ای و اسنادی است. روش تحلیل مطالب کیفی است. از آن جا که مطالعه مسایل و موضوعات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و ارزیابی اندیشه ها، اراده ها، جهان بینی و ظرفیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه با روش اثبات‏گرایی ممکن  نیست و اگر هم انجام شود باعث مصالحه و فدا کردن بسیاری از ارزش‏ها وحقایق می‏شود، لذا در این تحقیق رویکردهای گفتمانی و معناگرایانه مورد استفاده قرار می‏گیرند (معناشناسی ساختارگرا ) و با کمک این روش‏شناسی به فهم مسایل پرداخته شد.

ادبیات نظری

در بینش اسلامی این اعتقاد وجود دارد که نظام طبیعت به حکم حکمت خداوند از مثل اعلای کل وجود در نظام الهی سرچشمه می‏گیرد، الگویی که به بیان قرآن به قلم و لوح محفوظ تعبیر شده است. نظام طبیعت از نظامی که بر قلمرو الهی حاکم است منشا دارد و منعکس کننده آن است بنا به فرموده قرآن‏کریم  هرچیزی بر اساس میزان ملاکی خلاق شده و به بیان دیگر هر شی نزد خدا میزانی دارد. لذا همان قدرتی که جهان طبیعت و قران را آفرید، منشاء نظم و هماهنگی و تعادلی است که در کل آفرینش مشاهده می‏شود. میزان اشیا و پدیده‏ها از قدرت او سرچشمه می‏گیرند. در هر حال دوگانگی مشخصی میان قوانین حاکم بر جامعه انسانی که دارای ویژگی‏های اخلاقی است و قوانین حاکم بر طبیعت وجود ندارد. هر دو از حقیقت واحد الهی سرچشمه می گیرند(6). به دید ما مدرنیته همانی است که هگل عصر جدید یا عصر مدرن نامید و هابرماس نیز تحت تاثیر هگل آن را مفهوم تاریخی نام نهاد .برخی مدرنیته را یک تمامیت می‏دانند که از مجموعه‏ای تشکیل شده و در یک چارچوب کم و بیش همبسته عمل می‏کند و تمدن مدرن به نوعی هماهنگ، چندگانه، پر تضاد و در نوسان است. لذا خصوصیت اصلی مدرنیته تاریخی بودن و دیگری تام بودن آن است. اما این موارد برای درک خصوصیات کامل مدرنیته کافی نیست پس مدرنیته با تمدن‏های دیگر چه فرقی دارد، فرق اساسی مدرنیته با تمدن‏های دیگر این بود که از انسان یک تعریف جدید عرضه کرد و چون انسان را به گونه دیگر تعبیر نمود و برای غیرانسان (طبیعت) نیز معنای ویژه‏ای ساخت لذا بیش از همه همین خصوصیت یعنی تعریف جدید از انسان بنیان مدرنیته را تشکیل می‏دهد و سایر خواص مدرنیته در هنر، علم، فلسفه جغرافیا، سیاست، اقتصاد و تکنیک تنها از طریق فهم درست و سنجیده این تعریف قابل درک است(7). انسان در فضای تمدن مدرن از حاشیه به مرکز کشیده شد و این انسان، مدرنیته را پیروزی خردانسانی بر همه باورهای دینی، اسطوره‏ای وفلسفی تعریف نمود (8).

محققان عصر رنسانس  به درستی دو گونه شناخت از انسان‏گرایی را از یکدیگر متمایز ساخته‏اند نخست برنامه آموزشی و فکری این عصر است که به مطالعه علوم انسانی موسوم شد و دیگری پیدایش ارزش‏هایی بود که با شناختن انسان به عنوان معیار ارزیابی همه اشیاء و پدیده‏ها و قرار دادن وی در مرکز  عالم کاینات رواج یافت. ویژگی رنسانس یعنی مدارا شامل غیراروپائیان نمی شد نفرت مدعیان انسان‏گرایی غربی از اسلام مایه شگفتی است چون تعریف اسلام از انسان به عنوان مخلوقی تسلیم محض اراده الهی با تصویر انسان پرومته‏ای یا انسان تیتانی عصر رنسانس و مدرنیته در تضاد است نخستین ویژگی انسان گرایی غربی و مدرنیته این است که انسان را وجودی مستقل و دنیوی می‏داند که دیگر پیوندی با کل عالم مسیحیت و اسلام ندارد  بشر جدید در چارچوب این دیدگاه، با ایمان به خدا و آخرت تعریف نمی‏شود(6).

شکویی نتایج تسلط سوژه بر ابژه و عقلانیت ابزاری عصر مدرنیته را در چهار مورد زیر خلاصه می کند طبیعت به منزله دشمن انسان، جنبه مذهبی دادن به اقدامات انسان مدرن یا توجیه مذهبی اقدامات خود، خلاصه کردن طبیعت‌ در جنبه اقتصادی‌آن و جنبه روان‌شناختی‌دادن به طبیعت"(1). دیدگاه سکولار، فرم‌ها و اشکال مختلف خطرات محیط‏زیستی را به رشد اقتصادی نسبت می‌دهد و معتقد است تعداد فزاینده کارخانجات تولید کننده و انتشار دهنده دود در مقیاس وسیع عامل اصلی بحران می‌باشند. سوزاندن نفت، گاز، زغال در صنعت نیرو و میلیون‏ها انگیزه اولیه، تولید کننده میلیون‏ها تن گاز سمی از جمله دی اکسید کربن، انواع مختف نیتروژن ‌و سولفور است. زباله‏های صنعتی حاوی اسید بوده و این مواد و مواد مذاب دیگر در حال آلوده کردن آب است و این باعث بیماری‏ها و نیز تهدید کننده گونه‌های مختلف در آب است. قطع گسترده و بزرگ مقیاس جنگل‌ها در سراسر جهان تهدید کننده آلودگی هوا  است. اما واقعیت نشان می‌دهد که این یک تحلیل و ریشه یابی ناقص است. نقش اصلی در سبک زندگی، انحراف بازار و نقش لابی‌ها است. فرهنگ غربی مصرف گرایی را به عنوان یک سبک زندگی تعالی بخشیده است بانک‏ها، تلویزیون‌، سینما و فعالیت‌های تبلیغاتی در شروع و تشدید این سبک زندگی نقش مهمی دارند در نتیجه مصرف بیش‏تر، تقاضای بیش‏تر برای منابع طبیعی را در پی دارد لذا سیستم کلی حیات در تامین این تقاضا ناتوان است و دلیل بعدی این که میزان آلودگی تولید شده بیش از ظرفیت جذب و احیای اکوسیستم است. سیستم بازار هم هزینه‌های اجتماعی تولیدات و درآمدهای خود را          در فعالیت اقتصادی دخالت نمی‌دهد و لابی گری هم بر قانون‏گذاران در مسیر قانون‏گذاری و در زمینه وضع قوانین برای حفظ محیط زیست فشار می‌آورند. استدلال آن‏ها  این است که وضع قوانین محیط‏زیستی هزینه را بالا می‌برد و تقاضا را کاهش می‌دهد (9).

باوجود تکنولوژهای موجود، بازنگری در جهان شناسی و انسان‏شناسی بر اساس ادیان هزاره و بازگرداندن قداست و  نظم طبیعی به محیط زیست ضروریست .بواسطه وجود نوعی غایت‏نگری متعالی در این اندیشه، امکان حیات جامعه مثبت- اندیش و فاعلان اخلاقی نیکوکار و ضمانت عدالت در مدیریت منابع زیستی تامین می‏گردد. برخلاف نظر مخالفان نقش مثبت دین در حل بحران‏های محیط‏زیستی، رویکرد اصلی این پژوهش آن است که دین، نقش مثبتی را در کنترل بحران محیط‏زیستی ایفا می‏کند و فرامین دینی و  جهان‏بینی دینی را عامل کنترل بحران‏های محیط‏زیستی دانسته و سکولارشدن جوامع وگسترش انسان‏گرایی افراطی را عامل بحران می‏دانند. از گزینه‏های پیشنهادی متفکرین برای حل بحران‏های محیط‏-زیستی بازگشت به دامان ادیان و سنت‏های هزاره است که با آموزه‏های الهی و ماورائی طی قرون متمادی به طبیعت قداست و نظم پایدار و به انسان امکان استفاده پایدار بخشیده بودند (10).

در تبیین فرهنگ مدرنیته می‏توان گفت که این فرهنگ مادی و سود محور است و این اندیشه به انسان‏ها و کشورها دیکته می‏کند که خداوند نباید در امور زندگی دخالت کند و جدایی خداوند از طبیعت، جدایی خداوند از امور اقتصادی  وسیاسی را تبیین و نهادینه ساخته است. آقای سلیم معتقد است که مدرنیته دعوت به آزادی مطلق از جمله آزادی ثروت و مالکیت و آزادی کامل شخصی و عدم پاسخگویی دارد. مدرنیته نهادینه کرده است که شادی انسان از طریق تحقق حداکثر سهم انسان از لذت و رفاه محسوس حاصل می شود و معیار اصلی کسب سود و لذت است هر کس بیش‏تر مصرف کند پیشرفته‏تر می‏باشد فرهنگ جدید مشکلات اقتصادی پیش روی بشر را به کمبود کالا و خدمات نسبت می‏دهد حکومت را به عنوان ابزاری برای حفاظت از آزادی‏ها دانسته و انسان را موظف می‏کند تابع این قانون و فرهنگ باشد. لذا این فرهنگ حاوی بذر مشکلات در تمام جنبه‏های حیات  انسان و از جمله تخریب محیط‏زیست است و با این بنیان‏ها راه را برای شکل‏گیری فردگرایی هموار کرده است (11 و 12).

 بحران غذایی، مالی، اقتصادی و امروز هم بحران محیط‏زیستی زاییده نظام سرمایه‏داری است در اثر اندیشه امروز این نظام شاهد فقر و گرسنگی میلیون‏ها فقیر و گرسنه و در عین حال قدرتمندی افراد محدود برای مالکیت بر منابع و دارایی نامحدود و غیرقابل تصورهستیم و بسیاری از کشورهای اسلامی و جهان قادر به تامین نیازهای ابتدایی جمعیت خود نیستند بیش از 3/1 میلیارد نفر به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و هرساله 14 میلیون کودک براثر گرسنگی‌ می‏میرند(13). پیمان نامه کیوتو و کپنهاگ 15، معضل محیط‏زیست را به مسأله عرضه و تقاضا محدود کرده است. سیستم تجارت و کاهش گازهای گلخانه‏ای بخش یکپارچه و ضروری پیمان کیوتو است. کشورهای عضو این پیمان می‏بایست مقدار انتشارات کربن خود را کاهش دهند و بند اصلی پیمان نامه های کیوتو برنامه تجارت و کاهش انتشار آلاینده‏های اروپا در کنفرانس آب و هوایی در کپنهاگ است. کشورها موظف به کاهش و استانداردسازی مقادیر CO2 شده‏اند و می‏توانند سهم خود را به شرکت و کشور دیگری بفروشند چون دیگر شرکت‏ها برای افزایش تولید نیاز دارند. لذا طبق این پیمان‏ها CO2 تبدیل به کالا شده است و قیمت آن نیز طبق اصل عرضه و تقاضا و منافع غرب تعیین می‏شود. اقتصادان سابق بانک جهانی آقای نیکلاس استرن[3] می‌گوید بزرگ‏ترین ناکامی بازار و ناکارآمدی پیمان های بین‏المللی را شاهد هستیم زیرا  این توافق‏نامه‏های آب و هوایی که برای نیروهای بازار جهت حل مشکلات محیط‏زیستی ایجاد شده‏اند به شرکت‏ها حق مالکیت جهت آلودگی داده‏اند و در واقع حقوق مالکیت برای ایجاد آلودگی را خصوصی کرده‏اند. این کار برای بیش‏تر کشورها و صنایع آلوده کننده غرب سودمند است. زیرا به گفته نیکلاس استرن آلودگی توسط شرکت‏های خصوصی ایجاد و فروخته می‏شود لذا CO2 تبدیل به کالا یا محصولی در بازار شده که آن را بازار کربن می‏نامند. گزارش منتشر شده از کربن پوین[4]، انتشارات کربن را از 6/1 میلیون تن در سال 2000 به 7/2 میلیون تن در سال 2007 ذکر می‏کند و فروش سهمیه CO2 در سال 2006 را 30 میلیارد دلار و در سال‏های 2000 و 2008 تا 118 میلیارد دلار ذکر کرده است. لذا به رغم رکود و بحران اقتصادی در جهان، تجارت در CO2 رشد یافته است(14).

مدرنیته به مثابه تمامیت

به نظر می‏رسد مدرنیته یک تمامیت است. اجزای پراکنده آن در هنر، علم، فلسفه، سیاست واقتصاد در کنار و همراه هم، هیئتی موزون و هماهنگ، و منظومه ساختاری همگون را تشکیل می‏دهند. عصر مدرن، عصری است که از ابتدای هستی تاریخی و فکری‏اش با مفهوم سلطه و فرمانروایی آمیخته شد. چهار مفهوم سلطه در مدرنیته عبارتند از سلطه بر خود، تسلط بر طبیعت، تسلط بر انسان و تسلط بر جهان (7).

موسسه جهان طبیعت برآورد نموده است که رفتار مصرفی انبوه توسط انسان در حدود پنج درصد در سال در حال رشد است و این روند کاهشی‌معادل یک سوم در منابع اکولوژیکی جهان از دهه 1970فراهم ساخته است . این فرایند به طور حتم رفاه و سلامت انسان را تحت تاثیر قرار می دهد زیرا این برخلاف قانون خلقت بوده و نمی شود انسان ها را بر مبنای شهوت و امیال افراطی آن‏ها تربیت نمود. به طور کلی فرهنگ انسانی، روابط اکولوژیکی، جغرافیا و سیاست ها، برچشم انداز و وضعیت بهداشتی و رفاه مردم تاثیر می‏گذارد، لذا نمی‏توان مشکلات را به ستم ارثی نسبت داد. افراد زیادی درجهان به طور غیرمنتظره و ناگهانی در نتیجه برخوردهای مسلح، نبرد داخلی، نقض گسترده حقوق بشر، بلایای طبیعی و انسان ساخت مجبور به ترک خانه‏های خود شده‏اند. جنگ‏های آب، دسترسی به انرژی، مهاجرت‏های محیط‏ زیستی و برخوردهای داخلی در مقوله امنیت محیط‏زیستی می‏گنجد. از طریق این مفهوم تاثیر تهدیدات محیط‏زیستی بر رفاه انسانی، بقای انسانی، بهره وری وامنیت انسانی مشخص می‏شود. آمارها نشان می‏دهد که تهدیدات و تغییرات محیط‏زیستی در طول دهه 1990حدود 25 میلیون نفر را آوراه کرده است و200میلیون نفر سرانجام در خطر جابجایی قرار می‏گیرند. آمار دیگری نشان می‏دهدکه تاثیر مخرب آب و هوا موجب آورارگی و جابجایی یک میلیارد نفر تا سال2050 می‏شود.آوارگان محیط‏زیستی در نتیجه این تغییرات وارد تجارت موادمخدر، جرایم سازمان یافته، قاچاق انسان، مهاجرت غیرقانونی، رادیکالیزه کردن گروه‏بندی‏های قومی، شتاب بخشی به برخوردهای درون این کشورها می‏شوند. با جهانی شدن، این تهدیدات شتاب می‏گیرند(15).

در دوران مدرنیته، دنیا دوستی به حالت طبیعی بشردرآمد  و آخرت دوستی متداول در مسیحیت مورد تحقیر قرار گرفت بشر دنیوی به عنوان انسان متعادل شناخته شد نه انسان  رانده شده از کمال بهشتی خود. از دیگر ویژگی بشر جدید اعتقاد به اصالت فرد و عقل‏گرایی وی بود. فردیت و ذهنی‏گرایی به بهای فداکردن هویت جمع تمام شد تا جایی که بشر متجدد، خود را از همه اعضای تمدن‏های دیگر متفاوت احساس کرد. خردگرایی نیز به معنی  تکیه بر خرد مستقل از وحی ونیز شعور و پذیرش خرد به عنوان بالاترین و تنها مرجع نیل به حقیقت رواج یافت. تفکر و شعور و حکمت به نفع خردگرایی ابزاری کنارگذاشته شدند لذا بشر جدید به عنوان موجودی صاحب عقل و مستقل از خدا و اماده فتح زمین، شناخت تازه‏ای یافت. انسان‏گرایی جدید با شک‏گرایی بی‏حد و حصر نیز همراه بود.  برداشت تازه ای آزادی رواج یافت. آزادی به معنی استقلال از عالم معنوی و قدسی ادیان الهی و نیز آزادی از محدودیت‏های نفس و  بندهای علایق مادی تفسیر شد. این ویژگی که شاخص بشر جدید است عمیق‏ترین تاثیرات را در تخریب محیط‏زیست به همراه داشت. درنتیجه نیروی نامحدود یک تمدن به طور کامل به عالم ظاهر هدایت شدتا عالم طبیعت را با آزادی کامل و بدون هیچ گونه محدودیت معنوی شکل دهد. لذا انهدام محیط‏زیست و طبیعت در کانون فعالیت‏های خستگی ناپذیر بشر جدید قرار گرفت طبیعتی که بشر دیگر نمی توانست با آن زندگی کند بلکه با حداکثر تهاجم نسبت به ان عمل کند تا بتواند ان را تغییر دهد و متحول سازد (6). در عرصه سلامت انسانی اثرات تغییرات آب و هوایی نیز قابل توجه می باشند. امواج گرما امروزه در شهرها قربانی می‏گیرد علاوه بر این طراحی شهری به این امر دامن زده است. مقدارفضای سبز، جهت‌گیری در مقابل بادهای مسلط، اندازه نزدیکی ساختمان‏ها، و جنبه‏های دیگر طراحی و تهویه هوا تعیین کننده این مهم می‏باشد که چه تعداد مرگ و میر در طول یک موج گرما داریم. شهرهای بزرگ محل تجمع بتون، بناها، فولاد وایجاد یک جزیره داغ را نشان می‏دهند. گرمایی که آن ها در طول روز جذب می کنند به طور محلی در شب کاهش می‏یابد ولی این کاهش در حومه‏های جنگلی و از طریق محروم کردن ساکنان شهری رخ می‏دهد و خیابان‏ها در حکم مکنده هوای خنک عمل می‏کنند که پیامد آن در سطح فردی این است که بزرگ سالان و کودکان و افراد مریض بیش‏تر در معرض مرگ و میر قرار می‏گیرند. شهرهای لندن ،توکیو و بسیاری از شهرهای بزرگ مراکز بسیار خطرناک در طول موج گرما می‏باشند لذا موج گرما وتاثیرات آن از این زاویه هم قابل تامل است(16). سیاست ها و رفتارهای دولتی و فردی در جوامع مدرن امروزی نیز بسیار حادثه‏ساز شده‏اند. بسیاری براین باورند که درجهان مدرن صاحب اختیارات مطلق بوده و رفتار دلخواه خود را درپیش می‏گیرند. اما امروزه محققان آثار اکولوژیکی و بهداشتی اقدامات چنین جوامع و افرادی را به اثبات رسانده اند. سیگار کشیدن یک رفتار فردی است ولی نتایج زیر را برسلامت فرد و جامعه تحمیل کرده است: سرطان ریه، بیماری‏های تنفسی، قلبی، انسداد خونی و رگ‏های خونی. مصرف الکل یک رفتار فردی است اما نتایج مصرف آن‌ صدمات و آسیب های جاده‏ای، سرطان دهان، مری وحنجره، سرطان سینه در زنان، سرطان جگر، صدمات مغزی، افزایش فشار خون و حملات قلبی هستند. رفتارمدرن دیگر کاهش فعالیت فیزیکی است که منجر به افزایش وزن، اختلال در متابولیسم بدن، تغییرات خلق و خوی انسان‏ها شده است، رژیم غذایی و چاقی که به گسترش بیماری‏های قلبی، سرطان سینه وکولون، دیابت بزرگ‏سالان، تصلب شریان‏ها در سرخرگ‏های مغزی و قلبی شده است، روابط ناسالم جنسی که به باروری ناخواسته وسقط جنین‌ و بیماری‏های عفونی‌را موجب شده است لذا تغییر رفتارهای فردی نیز از آثار دیگر تغییرات محیط‏زیستی در بعد جهانی است(17). تخریب محیط‏زیست یعنی تخریب زیستگاه انسان. با شروع انقلاب صنعتی، تسلط انسان بر طبیعت بیش‏تر شد و به موازات آن تخریب محیط‏زیست نیز سرعت گرفت. دخل و تصرف لجام گسیخته انسان در محیط زیست و بهره‏کشی بی‏حد و حصر او  از منابع طبیعی دریک قرن گذشته منجر به وقایع و فجایع زیان‏بار بی‏شماری در زمین شده است. جهان، امروزه شاهد مسایلی مانند تغییرات آب و هوایی وگرم شدن کره زمین در اثرتشدیداثرگلخانه‏ای، سوراخ شدن لایه ازن، فقر و گرسنگی، تخریب جنگل‏ها و مراتع، انباشت پسماندهای خطرناک و انتقال برون مرزی آن‏ها، کاهش تنوع زیستی و افزایش گونه های در معرض خطر، افزایش سوانح طبیعی مانند سیل و طوفان، خشک‏شدن تالاب ها، از بین رفتن زیستگاه‏ها، بیابا‏‏ن‏زایی، باران‏های اسیدی،گسترش ریزگردها، آلودگی منابع آب‏های سطحی و زیرزمینی و بحران‏های انرژی درسطوح مختلف بین المللی و ملی است(18).

نتیجه‏ای که از تاثیر مدرنیته و انسان‏گرایی غربی می‏توان گرفت این است که  نگرش اومانیستی بشر جهانی را تجسم می‏بخشد که نهایتا فاقد مدار و مرکز است زیرا قرار دادن بشر در مرکز افرینش، خود در حکم انکار وجود یک مرکز است. اومانیسم ضرورتا به غیردینی کردن هرچه بیش‏تر بشر و نهایتا به تنزل او به مقام انسانی منجر خواهد شد، زیرا برای انسان واقعی بودن باید به قلمرو فوق بشر پرواز کرد اگر بشر به بشر بودن راضی شود سرانجام او سقوط به مقام مادون انسان است(6).

معضلات محیط‏زیستی منطقه‏ای

از دلایل مهم جنگ‏ها و ناامنی‏ها و قحطی‏ها در افریقا به خصوص سومالی واتیوپی تغییرات آب و هوایی غیر قابل پیش بینی، فرسایش وشست‏شوی خاک و رشد جمعیت بوده است. ازدهه 1980حدود پنج تا شش میلیون نفر به واردات غذا وابسته بود‏ه‏اند و در کنار این مشکل، تشدید فقر وسوء تغذیه به گسترش بیماری‏های عفونی به خصوص ایدز منجرشده و اتیوپی را سومین کشور دارای جمعیت بالای مبتلا به ایدز تبدیل کرده است. در مجموع ‌تغییرات آب وهوایی ‌آثاربزرگی در تاریخ بشریت بر جای گذاشته‏اند. تمدن‏های مصر، بین النهرین، مایان، و یکی اینگها در گرینلند و اروپا همه دچار تغییرات شدید آب و هوایی شده و پیامدهای ناگوار آن را تجربه کرده اند (19). پدیده ال نینو دربرگیرنده نوسانات طبیعی در جریانات استوایی‌آب‏های سطحی گرم و مرطوب در سراسر اقیانوس آرام است این جریانات از شرق به غرب می‏وزند. اما در برخی دوره ها، این جریان گرم و مرطوب به سمت شرق می وزد و با خود باران‏های سیلابی و خسارت به بار می‏آورند وقتی ‏آب‏های گرم اقیانوس آرام به سمت شرق بوزد موجب افزایش سه تا چهار درجه سانتی گراد دما می‏شود و باعث توقف و تحت فشار قرار دادن و سرکوب جریانات تغذیه کننده بالارونده برای ماهی‏گیران ساحلی می‏شود. در ضمن بخش‏های وسیعی از جهان کم ارتفاع و کم عرض غرب اقیانوس آرام از شرق استرالیا تا شمال شرق برزیل خشکسالی را تجربه می کنند. از حوادث النینو پی به تاثیرات تغییرات آب و هوایی بر جوامع انسانی می بریم (20).

برای ارزیابی تغییرات آب و هوایی و اثار و شدت آن‏ها ما به حادثه آب و هوایی النینو در سال های 1877-8‌ اشاره می‏کنیم. بر اثر این حادثه 10 میلیون نفر در شمال چین جان خود را از دست دادند در طی این حادثه قحطی هند را هم دربرگرفت. هاریکان‏های بزرگ تاهیجی را لرزانده است. در تابستان آن سال تب زرد پشه، جنوب آمریکا را تخت تاثیر شدید خود قرار داد و عوارض انسانی و اقتصادی شدیدی ایجاد کرد. در شهر ممفیس و تنی سی 20000 نفر از مبتلایان به این بیماری فوت کردند. حوادث النینو در سال 1982 نیز به وقوع بیماری‏های واگیردار و اسهالی و بیماری‏های تنفسی منجر شدو مرگ و میر زیاد را در پرو وبولیوی ایجاد کرد و سیلاب در شاخ آفریقا هم‏زمان با وقوع النینو1997-98همراه با طیف گسترده‏ای از مرگ و میرها بر اثر بیماری‏های و آب‏های آلوده حادثه ساز شد و میلیون‏ها هکتار از جنگل‏های ‌اندونزی را در کام آتش فرو برد. دود و بخار شدیدی در آسیای جنوب شرق ایجاد شد و بیماری‏های تنفسی و  مرگ و میر شدت گرفت.حادثه النینو در سال 1990نیز  در آمریکا به گسترش ویروس هنتا[5]  منجر شد که این ویروس هم به علت تغیرات آب و هوایی ناشی از این پدیده  بودکه به گسترش جمعیت نوعی موش صحرایی اجازه داد بود و این ویروس را تولید کرد و نیز تکثیر وحمله ملخ‏ها را هم دامن زد و در نتیجه به مرگ ومیر و ایجاد مشکلات بهداشتی شدیدی منجر شد (17).

منطقه خاورمیانه اساساً با مشکل جدی آب  مواجه است و وخامت این موضوع در کشورهای آن متفاوت است. در میان کشورهای خاورمیانه  فقط لبنان، ترکیه و ایران برای برآورده کردن نیازهای آبی حال و آینده خود  به‌ویژه نیازهای کشاورزی شان دارای منابع آب طبیعی نسبتاً کافی هستند. . خاور میانه و شمال آفریقا 5 درصد جمعیت جهان را دارا می‏باشد. اما تنها صاحب یک درصد آب شیرین جهان است (3). حدود 20 کشور با دسترسی به آب‏های شیرین تجدیدپذیر داخلی با سرانه آبی زیر 1000 مترمکعب وجود دارد و از این تعداد حدود 15 کشور در خاورمیانه و شمال آفریقاست. بیش‏تر تاریخ و فرهنگ منطقه نقش مسلط آب را به عنوان عامل محدود کننده درتوسعه انعکاس می‏دهد (4). بحران آب در خاورمیانه نه تنها با مساله کمبود مطلق آب، بلکه با توزیع ناعادلانه منابع‌آبی مرتبط است. علاوه بر این، وجود مقادیر زیادی از آب  زیر زمینی فسیلی، که شگفت‏انگیزترین پدیده هیدروژئولوژیکی است، در مقیاس منطقه‌ای بیانگر این وضعیت  است که هر کشوری  در منطقه خاورمیانه از راه سفره‌های آبی مشترکی  که در معرض خطر افت سطح آب و آلودگی هستند با  مسائل آبی  سایر کشورها مرتبط است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 1- سرانه آب و نسبت تقاضای آب به عرضه

کشور

سرانه دسترسی آب در سال 2025 (مترمکعب بر هر نفر در سال)

سرانه دسترسی آب در1990 (به‌ازای هر نفر در سال m3)

پس‌روی‌ و مصرف‌آب منابع‌آبی تجدید‌ پذیر

قطر

20

60

174

امارات متحده عربی

110

190

140

یمن

80

240

135

اردن

80

260

110

اسراییل(سرزمین‌های اشغالی

310

470

110

عربستان سعودی

50

160

106

کویت

10<

10<

100>

بحرین

10<

10<

100>

مصر

620

1070

97

عراق

n.a

5500

43

ایران

960

2080

39

عمان

470

1330

22

لبنان

960

1600

16

سوریه

n.a

610

9

ترکیه

n.a

3520

8

منبع: (21)

 

 

دو تهدید بزرگی که در جهان اسلام و به خصوص جهان عرب و کشورهای خاورمیانه یافت می‏شود کمبود آب و تنزل و فرسایش زمین است. مشکل جدیدی که سد راه توسعه  در این کشورها بوده است این است که بارندگی در شبه جزیره عربستان و غالب کشورهای خاورمیانه کم و پراکنده است. بهره‏برداری بیش از حد از منابع زیرزمینی که عمدتاً برای تحقق تقاضاهای آبیاری و پیدایش اراضی سبز است به شدت بازدهی سفره‏ها را به صورت کمی و کیفی تحت تاثیر قرار داده است. سهم عمده منابع آبی آن‏ها توسط آب نمک‏زدایی شده تامین می شود. با نوسانات قیمت و عدم ثبات در قیمت‏های منطقه، تهیه آب از کارخانجات نمک زدایی  هم به شدت هزینه بر شده است. مصرف افراطی تهیه آب از کارخانجات نمک‏زدایی هم به شدت هزینه بر بوده است و رشد جمعیت هم مشکل کمبود آب را تشدید کرده است بانک جهانی 22 کشور را زیر خط فقر آب تعریف کرده است جایی که سرانه آب زیر 1000 متر مکعب آب است و از این تعداد 15 کشور‌ عربی‌اند(22و 3). تغییرات آب و هوا و استفاده افراطی از چاه‏های دیزلی و الکتریکی، قنات‏ها را متروکه و ناکارآمد ساخته است و امروز هم به دلیل فقدان عملیات حفاظتی و پاک سازی و رسوب گیری قنات‏ها عملاً در بسیاری از کشورهای اسلامی از بین رفته اند. در حالیکه به گفته ویسل این قنات‏ها میراث فرهنگی و تاریخی و تمدنی یک جامعه تمدن ساز است و نماد ذوق و تلاش و سخت کوشی است که باید مورد محافظت قرار گیرند. بیابان‏زدایی و فرسایش زمین از جمله مشکلات محیط‏زیستی کشورهای اسلامی است . بیابان بیش‏تر جهان عرب رادر برگرفته است تقریباً 3/14 درصد سرزمین های عربی برای کشاورزی مناسب است . (با بارشی تا 400 میلی متر) و حدود 89 درصد سرزمین اعراب بارش کم‏تر از 100 میلی‏متر دریافت می‏کنند. در راستای بهتر نشان دادن آثار تغییرات آب وهوایی و فهم مناسب تاثیرات این تغییرات و اقدامات انسانی مدل کامل وجامعی از این آثار را تدوین کرده‏ایم (23) .

 

جهان بینی دینی و محیط زیست

مسیحیت

لین وایت در مقاله‏ای بحران‏های اکولوژی غرب را با توجه به ایدئولوژی مسیحیت مورد بررسی قرار داد. وی این سوال را مطرح می‏کند که ما در مورد بوم‏شناسی انسانی یا روابط متقابل انسان و طبیعت با توجه به عقایدمان چه کرده‏ایم؟ وی دو موضوع را مطرح می‏کند. نکته اول این که وی معتقد است یهود و مسیحیت موعظه می‏کنند که انسان‏ها جدا از طبیعت و مافوق طبیعت هستند و می‏توانند آنچه را که در طبیعت وجود دارد را مورد بهره‏برداری قرار دهند و بر طبیعت حاکمیت پیدا کنند. نکته دوم از نظر وی این است که دیدگاه یهود و مسیحیت سبب شده است که انسان به کمک پیشرفت‏های تکنولوژیکی، عملکردهای تخریبی و زیان‏آور را نسبت به طبیعت انجام دهد. آقای لین وایت معتقد است مسیحیت انسان محورترین دین در طول تاریخ است. وی در ادامه تبیین می کند که مسیحیت یک ثنویت از انسان و طبیعت برقرار کرد. ایشان به این جمله مشهور دین مسیح   اشاره می‏کند که سودمند باش، تکثیر شو و نیز زمین را سرشارکن و آن را مقهور خود کن و بر ماهی‏های دریا و پرندگان آسمانی و بر هر موجود زنده‏ای که روی زمین حرکت می‏کند سلطه داشته باش. لین وایت مسیحیت را عامل نابودی طبیعت می‏داند و تصریح می‏کند که مسیحیت غربی یک ایمان پیچیده است و پیامدهای آن در زمینه های مختلف فرق می‏کند. وی نوع اروپایی مسیحیت را مورد انتقاد قرار می‏دهد زیرا طبق بررسی‏های وی نگرش‏های غرب توسط سنت     یهودی – مسیحی شکل داده شد. این سنت شامل یک جهان خلق شده فقط برای منفعت انسان بود. در راستای این مساله مسیحیت غربی انسان ها را از طبیعت جدا کرد (8). واقعیت این است که بعد از رنسانس و تسلط نگاه‏های اومانیستی بر جهـان مسیحیت، اعتقاد به دارا بودن روح در طبیعت از بین می رود و انسان چندین برابر گذشته به غارت و تخریب محیط‏زیست می‏پردازد و با تسلط این جریان طبیعت فاقد روح شد و به شیء تبدیل گشت. اما در هر صورت اگر آیات کتاب مقدس اصلی و تحریف نشده در دسترس باشد و اگر برداشت صحیحی از این آیات می‏شد قطعا انسان اروپایی سرنوشت طبیعت را چنین غم انگیز نمی‏کرد انسان مدرن اروپایی دین و علم را در چارچوب منافع خود و براساس برداشت‏های مطابق با منافع خود تفسیر کرده است و دین و علم را به کنیزک سرمایه‏داری تبدیل نمود و الا دین و آیات کتاب مقدس اگر درست تفسیر می‏شد قطعا جهان اروپا به این مصایب دچار نمی شد.

      ادیان دیگر نظیر هندوئیسم، بودائیسم،کنفوسیوس، تائویسم و سینتوئسم هم قابل بررسی هستند، اما نمی‏توان مدل روشن واضحی ازهماهنگی انسان و طبیعت استخراج کرد. آموزه‏های این ادیان ایده‏های قوی از فلسفه چند خدایی هستند و تمام چیزها آثار روح بزرگ هستند و او درکنار هر موجودی نظیر درختان، نباتات، رودخانه‏ها،کوه‏ها و حیوانات و موجودات بال‏دار قرار دارد. واضح است این ادیان نظام های دینی نبوده، بلکه نظام‏های فلسفی هستند. مفهوم کارما، سامسارا،. نیروانا، آموزه‏های مهمی در سنت بودایی است. بوداییسم سنتی با پیوستگی کارمایی می‏تواند انسان‏ها را بر حیوانات وحیوانات را بر ارواح گرسنه، مرد را بر زن، وراهب را بر عوام برتری بخشد (24). در واقع یک سلسله مراتب اخلاقی غیرعادلانه در این سنت نهفته است. امروز هم دیدگاه سکولاریستی به نهادزدایی و ارزش‏زدایی از همه امور می‏پردازد و نگرش استثمارگرایانه وسود گرایانه به طبیعت را  ترویج نموده است و سودگرایی را منطقی جلوه داده است. در ادامه روندتکاملی دیدگاه های محیط‏زیستی در غرب را ارایه می‏کنیم.

 

 

 

 

جدول2- روندتکاملی دیدگاه های زیست محیطی درغرب

دوره

براساس

اسطوره گرایی

متقدم

ترس از طبیعت

متاخر

جاندار انگاری طبیعت

انسان محوری

 

متقدم

انسان های معاصر غربی

متاخر

تمام فرهنگ ها و همچنین نسل های آینده

طبیعت گرایی

متقدم

توجه به اجزاء طبیعت

متاخر

حیات به صورت یک واحد یکپارچه

(25).

 

جهان بینی اسلامی عمق گرا

 

عناصر و ویژگی‏های مهم جهان بینی سلطه گرای سرمایه داری و مدرنیته عبارتند از تسلط بر جهان، شیوه زندگی رقابتی و مبتنی بر حرص و طمع، ساختار سلسله مراتبی قدرت،      اعتقاد به نامحدود بودن ذخایر فراوان طبیعی و در نتیجه مصرف گرایی و رفاه‏زدگی و تجمل گرایی افراطی و بهره‏گیری   از تکنولوژی پیشرفته برای بهره‏برداری افراطی و سود افراطی از طبیعت است(8).

     قرآن تبیین می‏کند که طبیعت تصادفی به وجود نیامده است؛ فرایند و ترکب بندی بی‏سامانی نیست که معنا و منظوری برای خود نداشته باشد و هرچیزی در جهان هستی اثر و هنر خداوند است و قرآن مملو از اشاراتی به منابع ذی‏قیمت هوا، آب زمین و منع از اسراف است. و نیز قرآن از انسان می‏خواهد درباره طبیعت و پایداری آن اندیشه کنیم ونیز در خلقت آسمان ها و زمین در از پی هم آمدن روز و شب، در راندن کشتی‏ها در اقیانوس، در نگریستن به آب و طبیعت و نیز به انواع حیوانات که در سراسر زمین پراکنده شده‏اند. درواقع قرآن اشاره می‏کند که این‏ها نشانه‏هایی برای کسانی می باشند که اندیشه می‏کنند.      پیامبر اسلام توصیه کردند که هرکس درختی یا کشتی بکارد درصورتی که خود، دیگران وحتی حیوانات هم از آن مصرف کنند و یا حتی کسی از سایه آن استفاده کند پاداش آن را دریافت خواهد کرد (25).

برخی از مواضع برجسته اسلام نسبت به انسان که در شکل‏گیری نظام سیاسی اسلام و ایدئولوژی این دین مبنا قرار گرفته است عبارتند از انسان موجودی دو ساحتی است، تعقل و خردورزی، استقلال و اصالت روح، اختیار و آزادی توام با مسئولیت انسان، تعهد و مسئولیت‏پذیری انسان، فناناپذیری انسان، نامتناهی بودن انسان، نظام ارزشی بین انسان‏ها، محوریت انسان در نظام افرینش و غیره. لذا اسلام برای انسان ارزش بالایی قایل است و هیچ تضادی بین اصالت اسلام و اصالت انسان از دیدگاه اسلام وجود ندارد(26). قران کریم سراسر هستی را به زیبایی می‏ستاید و در این باره می‏فرماید " الذّیاحسن کلً شیءخلقه وبدأخلق الانسان من طین". سجده/ ۷. انسان نیز در کمال زیب آفریده شده است "لقدخلقناالانسان فی احسن تقویم". تین/ ۴. گرچه هرموجودی زیبا خلق شده، لیکن چون انسان می‏تواند خلیفه‏الله شود نسبت به مخلوقات دیگر از محاسن برتری برخوردار است که مخلوقات دیگر فاقد آن هستند. خداوند سبحان بعد از تبیین آفرینش انسان فرمود "فتبارک الله أحسن الخاقین".زیبایی انسان علاوه بر ظاهر آراسته و نظام مند او، در گرو کرامت اوست(27). لازمه نماینده یا جانشین بودن انسان در زمین، تبعیت و پیروی از هرچیزی یا کسی است که مالک وخالق زمین به ان امر می‏کند. یعنی در واقع، نماینده و وکیل باید به دستور کسی‏که نمایندگی و وکالت را به او داده است رفتار کند. یک نماینده باید در آنچه که به او سپرده شده است، همانند یک امانت‏دار الهی عمل نماید. بنابراین زمین ملک خداست و آدمیان هم بندگان خداهستند و این به معنای آنست که از دیدگاه اسلام، هیچ فردی مالکیت مطلق و همیشگی ندارد. هیچ فردی حق ندارد در اموال خود، هرگونه دلش خواست تصرف کند یا آن را ضایع کند. مالکیت در بینش اسلامی شرایط و ضوابط دارد. این ضوابط ضامن توسعه پایدار است (28).

 جانشینی خداوند توسط انسان بر روی زمین هم اصل دیگری است که رابطه ان با محیط زیست بسیار حیاتی است خداوند انسان را خلق کرده تا در همه جنبه‌های حیات تسلیم وی باشد او انسان را از همه منابع طبیعی و مادی و معنوی برخوردار ساخته است تا وظایف خود را بر روی زمین انجام دهد. شریعت وی را موظف کرده است تا استفاده کارآمد و عادلانه از این منابع داشته باشد و کیفیت حیات را ارتقا بدهد. این جانشینی معانی و دلالت‌هایی دارد. یکی ایجاد برادری جهانی و دیگر امانت‏داری در استفاده از منابع؛ لذا افرادی تربیت می‌شود که مبنای شخصیت خوب و کارآمد باشند و عدالت اجتماعی را بین همه انسان ها بدون رنگ، نژاد و موقعیت جغرافیایی نهادینه می‌کند که خود باعث همکاری سودمند و تقسیم عادلانه منابع می‌شود معنی و دلالت دیگر جانشینی انسان، امانت داری انسان است خداوند صاحب اصلی منابع است و انسان موظف به استفاده مناسب از این منابع می‌باشد و به عنوان یک امانت با آن‎‏ها رفتار می‌کند و از آن‏ها طبق اصل امانت و اعتماد سود می‌برد و او نمی‌تواند منابع را در هیچ مورد تخریب کند آخرت مفهوم بنیادی دیگر است یکی از عقاید بنیانی اسلام است. ما از دل این مفهوم دکترین اسلامی مسئولیت پذیری را استخراج می‌کنیم. ‌لذا با این دیدگاه حیات اسلامی معانی و نتایج و دلالت‌های خوبی برای محیط‏زیست دارد اولین آن آگاهی‌های محیط‏زیستی است. مصرف در اسلام به شکل زیر سازماندهی شده است

1- مصرف کالاهای حرام ممنوع است

2- مصرف کالاهای حلال هم با محدودیت‌ها و موانع زیر       روبه رو می‌باشد :

الف – از تخریب و اتلاف منابع و کالاها باید اجتناب ورزید.

ب – تعادل کلی در مصرف باید رعایت شد.

ج – نهادها و قوانین اسلامی مثل ارث، حج، زکات، صدقه به وی انگیزه پس اندز مثبت را می‌دهد زیرا همین محرک‏ها می‌توانند پاداش‌های معنوی و مادی در پی داشته باشند(29).

 زندگی پیامبر و ائمه ساده بود.. در جامعه سکولار، مد، مصرف کالاهای لوکس یک نمادی از جایگاه و مقام فرد محسوب می‌شود. این رفتار غیر محیط زیستی است. در اسلام میل به مصرف گرایی، مدگرایی کالاهای لوکس با موانع قانونی و اخلاقی به حداقل می‌رسد. پیام محیط‏زیستی منتقل شده    در متون مذهبی اسلامی بسیار ساده است. انسان باید به این الطاف خداوند با ایجاد یک نگرش مسئولانه، متفکرانه و خلاقانه و با آگاهی اکولوژیکی واکنش نشان دهد. این مساله همچنین  به انسان نسبت به مزایای حاصل از الطاف و محبت‏های خالق یادآوری می‏کند و می‏گوید زیاده‏روی نکنید و مومنان کسانی هستند که هنگام خرج کردن نه زیاد تجملاتی مصرف می کنند و نه خسارت به خرج می دهند و همیشه میانه روی می‏کنند لذا اعتدال و میانه‏روی و آگاهی اکولوژیکی به عنوان هدف رفتاری انسانی ظاهر می‏شود و به تعادل اکولوژیکی به عنوان غذای فکر برای بشر اشاره می کند (30و 31).

از دیدگاه اسلام، تمامی موجودات دارای آگاهی هستند. همه موجودات یاد و تسبیح خدا می‏گویند(38:اسراء//44) و حتی بر عاطفه و قابلیت تاثیر و تاثر اجزای طبیعت نیز اشاره شده است. اسلام همچنین رابطه نزدیک بین انسان و سایر موجودات را حایز اهمیت خاصی می‏داند همان طور که صلوات بر پیغمبر(ص) و خاندان وی، در واقع طلب آمرزش و مغفرت برای جمیع کاینات است. اسلام هیچ عذری را برای آلوده کردن طبیعت نمی‏پذیرد حتی اگر در مقابله با دشمن باشد. این آیات که هدف از افرینش را بهره‏مندی انسان معرفی کرده است، همان طور که دیدیم موجب سوء تدبیر قرار گرفته است. اسلام وجه تمایز انسان با دیگر موجودات را، داشتن روح الهی و عنصر ملکوتی می‏داند و در عین حال طبیعت را نیز بی جان نمی‏داند انسانی که تمام ذرات عالم را در حال ستایش پروردگار می‏داند، خود را بیگانه با طبیعت می‏بیند و هرگونه بهره برداری از آن را در راستای رهنمودهای اجرایی اسلام انجام می دهد (26).

در قرآن حفاظت از طبیعت بر مبنای این اصل است که خالق طبیعت بخش‏ها و اجزای مختلف جهان را خلق کرده است و همه این اجزا مکلفند. هر کدام وظیفه و کارکردی دارند همانا همه چیز را با معیار اندازه خلق کردیم (قرآن کریم، سوره رعد آیه 8 : 567) احترام به خدا به این معناست که شما  به خلقتش احترام بگذارید .علی (ع) خطاب  به مردی که کانال را حفر می‏کرد و اراضی متروکه را احیا می‏کرد سفارش می‏کند ازآن بهره بردرای‏کن، مادامی که شما خیر خواه و نیکوکارید نه فاسد و فسادگر و مادامی که کشاورز و پرورش دهنده‏اید نه تخریب‏گر. وظیفه سوم عدم تخریب و سوء استفاده و خسارت به طبیعت است قرآن صریحاً می‏گوید در زمین فساد نکنید (32).  پورجوادی معتقد است که در اسلام، سنت اندیشه هرگز مطلق نشده و همواره مفهوم عمیق اسلام و قرآنی خود را حفظ کرده است. اما در منطق دکارت، این دریافت ویژه اندیشه رنگ باخته و جای خود را به منطق می‏دهد. به گفته پورجوادی اندیشه مدرن غربی در اساس فلسفی است و این فلسفه تنها منطق را ارج می‏نهد در حالی که در تاریخ تمدن اسلامی، فیلسوفان تنها بخشی از اندیشمندانند و سایر اندیشمندان یعنی عارفان و صوفیان هرگز اجازه نمی دهند تا اندیشه فلسفی، مطلق گردد.روش ابن سینا در رابطه با طبیعت به روش تجربی علوم مدرن شباهت بسیار دارد با این حال ابن سینا جویای سلطه بر طبیعت نبود و از آن‏جا که طبیعت از دیدگاه او دارای سویه ای اسرارامیز و درونی بود، هرگز به شی سلطه پذیر تبدیل نشد.     ابوریحان بیرونی نیز نکوشید تا دانش انسان از طبیعت را به جای خود طبیعت بگیرد برای بیرونی و اندیشمندان اسلامی، طبیعت پیش از هرچیز افریده خداوند است و تصویری که انسان از طبیعت به دست می‏آورد، هرگز نمی توانست با حقیقت آن برابری کند(7).

در جهان بینی اسلامی، کل انسان‏ها و طبیعت، با هم بخشی از کل نظام عالم را تشکیل می‏دهند. درحالی که در فرهنگ‏های غربی، فقط انسان‏ها دارای ارزش ذاتی می‏باشند و طبیعت فقط به منزله یک ارزش ابزاری و به عنوان منبع فایده بخش مورد استفاده انسان قرار گرفت. به باور بوم محوری سیاسی، مسایل محیطی زمانی حل می‏شوند که تحولات بنیادی در ایدئولوژی سرمایه داری صورت می‏گیرد و یک مردم سالاری واقعی حاکمیت یابد. در این راستا آرن نائیس معتقد است رعایت سنت‏های اخلاقی و مذهبی شرق، می‏تواند ما را در حفاظت محیط زیست یاری کند و این‏که در جهان هستی، همه موجودات زنده، جهت زندگی، رشد و شکوفایی، باید از حقوق و ارزش‏های برابر برخوردار گردند و هیچ فردی نجات نمی‏یابد، مگر آن‏که همه ما نجات یابیم. انسان‏ها از اجزای طبیعت هستند نه بیرون از آن و یا فوق طبیعت(1).

قرآن مجید چنین تعلیم می‏دهد که کیهان، طبیعت، همگی آیات آفریدگار جهان می‏باشند  در روی زمین هیچ دینی بر ضد تخریب محیط‏زیست و حیات جانداران و همچنین در برابر نابودی منابع و ثروت طبیعی اعطایی خداوند، چنین ندایی روشن نداده است. می‏توان گفت در جهان بینی اسلامی عمقگرا، تاکید اصلی بر همبستگی  و احترام طبیعت و حق حیات عناصر محیط زیست، شیوه زندگی جمعی و مشارکت مدارانه، مردم سالاری، اعتقاد به محدودیت منابع زمین و در نتیجه مصرف متعادل و بازیابی منابع زمین و در نهایت استفاده از تکنولوژی مناسب است.

حکومت اسلامی و محیط زیست

    وظیفه اساسی حکومت اسلامی در عرصه محیط‏زیست تامین پایداری و نیز استفاده موثر و عادلانه از منابع طبیعی است برای این منظور حکومت اسلامی مجموعه ای از اقدامات را می‏بایستی انجام دهد.

قانون گذاری

    قوانین اسلامی مربوط به محیط‏زیست در متون فقهی مشخص وکدبندی شده‏اند. شریعت به حکومت اسلامی اجازه وضع قوانین جامع و روشنی را می دهد تا با آلودگی خاک و آب و هوا برخورد کند. اصل لاضرار به حکومت اجازه می‏دهد تا بر علیه صنایع آلوده کننده از طریق تعطیل کردن آن‏ها، به حداقل رساندن مواد خروجی آن ها از طریق مالیات و سهمیه‏بندی اقدام کند. قوانین اسلامی اجازه به زیرکشت بردن اراضی لم یزرع را داده است. پیامبر (ص) می‏فرماید هرکس اراضی متروکه را احیاکند صاحب آن چیزی است که او احیا کرده است. قوانین مربوط به استفاده از آب و آبیاری در فقه اسلامی قابل استخراج است. پیامبر قانونی را نهادینه ساخت که طبق آن جنگل و حیات وحش کالاهای آزاد و مجانی هستند که می‏بایستی تحت اعتماد و امانت‏داری اسلامی حفظ شوند. قوانین اسلامی کشتن حیوانات وایجاد نزاع میان حیوانات را ممنوع ساخته است. لذا قوانین اسلامی همه عرصه‏هـا را پوشش می‏دهند و به خاطر ماهیت اخلاقی آن‏ها، احتمال بیش‏تری وجود دارد که بر مبنای آن‏ها اقدام و  عمل شود(29).

برنامه‏ریزی و نظارت

    در جامعه واقتصاد اسلامی کل وظیفه مدیریت محیط‏‏زیستی را نمی‏توان به سیستم بازار واگذار کرد؛ چون این کار دو نقص مهم دارد. نخست اینکه عاملان اقتصادی هزینه‏های اجتماعی آلودگی را نادیده می‏گیرند و دوم اینکه این عاملان افق کوتاه مدت دارند. تلاش آن‏ها برای به حداکثر رساندن سود در کوتاه مدت منجر به استفاده بیش از حد و مصرف منابع طبیعی می شود و مسلما نسل‏های آینده به علت اقدامات آن‏ها که علیه روح عدالت بین نسلی است رنج می‏برند. لذا در این شرایط حکومت اسلامی اثرات مخرب سیستم  بازار را خنثی می‏کند و یک طرح مناسب محیط‏زیستی را که تقاضای طولانی مدت   این بخش را را به شیوه پایدار تامین کند فراهم می‏کند این طرح برپایه به حداکثر رساندن پایداری منابع طبیعی، میزان تحمل‏پذیری زباله وآلودگی است. لذا حکومت عملکرد بازار را در چارچوب فوق اجازه می دهد(29).

اصل عدالت: عدالت، مطابق تعریف آن است که حق            هر موجودی چنان که شایسته اوست ادا شود )اعطاءکل ذی حقٍ حقه( این تعریف ازعدالت یک تعریف تام و تمام است که از حوزه انسان ها نیز فراتر رفته و شامل حیوانات،گیاهان وحتی اشیای به ظاهر بی‏جان مانندآب، سنگ وخاک نیز می‏شود (26).

 

نتیجه گیری

هارل معتقد است نظام دولتی ممکن است بخشی از مساله باشد لیکن بخش ضروری راه حل معضلات محیط‏زیستی نیز هست. فقدان همبستگی جهانی در خصوص منابع و مسایل محیط‏زیستی، اساساً در نظام حکومتی ریشه ندارد بلکه ریشه آن در ناتوانی انسان‏ها در توافق بر سر ماهیت و شدت تهدیدات محیط‏زیستی، معنای پایداری و تداوم و اصول مدیریت محیط‏زیست جهانی است. دالبی نیز معتقد است با توجه به استــفاده بی‏رویه جهان توسعه یافته از منابع و نیز با توجه به فقر حاکم بر اکثر نقاط سیاره زمین، آشکار است که حفظ محیط‏زیست الزاما باید در جوامعی آغاز شود که بی‏بندو بارترین مصرف کنندگان و هدر دهندگان منابع هستند. اما ترتیبات بین‏المللی برای تضمین حفظ جریان منابع و نیز پایین نگه‏داشتن قیمت آن‏ها موجب تشدید تفاوت‏های اقتصادی کنونی می شود در ایالات متحده، رئیس جمهور سابق امریکا، جرج بوش معتقد بود که کنترل انتشار گازهای گلخانه‏ای و سایر سیاست‏های مطلوب برای محیط‏زیست به اقتصاد ملی امریکا صده می زند لذا آقای بوش موضع خصمانی را اتخاذ کرد وگفت: اسناد قانونی لازم الاجرا، چنان از حیز انتفاع ساقط شده‏اند که عملا هیچ تاثیری نداشتند. رئیس جمهور بوش از حضور در اجلاس ریو طفره رفت تا آن‏که قراردادهای مربوط به گاز co2 از هرگونه سخن الزام آور درباره میزان انتشار و زمان‏بندی‏های کاهش این گاز فراموش شد. دولت ایالات متحده امریکا به این دلیل که حاضر نیست تا هزینه محیط زیست را در خارج از مرزهایش پرداخته و مانع فعالیت صنایع بیوتکنولوژی خود شود، با پیمان تنوع زیستی مخالف کرد. در این بین مردم جهان به خصوص اروپا وجهان سوم تسلیم استبداد متفوتی شده اند؛ استبدادی که زیربنای جهان کهنه سوداگرای را تشکیل داده ودر دوران مدرنیته و سرمایه داری دوباره پاگرفته است(2).

      در کل اصول و ارزش‏های اکولوژیک زیر را می توان در اسلام یافت: ‌اولین اصل این است که رفاه و شکوفایی انسان و غیر انسان بر روی زمین دارای ارزش ذاتی است. این ارزش‏ها مستقل از مفید و سودمند بودن یا نبودن جهان غیرانسان  برای مقاصد انسانی می باشد. اصل دوم می‏گوید توانگری و پرمایگی تنوع زیستی اشکال حیات در تحقق این ارزش‏ها مفید هستند و در ذات خود ارزش‏مند هستند. اصل سوم تاکید می‏کند که انسان‏ها هیچ حقی برای کاهش این پرمایگی  و تنوع زیستی به جز برای تامین نیازهای اساسی خود ندارند. اصل چهارم این مهم را ترویج می‏کند که شکوفایی حیات و فرهنگ‏های انسانی وحیات غیر انسانی نیازمند جمعیت انسانی اخلاقی، قانع ،عادل ومتعادل و غیر اسراف‏کار است. اصل پنجم  گوشزد می‏کند که دخالت کنونی انسان در جهان غیر طبیعی، افراطی است و این وضعیت در حال بدتر شدن است. اصل ششم  معتقد است که سیاست‏های ما باید تغییر کنند. این خط مشی‏ها ساختارهای اقتصاد، سیاست و ایدئولوژی ما را تحت تاثیر قرار داده‏اند. اصل هفتم تصریح می‏کندکه تغییرات ایدئولوژی عمدتا شامل ارزیابی کیفیت حیات به جای طرفداری صرف از افزایش کمیت های زندگی می باشد(30). آگاهی‏ها و هشیاری‏های عمیق و متفاوتی بین عالی بودن و بزرگی وجود دارد. چون اصول فوق در حقیقت نرم‏های اخلاقی بنیادی هستند. لذا پیروان این آموزها تعهداتی قوی به طور مستقیم و غیر مستقیم برای ایجاد این تغییرات ضروری برای خود و دیگران برای داشتن جهان و آینده بهتر دارند و می‏توانند براین مبنا ائتلاف‏های مذهبی، سیاسی و محیط‏زیستی ایجاد نمایند. این نرم‏ها باعث خودشناسی شده و انسان‏ها را از خود پرستی و منافع فردی   رها می‏کند.

 

منابع

  1. شکوئی، حسین(1381) اندیشه های نو در جغرافیا، انتشارات گیتا شناسی، تهران، چاپ اول،ص179
  2. مویر، ریچارد، 1379، درآمدی بر جغرافیای سیاسی، ترجمه میرحیدر، دُرّه؛ صفوی، رحیم، انتشارت سازمان جغرافیایی، صص:450-475.
  3. Brook. David)2007( Fresh water in the middle East and North Africa: 32-59
  4. Biswas.Asit) 1994(integrated water Resources management in latin America: 9
  5. بررسی میزان مصرف انرِی در ایران و جهان: قابل دسترس: http://www.598.ir
  6. نصر، حسین، فغفوری، محمد حسن، 1386، دین ونظام طبیعت، انتشارات حکمت، چاپ دوم، صص:1321-353
  7. هودشتیان عطا(1381) مدرنیته، جهانی شدن و ایران، انتشارات چاپخش، چاپ اول، صص:1-126
  8. شکوئی، حسین(1382) مکاتب و اندیشه های جغرافیایی، انتشارات گیتاشناسی، تهران، چاپ اول، ص13
  9. Sag off , mark(1988) the Allocation and Distribution of Resources : 277-279
  10. رحمتی انشاالله، 1381، ماهنامه پژوهشی اطلاعات حکمت ومعرفت شماره،ص:36
  11. Selim ,mohannadSayed , Environmental Security in the Arab world : 844-853
  12. Richard York (2003)The Environmental Consequences of Modernity,3-27  
  13. پوراحمدی، حسین(2005) جهانی شدن و اقتصاد سیاسی بین المللی، نشر قومس، چاپ چهارم، ص86
  14. Hizbut, tahrir) 2009( the Environment problem, its causes and Islam's solution: 1-30
  15. stec and baraj(2009)scenarios of environmental change and migration,1-18
  16. rooneyc.mcmichael(1997)health at crossroads, ,257
  17. mcmichael,toney(2001)human frontiers,environment and diseas,1-378
  18. Thomas S.Ashton, 1948. The Industrial Revolution (1760-1830). Oxford University Press.
  19. fagan.b(1999)floods,famaines and emperors,9
  20. Duchin.t.kostor(1994)hantavirous pulmonary syndrome,55
  21. Dolatyar, mosttafia)2000(politics of watter in the middle east: 9-12
  22. Lowi Miriam R)1999(political and institutional response to transboundary water disputes in the middle east: 1-5
  23. Wessels, toska(2009) water crisis in the middle east: 131
  24. Kirman.Ali( 2008) Religious and secularist views of the nature and Environment : 269
  25. حق شناس، محمد، ذاکری، محمد حسین،1387،جستجوی مفاهیم اخلاق زیست محیطی در اموزه های اسلامی، فصلنامه اخلاق در علوم وفناوری، سال سوم، شماره های 1و2؛ صص:4-8.
  26. حسینی، سیدجلال،1387، پایان جهان مدرنیته یا....انتشارات رمز هدایت، چاپ اول،صص:113-140
  27. اکبری راد، طیبه، 1391، نقش تعالیم اسلام در کاهش بحران های زیست محیطی، مجله محیط شناسی، سال سی ونهم، شماره 1بهار، صص:8-73.
  28. غنیمی، زالدین، ع. م . ۱۳۶۹ . تربیت زیست محیطی اسلام و حمایت محیط زیست دریایی از آلودگی، سازمان تربیت و فرهنگ و علوم عربی، ص۷۳، س. ق. ۱۴۰۰ . ق. دارالشروق، جلد۱ص۲.
  29. Akhtar. Muhamadramazan )1996(towards an Islamic approach for environmental balance:1-25
  30. Ammar.Nawal)1995(Islam, population and the environment: 123-137
  31. Naff. Thomas (2009) Islamic law and the politics of water : 38-39                                                    
  32. Amery, hussin) 2001(Islam and the environment: 39-49


 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Hegemonic worldview and its relationship with environmental

 Crises in the world

 

Reza Eltyaminia[6]*

eltyam81@yahoo.com

 Ali Hosani[7]

Abstract

In Islamic worldview, all humans and natures, together consist a part of entire of universe system. while in west cultures, only human are of essential values and nature is used as an instrumental value and a profiting source . according to political ecological belief, environmental issues will be solve if(when) fundamental changes is happen in the capitalist ideology and  when a real democracy is prevailed and created in the countries of the world.so in this long with  , aren naeis argue that  pay attention to or take into consideration of ethical and religious traditions of the east could help us in protect of the environment and also we must believe that in the world, all alive creatures, in order to live, promotion and bloom, must have equal values and rights and nobody is save but everybody is saved. All humans are a part of nature not outside of it or upon it.(sakoee,2002,22).findings of the research show that the  unreligious anthropologist  and worldview and  attitude and view based on humanism view and greed and avidity is causing many of environmental disasters and calamities. So, emendation or reformation of attitudes, believes and human view a bout human and environment within or in long with Islam systematic view could remove many of environmental and political issues and insecurities.

This research while is studying the cultural and thought backgrounds causing environmental destruction under modernity and also with explanation of religious and cultural worldviews and their impacts on global ecology and environment, is looking for explanation and codification of Islamic environmental pattern to protect and preserve the balance of global and regional environment. the study is a basic and fundamental research and is used the Islamic realism and constructionist mean ology to do this research.

Keywords: Environment, Islam, Modernity, Worldview, Attitude.

 

 

 

 

 

 



[1]- استادیار وعضو هیات علمی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه یاسوج. *(مسئول مکاتبات)

[2]- استادیار وعضو هیات علمی، گروه فلسفه، دانشگاه یاسوج.

[3]-Nikolas stern

[4]-poin carbon

[5]-hantaa

1- Assistant professor, Department of political science, Yasug university, Iran.(Corresponding Author)

[7]- Assistant professor, Department of theology and philosophy, Yasug university, Iran.

 

 

 

 

فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 33، تابستان  94

 

 

 

 

  1. شکوئی، حسین(1381) اندیشه های نو در جغرافیا، انتشارات گیتا شناسی، تهران، چاپ اول،ص179
  2. مویر، ریچارد، 1379، درآمدی بر جغرافیای سیاسی، ترجمه میرحیدر، دُرّه؛ صفوی، رحیم، انتشارت سازمان جغرافیایی، صص:450-475.
  3. Brook. David)2007( Fresh water in the middle East and North Africa: 32-59
  4. Biswas.Asit) 1994(integrated water Resources management in latin America: 9
  5. بررسی میزان مصرف انرِی در ایران و جهان: قابل دسترس: http://www.598.ir
  6. نصر، حسین، فغفوری، محمد حسن، 1386، دین ونظام طبیعت، انتشارات حکمت، چاپ دوم، صص:1321-353
  7. هودشتیان عطا(1381) مدرنیته، جهانی شدن و ایران، انتشارات چاپخش، چاپ اول، صص:1-126
  8. شکوئی، حسین(1382) مکاتب و اندیشه های جغرافیایی، انتشارات گیتاشناسی، تهران، چاپ اول، ص13
  9. Sag off , mark(1988) the Allocation and Distribution of Resources : 277-279
  10. رحمتی انشاالله، 1381، ماهنامه پژوهشی اطلاعات حکمت ومعرفت شماره،ص:36
  11. Selim ,mohannadSayed , Environmental Security in the Arab world : 844-853
  12. Richard York (2003)The Environmental Consequences of Modernity,3-27  
  13. پوراحمدی، حسین(2005) جهانی شدن و اقتصاد سیاسی بین المللی، نشر قومس، چاپ چهارم، ص86
  14. Hizbut, tahrir) 2009( the Environment problem, its causes and Islam's solution: 1-30
  15. stec and baraj(2009)scenarios of environmental change and migration,1-18
  16. rooneyc.mcmichael(1997)health at crossroads, ,257
  17. mcmichael,toney(2001)human frontiers,environment and diseas,1-378
  18. Thomas S.Ashton, 1948. The Industrial Revolution (1760-1830). Oxford University Press.
  19. fagan.b(1999)floods,famaines and emperors,9
  20. Duchin.t.kostor(1994)hantavirous pulmonary syndrome,55
  21. Dolatyar, mosttafia)2000(politics of watter in the middle east: 9-12
  22. Lowi Miriam R)1999(political and institutional response to transboundary water disputes in the middle east: 1-5
  23. Wessels, toska(2009) water crisis in the middle east: 131
  24. Kirman.Ali( 2008) Religious and secularist views of the nature and Environment : 269
  25. حق شناس، محمد، ذاکری، محمد حسین،1387،جستجوی مفاهیم اخلاق زیست محیطی در اموزه های اسلامی، فصلنامه اخلاق در علوم وفناوری، سال سوم، شماره های 1و2؛ صص:4-8.
  26. حسینی، سیدجلال،1387، پایان جهان مدرنیته یا....انتشارات رمز هدایت، چاپ اول،صص:113-140
  27. اکبری راد، طیبه، 1391، نقش تعالیم اسلام در کاهش بحران های زیست محیطی، مجله محیط شناسی، سال سی ونهم، شماره 1بهار، صص:8-73.
  28. غنیمی، زالدین، ع. م . ۱۳۶۹ . تربیت زیست محیطی اسلام و حمایت محیط زیست دریایی از آلودگی، سازمان تربیت و فرهنگ و علوم عربی، ص۷۳، س. ق. ۱۴۰۰ . ق. دارالشروق، جلد۱ص۲.
  29. Akhtar. Muhamadramazan )1996(towards an Islamic approach for environmental balance:1-25
  30. Ammar.Nawal)1995(Islam, population and the environment: 123-137
  31. Naff. Thomas (2009) Islamic law and the politics of water : 38-39                                                    
  32. Amery, hussin) 2001(Islam and the environment: 39-49