تأثیر سرمایه انسانی بر کیفیت محیط زیست

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فیروزکوه، گروه اقتصاد، فیروزکوه *( مسؤول مکاتبات).

2 دانشجوی دکتری ،گروه صنایع، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران.

چکیده

محیط ‏زیست یکی ازاصلی‏ترین و مهمترین نگرانی‏ها و دغدغه‏های جوامع بشری در چند دهه گذشته تا کنون بوده است. از این رو در سال‏های اخیر توجه زیادی به  مشکلات محیط‏زیست به خصوص آلودگی هوا شده است . آلودگی هوا در بسیاری از شهر‏های بزرگ جهان به اندازه‏ای جدی است که دولت‏ها را وادار به اتخاذ سیاست‏ها و برنامه‏های کوتاه مدت و بلند مدت برای کاهش آلودگی هوا نموده است.
در این راستا هدف اصلی این مقاله بررسی میزان تاثیرگذاری سرمایه انسانی برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط‏زیست در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط می باشد.
تحقیق حاضر از نظر هدف یک تحقیق کاربردی، از نظر روش مطالعه علّی و از نظر روش تحقیق و ماهیت و شیوه نگرش پرداختن به مسأله استنباطی است.
به منظور بررسی میزان تأثیرگذاری سرمایه انسانی بر کیفیت محیط‏زیست در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط از میان شاخص­های ارزیابی کیفیت محیط‏زیست، شاخص میزان انتشار co2انتخاب شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل به روش اثرات ثابت و گشتاور تعمیم­ یافته درگروه کشورهای منتخب در دوره زمانی2013- 1998نشان می‏دهد سرمایه انسانی تاثیر منفی و معناداری برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط‏زیست دارد.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 


 

 

 

فصلنامه انسان و محیط زیست، شماره 37، تابستان 95

 

تأثیر سرمایه انسانی بر کیفیت محیط زیست

 

پروانه سلاطین[1]*

p_salatin@iauec.ac.ir

نیلوفر غفاری صومعه [2]

چکیده

محیط‏زیست یکی ازاصلی‏ترین و مهمترین نگرانی‏ها و دغدغه‏های جوامع بشری در چند دهه گذشته تا کنون بوده است. از این رو در سال‏های اخیر توجه زیادی به  مشکلات محیط‏زیست به خصوص آلودگی هوا شده است . آلودگی هوا در بسیاری از شهر‏های بزرگ جهان به اندازه‏ای جدی است که دولت‏ها را وادار به اتخاذ سیاست‏ها و برنامه‏های کوتاه مدت و بلند مدت برای کاهش آلودگی هوا نموده است.

در این راستا هدف اصلی این مقاله بررسی میزان تاثیرگذاری سرمایه انسانی برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط‏زیست در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط می باشد.

تحقیق حاضر از نظر هدف یک تحقیق کاربردی، از نظر روش مطالعه علّی و از نظر روش تحقیق و ماهیت و شیوه نگرش پرداختن به مسأله استنباطی است.

به منظور بررسی میزان تأثیرگذاری سرمایه انسانی بر کیفیت محیط‏زیست در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط از میان شاخص­های ارزیابی کیفیت محیط‏زیست، شاخص میزان انتشار co2انتخاب شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل به روش اثرات ثابت و گشتاور تعمیم­ یافته درگروه کشورهای منتخب در دوره زمانی2013- 1998نشان می‏دهد سرمایه انسانی تاثیر منفی و معناداری برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط‏زیست دارد.

کلمات کلیدی: سرمایه انسانی ، کیفیت محیط‏زیست، پانل دیتا.

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

سرمایه انسانی عامل کلیدی در رشد اقتصادی جوامع محسوب می‌شود و یک سرمایه مهم و ضروری است که کشورها را در جهت رشد و توسعه اقتصادی کمک می‌ کند  از این نظر می‏توان آن را با سایرسرمایه‌ها و دارایی‌های فیزیکی مقایسه کرد. (1)

 سرمایه انسانی نه سرمایه فیزیکی و نه سرمایه‌ مالی محسوب می‌شود بلکه سرمایه انسانی به عنوان دانش، مهارت، خلاقیت وسلامت فرد تعریف شده است. (2) سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و سرمایه‌ مالی همه به نحوی از اشکال سرمایه محسوب می‌شوند اما تفاوت آنها این است که یک فرد را نمی‌توان از مهارت، سلامت و ارزش‌هایش جدا کرد در حالی که این امکان در مورد دارایی‏ها و اموال فرد وجود دارد. بدین مفهوم که پایدارترین و تجدیدپذیرترین سرمایه، سرمایه انسانی است. سرمایه انسانی ثروت مولد مجسم در کار، مهارت و دانش است. سرمایه انسانی مجموعه‏ای از دانش، خلاقیت ، نوآوری است که افراد آن را جهت سرمایه‌گذاری در کار خود انتخاب می‌کنند. ( 3)

از آن جا که توانایی ومهارت افراد به عملکرد بهتر و بهره‌وری کمک می‌کند انجام هرگونه هزینه در آموزش و توسعه آن نوعی سرمایه‌گذاری بلندمدت محسوب می‌شود که جوامع تا مدت‏ها می‌توانند ازنتایج آن بهره‏مند شوند. دلیل این امرآن است که درمحیط متغیر و شدیداً رقابتی امروزی تنها با کمک نیروی انسانی خلاق و نوآور است که می‌توان به مزیت رقابتی دست یافت. براساس مطالعات این نکته در خور توجه و حایز اهمیت است که ارتباط بین سرمایه انسانی و عملکرد اقتصادی را باید با دقت در درون بافت های اجتماعی- سیاسی مورد بررسی قرار داد. سرمایه‏گذاری در سرمایه انسانی با بالابردن سطح مهارت‏ها و تخصص‏های نیروی کار و افزایش قابلیت‏های آنها می‏تواند موجب ارتقای کمی و کیفی تولید شده و کارایی استفاده از سرمایه‏های مادی را افزایش دهد. 

نیروی کار ماهر و برخوردار از دانش و تخصص بخش اعظم عوامل تولید و اقتصاد مبتنی بر دانش را تشکیل می‏دهد. نیروی کار دانش آموخته ( سرمایه انسانی ) می تواند به بهبود کیفیت کالا کمک کند و از طرفی نقش برنامه‏ریز و هدایت کننده داشته باشد.

 آن دسته از نیروی کار که از سطح دانش و آموزش بیشتری برخوردار باشند، قادر هستند در چرخه تولید پویایی و تحول تکنولوژیکی ایجاد کرده، سبب افزایش ظرفیت تولید، توسعه تجارت و رسیدن به رشد اقتصادی بالاتر شوند. افزایش سطح دانش و مهارت های افراد، شرط لازم برای از بین بردن عقب‏ماندگی اقتصادی و ظرفیت‏های استفاده نشده اقتصادی و ایجاد انگیزه‏های لازم برای پیشرفت است. ‏(4) در همه کشورها آموزش متوسطه از نقش بسیار مهم، حساس و سرنوشت‏سازی در آینده فرد و اجتماع برخوردار می‏باشد. در این دوره از یک سو پی ریزی آموزش علوم و تکنولوژی عیق‏تر از دوره قبل مورد توجه قرار گرفته و دانش آموزان از آمادگی لازم جهت ورود به دوره‏های عالی‏تر آموزشی بهره‏مند می‏گردند و از سوی دیگر به عنوان یکی از اعضای جامعه به کسب مهارت‏های اجتماعی و بازار کار مبادرت می‎نماید. در واقع آموزش متوسطه پلی است که آموزش ابتدایی را به آموزش عالی دوره‏های فنی و حرفه‏ای و ورود به بازار کار و زندگی اجتماعی متصل می‏نماید. از این رو در این مقاله  از نرخ ثبت‏نام در مقطع متوسطه به عنوان شاخص سرمایه انسانی استفاده شده است. در این راستا، این مقاله در قالب داده‏های پانل ایستا (SPD)[3] و پانل پویا (DPD)[4] به بررسی میزان تاثیرگذاری سرمایه انسانی  برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط زیست در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط در دوره زمانی 1998-2013 و آزمون فرضیه  زیر پرداخته است:

  • ·  میان سرمایه انسانی و انتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط زیست درگروه کشورهای منتخب رابطه منفی ومعناداری وجود دارد.

 ابزار گرد آوری اطلاعات مورد نیاز با استفاده از گزارشات و آمارهای منتشر شده منابع اطلاعاتی خارجی و سایت‏های اینترنتی از جملهWDI [5] به نشانی www.worldbank.org می‏باشد. جامعه آماری این مطالعه منتخبی از کشورهای درآمد متوسط می­باشد. لازم به ذکر است در انتخاب گروه کشورهای منتخب کشورهایی انتخاب شده­اند که داده­های آماری متغیرهای مورد استفاده در این مقاله در دوره زمانی مورد بررسی در دسترس بود.

گروه کشورهای منتخب شامل آنگولا ، آلبانی ، ساموآ ، آذربایجان ، بلغارستان ، بوسنی هرزگوین ، بلاروس، بلیز، برزیل، بوتسوانا ، چین، کلمبیا، کاستاریکا، کوبا ، جمهوری دومنیکن، الجزایر، اکوادور، فیجی، گابن ، گرانادا ، مجارستان، عراق، جامایکا، اردن ، قزاقستان ، لبنان ، لیبی ، لوسیا، مالدیو، مکزیک، جزیره مارشال ، مقدونیه ، مونته نگرو ، مغولستان، موریس ، مالزی ، نامیبیا ، نیجریه، پاناما، پرو ، پاراگوئه ، رومانی، صربستان، سورینام، تایلند، ترکمنستان، تونگا ، تونس، ترکیه، تووالو، وینسنت و گرنادین، آفریقای جنوبی ، ایران می‏باشند. در ادامه پس از بررسی مبانی نظری و سابقه پژوهش، ساختار مدل مورد استفاده معرفی و برآورد گردیده است و در نهایت نتیجه‏گیری و پیشنهادها ارایه شده است.

مبانی نظری

محیط‏زیست مجموعه‏ایبسیار عظیم و متشکل از عوامل گوناگونی است که بر اثر یک روند و تکامل  تدریجی موجودات زنده و اجزای سازنده سطح زمین به وجودآمده است. که بر فعالیت‏های انسان تاثیر گذاشته و یکی از مؤلفه‏های اصلی در سیاست‏های کلان جهانی می‏باشد و بسیاری از مؤلفه‏های دیگر از قبیل قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و غیره را تحت‏تاثیر قرار می‏دهد. به همین دلیل مهمترین عامل و پیش‏نیاز هر فعالیت کلان، سازگاری آن با محیط‏زیست می­باشد (5). می‌توان محیط‏زیست را مجموعه‌ای از عوامل طبیعی کره‏ی زمین، همچون هوا، آب، اتمسفر، صخره، گیاهان و غیره، که انسان را احاطه می‌کنند، خلاصه کرد. بررسی رشد اقتصادی با در نظر گرفتن ملاحظات ‏محیط‏زیست، مدت‏های مدیدی‏است که مورد توجه اقتصاددانان می‏باشد پیدایش مباحثی چون توسعه پایدار و جنبش‏های سبز نیز در همین راستا ارزیابی شده اند. توسعه اقتصادی با خود الزاماتی از جمله استفاده بیشتر از منابع و ذخایر محیط‏زیست را به همراه دارد . استخراج بیش از حد منابع و پسماندهای تولید معضلاتی هستند که توسعه کشورها را دچار مشکل کرده‏است و چشم‏انداز   گسترش رفاه را مبهم نموده و نیاز به بازنگری مجدد فعالیت‏های اقتصادی را برای نجات محیط‏زیست ضروری ساخته‏است.

 این موضوع که رشد اقتصادی سبب تخریب محیط‏زیست می‏شود چندان مورد توافق کارشناشان نمی‏باشد. عده‏ای از محققین بیان می‏کنند که سریع‏ترین راه دستیابی به یک محیط‏زیست سالم، افزایش درآمد است تا از این طریق تقاضای مردم برای کالای محیط‏زیستی افزایش یابد و به تبع آن تولید بیشتر گردد. بکرمن[6] معتقد است که یک همبستگی شدید میان درآمد و مقدار حفاظت از محیط زیست وجود دارد که نشان می دهد که برای داشتن محیط‏زیست بهتر می‏بایست ثروتمند بود. سرانجام برخی نیز عنوان می‏کنند که ارتباط بین رشد اقتصادی و کیفیت محیط‏زیست اعم از مثبت یا منفی در طول مسیر توسعه یک کشور با ثبات نمی‏باشد در واقع علامت آن ممکن است از مثبت به منفی زمانی که یک کشور به سطوح بالای در‏آمدی دست می یابد، تغییر کند که این موضوع، همان بحث مربوط به «منحنی کوزنتس» می‏باشد.

این منحنی بیانگر ارتباط u معکوس شکل میان کیفیت محیط‏زیست و رشد اقتصادی است که اولین بار به وسیله کوزنتس[7] در سال‏های 1966 و 1965 مطرح شد. در سطوح پایین توسعه، مقدار و شدت تخریب محیط‏زیست در اثر فعالیت‏های اقتصادی بیشتر است. زیرا فعالیت‏های کشاورزی و شدت استخراج منابع و به دنبال آن صنعتی شدن سبب تخلیه منابع و تولید ضایعات می گردد اما در سطوح بالاتر توسعه اقتصادی، تغییرات ساختاری و حرکت ساختار صنعتی به سمت خدمات و استفاده از  تکنولوژی‏هایی با کارایی بیشتر و همچنین افزایش تقاضای مردم برای داشتن محیط‏زیست سالم تر موجب  کاهش تخریب محیط‏زیست می شود.

تلاش کشورها در دستیابی به رفاه و آسایش بیشتر و جبران عقب‏ماندگی و به عبارتی زندگی بهتر و برتر است. مسلما رسیدن به چنین اهدافی نیازمند توسعه‏ای از نوع توسعه پایدار است که در آن به تمامی ابعاد و جنبه‏های توسعه به طور هم‏زمان توجه شده باشد. بر این اساس از میان ابعاد مختلف توسعه بحث انسان و منابع انسانی جایگاه ویژه ای دارد. به طوری که از انسان به عنوان هدف توسعه و به عنوان ابزار توسعه اقتصادی یاد شده است از این رو توسعه اقتصادی در بهبود کیفیت زندگی انسان‏ها و به عبارتی توسعه انسانی تجلی یافته است. (6)

در این راستا کشورها برای حرکت در مسیر توسعه اقتصادی بدون توجه به ملاحظات محیط‏زیستی، خود را ملزم به افزایش رشد اقتصادی می‏کنند که این رشد می‏تواند آلودگی از نوع انتشار گازهای گلخانه‏ای را به همراه داشته باشد که این امر علاوه بر ایجاد اختلال در چرخه محیط‏زیست موجب کاهش منابع پایان پذیر، در معرض خطر قرار گرفتن منابع تجدید پذیر و کاهش رشد اقتصادی در کشورها به خصوص کشورهای در حال توسعه که قسمت اعظم درآمدشان از محل تولیدات کشاورزی، جنگلداری، دامپروری و منابع طبیعی است، می گردد. همچنین این آلودگی‏ها موجب تحمیل هزینه‏های اجتماعی و هزینه‏هایی برای جبران خسارات محیط‏زیستی به اقتصاد کشورها می شود.

از این رو  "آلودگی اقتصادی " بر      رفاه انسان تاثیر می گذارد. ادامه چنین روندی علاوه بر کاهش میزان رفاه افراد جامعه‏ بقا نسل آینده را با مخاطرات شدیدی مواجه و فرایند توسعه یافتگی را با مخاطره رو به رو خواهد کرد.( 7)

در این راستا بهبود در کیفیت سرمایه انسانی، عامل کار را ماهرتر، کارآزموده‏تر و تواناتر می‏سازد. از این رو سبب پر شدن شکاف تکنولو‍‍‍‍‍ژی، کاهش نقش مزیت نسبی طبیعی، افزایش مزیت نسبی اکتسابی و عامل موثر در رشد اقتصادی و بهبود کیفیت محیط‏زیست می‏گردد. نیروی کار دانش آموخته (سرمایه انسانی) می‏تواند با توجه به ملاحظات محیط‏زیست به بهبود کیفیت کالا کمک کند آن دسته از نیروی کاری که از سطح دانش و آموزش بیشتری برخوردارند، قادرند در چرخه تولید پویایی و تحول تکنولوژیکی ایجاد کرده، سبب افزایش ظرفیت تولید با رعایت مسایل محیط‏زیستی گردند.گروسمن (1995) براساس تئوری ریبژینسکی[8]، تشریح می‏کند تجمع سرمایه انسانی سبب رشد صنایع پاک و در نتیجه کاهش آلودگی می‏گردد در حالی که رشد سرمایه‏های فیزیکی صنایع آلاینده را افزایش داده و به افزایش آلودگی دامن می‏زند.کشورها در مراحل اولیه توسعه اقتصادی از طریق تجمع سرمایه فیزیکی رشد می‏کنند و در مراحل بعدی توسعه به وسیله نیروی انسانی کار آمد به رشد خود ادامه می‏دهند.  بنابراین با تجمع سرمایه در مراحل اولیه‏ی توسعه اقتصادی، آلودگی افزایش می‏یابد و با رشد درآمد سرانه و حرکت اقتصاد از بخش صنعتی به خدماتی و استفاده از نیروی انسانی به جای سرمایه، آلودگی کاهش می‏یابد. (8)

سابقه پژوهش

آئر (٢٠١٥)[9] در مطالعه‏ای تحت عنوان “ سرمایه انسانی و اثرات پویای تجارت ” به بررسی ارتباط میان سرمایه انسانی و تجارت پرداخت. مدل براساس کارگرانی ارایه گردیده که تصمیم به آموزش گرفته‏اند. آموزش کارگران نوعی سرمایه‏گذاری محسوب می‏شود. در جهان امروز تفاوت میان کشورها در افزایش مهارت نیروی کار، تکنولوژی و آموزش می‏باشد که می‏تواند در افزایش سطح رفاه کشورها موثر باشد. این دستاوردها سبب افزایش تجارت و ثروتمند شدن کشورها می‏شود. آزاد سازی تجارت در اثر افزایش ورود تکنولوژی ، منجر به عرضه نیروی کار ماهر می گردد. (9)

لن و منرو (٢٠١٣)[10] در مطالعه‏ای تحت عنوان " ارتباط محیط‏زیست و سرمایه انسانی " با استفاده از مجموعه داده های شرکت‏های صنعتی چین به بررسی اثرات خارجی و داخلی سرمایه انسانی در عملکرد محیط‏زیست این کشور پرداختند. نتایج نشان می‏دهد که شرکت‏ها مجبور به ایجاد قوانینی در جهت حفاظت بیشتر محیط‏زیست هستند تا کیفیت محیط‏زیست را با ارتقای آموزش سرمایه انسانی بهبود بخشند. در این مقاله از انتشار co2 به عنوان شاخص کیفیت محیط‏زیست و از نیروی کار با تحصیلات متفاوت استفاده شده است.(10)

مرتس تیونگکو[11] (2013)در مطالعه‏ای تحت عنوان "چرا زنان در آموزش و پرورش پیشرو هستند؟ "به بررسی  نابرابری جنسیتی در سرمایه انسانی، بازار کار و تنظیم خانواده در فیلیپین پرداخت. نتایج نشان دهنده نقش بیشتر زنان در جامعه است. نابرابری جنسیتی در جامعه می تواند تضعیف شود اگر سطح درآمد خانوارها با حضور پررنگ تر زنان در کسب درآمد  افزایش یابد.(11)

لیتائو، الکساندر (2010)[12] در مطالعه‏ای تحت عنوان " فساد و منحنی کوزنتس" در سطوح مختلف توسعه کشورها   با درجه‏های مختلفی از فساد با استفاده از داده‏های پانل نشان می دهد که چگونه فساد، سطح درآمد را در نقطه عطف ارتباط بین انتشار گاز  منو اکسید گوگرد و درآمد تحت تاثیر قرار می دهد. نتایج به دست آمده، فرضیه کوزنتس را برای این آلاینده تائید می‏کند. در این مطالعه شواهد مختلفی از کشورها وجود دارد که نشان می‏دهد در یک کشور با درجه بالاتری از فساد، حتی با درآمد سرانه بالا، آلودگی بیشتری وجود دارد. یافته‏های اصلی این مقاله اثرات مثبت فساد بر میزان انتشار آلاینده منو اکسید گوگرد در گروه کشورهای غنی و فقیر را مورد تایید قرار داده است. (12)

ابدولای و رامکی (2009)[13] در مطالعه‏ای به بررسی تجربی تاثیر تجارت و رشد اقتصادی بر محیط‏زیست  پرداختند. این مقاله همبستگی‏ بین رشد اقتصادی، تجارت بین‏الملل و محیط‏زیست را در دوره زمانی 1980- 2003 بررسی نموده‏است. نتایج نشان می دهد که تجارت آزاد برای توسعه پایدار در کشورهای ثروتمند مفید و در کشورهای فقیر مضرّ می­باشد. کشورهای در حال توسعه معمولاً ظرفیت نهادی برای تنظیم سیاست‏های محیط‏زیستی مناسب را ندارند.  این در حالی است که کشورهای توسعه یافته که در تخریب محیط‏زیست پیش قدم بوده‏اند از کشورهای در حال توسعه یاری می طلبند.(13)

هارمان، سرجان (2008)[14]، در مطالعه ای تحت عنوان "رابطه بین حکمرانی خوب و محیط زیست"  به بررسی اصول حکمرانی خوب و بیان شواهد تجربی در زمینه‏ی تاثیرات حکمرانی خوب درتصمیم گیری درست محیط‏زیستی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که طیف گسترده‏ای از ابزارها و روش‏ها برای حمایت از محیط‏زیست وجود دارند که می‏توانند به کار گرفته شوند، اما برای موثر بودن و کمک به سازگاری با توسعه محیط‏زیست، باید با اصول حکمرانی خوب ترکیب شوند، مشاهدات بانک جهانی نشان می دهد که برخلاف تصورات رایج، استانداردهای بالای محیط‏زیست در کشورهای صنعتی، سبب کاهش رقابت‏های بین‏المللی‏ نشده است.(14)

موریتا و دروود (2007)[15] در مطالعه‏ای تحت عنوان " حاکمیت قانون، حکمرانی خوب و توسعه پایدار" به بررسی رابطه بین حاکمیت قانون، حکمرانی خوب و توسعه پایدار پرداختند. این مطالعه‏ تلاش‏های انجام شده توسط سازمان‏های مختلف برای ترویج حاکمیت قانون و حکمرانی خوب را توصیف کرده و نشان می‏دهد به منظور دستیابی به  توسعه پایدار، تقویت ، رعایت و اجرای قانون مورد نیاز است. در سال‏های اخیر طرح‏های زیادی در ترویج حاکمیت قانون و حکمرانی خوب در سراسر جهان توسط نهادهای مختلف انجام شده است و پیشرفت‏های قابل توجهی حاصل شده‏است. با وجود این تلاش‏ها و تعداد فزاینده‏ای از قوانین و مقررات ، کیفیت محیط‏زیست و بهداشت عمومی سیر نزولی داشته است. این مطالعه‏ بخش قابل توجهی از این شکست  را  به دلیل عدم اجرای قانون و یا عدم تطابق  قانون اجرا شده با قوانین موجود (وضع شده) می داند. با تلاش و تقویت تمرکز بر اجرای قانون می‏توان بر این مشکلات غلبه کرد.(15)

پدرو موتا[16] و جوآو دیاس[17] (2006) در مطالعه ای به آزمون فرضیه کوزنتس در اقتصادهای باز و روند انتشار CO2  سرانه دراین گروه کشورها در دوره زمانی 1970 - 2000   پرداختند  و ارتباط میان توسعه اقتصادی و انتشار CO2   را با  استفاده از اطلاعات آماری در کشورهای پرتغال، استرالیا، ژاپن بررسی نمودند. نتایج این پژوهش در کشور پرتغال یک رابطه خطی میان انتشار CO2  و درآمد را  نشان می‏دهد  . در حالی که در ژاپن و استرالیا یک رابطه درجه سه را میان انتشارCO2  و درآمد  نشان می‏دهد.(16)

کوپلند (2004)[18] در مطالعه‏ای تحت عنوان " رشد، تجارت و محیط‏زیست" تشریح نمود که شدت نشر آلودگی می‎‏‏تواند تحت تاثیر اثر سیاسی یعنی قوانین و الزامات محیط‏زیستی که توسط دولت‏ها اعمال می‏شود، قرار گیرد. در سطوح پایین فعالیت های اقتصادی، قوانین مبارزه با آلودگی تقریباً غیرکارا می‏باشند و اثر کمی در کاهش آلودگی دارند. چراکه تنظیم یک سیستم قانونمند کاهش آلودگی نیازمند هزینه است. در سطوح پایین درآمدی تمایل پرداخت هزینه کاهش آلودگی کمتر از مقدار تعیین شده‏است. در این حالت آلودگی همراه با رشد اقتصادی افزایش می‏یابد. اما در سطوح بالای درآمدی و بعد از رسیدن اقتصاد به یک آستانه درآمدی(طبق تقسیم بندی بانک جهانی، گروه کشورهای درآمد بالا)، شدت نشر آلودگی کاهش می‏یابد در این گروه کشورها سیاست‏های مبارزه با آلودگی به اجرا درآمده و یا تشدید شده‏اند. بنابراین انتظار می‏رود همراه با رشد اقتصادی و افزایش درآمد، شدت انتشار آلودگی به علت  وضع و اجرای قوانین محیط‏زیستی کاهش یابد.(17)

شهبازی و همکاران (1394) در مطالعه ای بر روی دبیران مقطع راهنمایی از طریق نمونه گیری و ارائه پرسش نامه و جمع آوری نظرات آنها در مورد ارتباط نقش رسانه های جمعی و آموزش مسائل محیط زیست دریافتند که تأثیر آموزش رسانه‌ای بر آگاه ســـازی وقایــــع محیط‏زیست و عملکرد و رفتار دانش‌آمــوزان به حفظ محیط زیست  مهم می باشد. یافته های این مطالعه  با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است.. تاثیر آموزش رسانه ای بر آگاه ســـازی وقایــــع محیط‏زیست و عملکرد و رفتار دانش‌آمــوزان به حفظ محیط زیست  بیش از 70% می باشد. (18).

آماده و همکاران (1391) به بررسی ارتباط میان اندازه دولت و کیفیت محیط‏زیست پرداختند. در این  مطالعه‏ با ارایه یک الگوی مفهومی در زمینه عوامل مؤثر بر کیفیت محیط‏زیست و آزمون تجربی آن از طریق روش‌های اقتصادسنجی با استفاده از داده­های کشورهای OECD و کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) ارتباط میان اندازه دولت و کیفیت محیط‏زیست مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج دردوره زمانی 1995-2008  نشان می‏دهد که  اندازه دولت اثر مثبت و کیفیت دولت اثر منفی بر انتشار آلاینده دی اکسید کربن دارد. این نتیجه نشان می‌دهد علاوه بر متغیرهای شناخته شده مؤثر بر انتشار آلاینده‌ها، دولت­ها از طریق بوروکراسی، فساد و بزرگ شدن اندازه­شان می­توانند نقش مؤثری در کیفیت محیط‏زیست داشته باشند. (19)

اشرفی پور(1391) در مطالعه‏ای تحت عنوان "بررسی اثر حکمرانی خوب بر کیفیت محیط‏زیست در کشورهای در حال- توسعه" تلاش کرده است تا اثر شاخص‏های حکمرانی خوب، تولید ناخالص ملی، رشد تکنولوژی و شاخص بهبود وضعیت تحصیلات را بر میزان انتشار  co2یکی از مهم‏ترین آلاینده‏های هوا به عنوان شاخص کیفیت  محیط‏زیست  در 30 کشور منتخب در حال توسعه، از جمله ایران آزمون کند. همچنین در این مطالعه، برای دستیابی به نتایج بهتر و افزایش قدرت مقایسه در نتایج حاصل شده، آزمونی مشابه در مورد 30 کشور عضو OECD نیز در دوره زمانی 2008-1996 انجام شده است. مدل استفاده شده در این مطالعه برگرفته از مطالعه گروسمن و کروگر(1992)  با انجام تعدیلاتی می‏باشد. نتایج نشان می‏دهد که در هر دو گروه از کشورها علی‏رغم تاثیر مثبت رشد اقتصادی (افزایش تولید ناخالص ملی) بر میزان آلاینده CO2، ارتقای سطح تکنولوژی در کاهش آلاینده دی اکسیدکربن در هر دو گروه کشورها موثر بوده در صورتی که شاخص سطح سواد در کشورهای OECD در کاهش آلودگی مثبت و معنی‏دار ولی در کشورهای در حال توسعه منتخب، بدون معنا می‏باشد. نتایج بررسی تاثیر شش شاخص حکمرانی خوب شامل حق اظهار نظرو پاسخ‏گویی، ثبات سیاسی، حاکمیت قانون، کیفیت مقررات، کنترل فساد و اثربخشی دولت، بر CO2، در دو گروه کشورهای منتخب نشان می‏دهد که بهبود شاخص‏های حکمرانی شکاف بین مردم و دولت را در مورد مسایل محیط‏زیست کاهش داده و اثر دو شاخص حق اظهار نظرو پاسخگویی و حاکمیت قانون در کم کردن شکاف و در نتیجه کاهش آلاینده‏های هوا از سایر شاخص های حکمرانی بیشتر می باشد.(20)

علوی مقدم و همکاران (1391) هدف از مطالعه خود را، بررسی آماری آگاهی‏ دانشجویان ، نوع نگرش آنان به مسایل و مشکلات مربوط به محیط‏زیست و همچنین میزان پایبندی آنان در عمل به دانسته‏های خودتببین نمودند. بدین‏منظور، پرسشنامه‏ای طراحی و بین 75 دانشجو به روش تصادفی توزیع گردیده است که از این تعداد 70 پرسشنامه تکمیل شده توسط شرکت کنندگان عودت داده شد. در این مطالعه مشخص گردید که مشکلات مربوط به مسایل محیط زیست در اولویت آخر دانشجویان قرار دارد. همچنین میزان اطلاعات دانشجویان دانشگاه صنعتی- امیرکبیر به طور متوسط کمتر از 50% می‏باشد که در این میان میزان پاسخگویی به سوالات مربوط به موضوع محیط زیست در بین دانشجویان دانشکده مهندسی مکانیک از دانشجویان سایر دانشکده‏های منتخب بیشتر بوده است. با توجه به نتایج این مطالعه پیشنهاد می شود تا یک برنامه جامع و کامل به منظور ارتقای جایگاه فرهنگ محیط زیست در برنامه ریزی درسی دانشگاه های کشور تدوین گردد.(21)

اصغری و همکاران (1390) در مطالعه‏ای تحت عنوان "نقش منابع رشد اقتصادی بر کیفیت محیط زیست" در سه منطقه مختلف به بررسی نقش منابع رشد مانند تجارت و سرمایه گذاری مستقیم خارجی(FDI) بر کیفیت محیط‏زیست در بلوک‏های منطقه‏ای کشورهای منتخب خلیج فارس، اتحادیه اروپا و کشورهای شمال- جنوب پرداختند. نتایج با استفاده از روش پانل دیتا در دوره زمانی 2009-1980 نشان می دهد که در کشورهای منتخب اتحادیه اروپا، تجارت و سرمایه گذاری مستقیم خارجی (هر دو عامل  رشد) سبب افزایش کیفیت محیط‏زیست شده‏است. اما در حوزه کشورهای خلیج فارس سرمایه‏گذاری مستقیم خارجی سبب افزایش آلودگی گردیده است. این موضوع نشان می دهد که کشورهای خلیج فارس، بیشتر در تولیدات کثیف، جذب سرمایه گذاری داشته‏اند. بنابراین، در آینده، سیاست‏مداران باید برای جذب سرمایه گذاری خارجی بر تولیدات سبز تلاش کنند .(22)

حاج حسینی و همکاران (1389) به  نیازسنجی و تعیین اولویت‏های آموزشی دانش آموزان مقطع متوسطه در زمینه محیط زیست پرداختند. بدین منظور نظرسنجی‏های لازم در میان دانش آموزان مقطع متوسطه چهار منطقه از مناطق آموزش و پرورش شهر تهران، که به‏طور تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. دانش‏آموزانی که مورد نظرسنجی قرار گرفتند57% تعداد دانش‏آموزان هر منطقه را تشکیل می‏دهند. بدین ترتیب 516 دانش آموز موردنظر‏سنجی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل توصیفی و استنباطی نشان می‏دهد که دانش آموزان مقطع متوسطه وضعیت موجود آموزش محیط زیست را در جهت ایجاد حساسیت ناکارآمد تشخیص داده

و وضعیت موجود برنامه آموزش محیط زیست را پاسخگوی نیازهای مقطع سنی دانش آموزان مقطع متوسطه تشخیص نمی دهند و ایجاد تغییر در برنامه های آموزشی را ضروری می‏دانند. همچنین  با افزایش سن، آگاهی و علاقه به محافظت از محیط زیست افزایش می‏ یابد.( 23)

جوانمرد و محمدیان (1388) درمطالعه‏ای تحت عنوان "شاخص‏های موثر در سنجش سرمایه انسانی" به بررسی شاخص های موثر در سرمایه انسانی و در نهایت دسته بندی این  شاخص‏ها پرداختند. آنها با استفاده از تحلیل عاملی، شاخص های  موثردرسنجش سرمایه انسانی را مشخص نمودند . نتایج نشان می‏دهد شاخص‏های موثر بر سرمایه انسانی به ترتیب اهمیت و میزان تاثیر قابلیت رهبری و دانش مدیران، شایستگی کارکنان، توانمندی کارکنان، دانش شغلی کارکنان می باشند. (24)

دیبایی و لاهیجانیان (1388) به بررسی برنامه‏های درسی مقطع راهنمایی با تأکید بر آموزش موضوعات حفاظت از  محیط زیست پرداختند. در کتب درسی مقطع راهنمایی تحصیلی به چه میزان به مفاهیم منتخب و مرتبط با حفاظت از محیط‏زیست مانند آلودگی محیط‏زیست، آلودگی آب و هوا، انواع آلاینده ها، عوامل بیماری‏زا، آلودگی خاک توجه شده است. نتایج نشان می دهد که کتاب علوم موثر ترین منبع برای ارائه مطالب مربوط به محیط زیست است. در مدارس برای آموزش موضوعات محیط زیست از کلاس فوق برنامه استفاده نمی شود و سازمان حفاظت از محیط زیست در امر آموزش در دوره راهنمایی مشارکت ندارد. همچنین در انتخاب محتوای کتب در ارتباط با محیط زیست از کشورهای دیگر الگوبرداری نمی شود و ضرورتی برای افزودن درس مستقل برای آموزش موضوعات محیط زیست احساس نمی گردد.(25)

پژویان و مرادحاصل(1386) به بررسی اثر رشد اقتصادی بر آلودگی هوا در قالب فرضیه کوزنتس در67 کشور (شامل ایران) در دوره زمانی 2002-1991پرداختند. در این مطالعه‏ به منظور برآورد ارتباط میان رشد اقتصادی و تخریب محیط زیست از مدل گروسمن و کروگر با تعدیلاتی استفاده شده است و اثر رشد اقتصادی، جمعیت شهری، قوانین محیط‏زیست، تعداد خودرو و درجه باز بودن اقتصاد بر میزان آلودگی هوا مورد بررسی قرار گرفته است . نتایج نشان می دهد که ارتباط میان رشد اقتصادی و میزان تخریب محیط‏زیست، U وارونه می باشد که حاکی از برقراری فرضیه کوزنتس در گروه کشورهای منتخب می باشد.(26)

تصریح مدل و برآورد

در این مقاله با استفاده از مطالعات لن و منرو[19] (2013) برای بررسی میزان تاثیرگذاری سرمایه انسانی برکیفیت محیط‏زیست در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط در دوره زمانی 2013-1998   با تعدیلاتی از معادله (1) استفاده شده است.

(1)

 

 

در این معادله Co2[20] انتشار دی اکسید کربن به عنوان شاخص کیفیت محیط زیست، [21] SCHOOL  نرخ ثبت‏نام در مقطع متوسطه به عنوان شاخص سرمایه انسانی،   Fs [22] تعداد خطوط تلفن همراه به ازای هر صدنفر به عنوان شاخص فناوری اطلاعات وارتباطات ، [23] GDPCONLCU تولید ناخالص داخلی واقعی ،[24] LGSIZECOLCU لگاریتم اندازه دولت، LOPENCONLCU  لگاریتم درجه باز بودن اقتصاد ،U جمله خطای معادله وi،t نشان­­دهنده کشور و زمان می­­باشند. به منظور تخمین معادله(1) ابتدا لازم است تا نوع روش تخمین  جهت نوع خاص داده­های پانل تعیین شود. بنابراین ابتدا برای تعیین وجود(عدم وجود) عرض از مبدأ جداگانه برای هریک از کشورهای از آماره  F استفاده شد. با توجه به میزان آماره F محاسبه شده در جدول (1) فرضیه صفر آزمون مبنی بر استفاده از روش حداقل مربعات معمولی رد می­شود. در نتیجه رگرسیون مقید (حداقل مربعات معمولی) دارای اعتبار نمی­باشد و باید عرض از مبدأهای مختلفی(روش اثرات ثابت یا تصادفی) را در مدل لحاظ نمود. سپس برای آزمون این که مدل با بهره­گیری از روش اثرات ثابت یا تصادفی برآورد گردد، از آزمون هاسمن استفاده شد. این آزمون با نرم افزار EVEIWS 8 انجام گرفت. با توجه به میزان آماره  به دست آمده از انجام محاسبات برای این رگرسیون درجدول (1) فرضیه صفر مبنی بر استفاده از روش تصادفی رد می­شود. از این رو اثرات ثابت برای تخمین مدل تایید می گردد که نتایج مربوط به آن­ در جدول (1)     آمده  است. علاوه بر تخمین مدل با استفاده از تخمین زن­ اثرات ثابت ، مدل تجربی در این مقاله با استفاده از برآوردگر گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) و با تکیه بر مدل پانل پویا تخمین زده شده است. نتایج برآورد معادله (1) با استفاده از برآوردگر گشتاورهای تعمیم یافته در گروه کشورهای منتخب در جدول (1) آمده  است.

 

 

جدول 1- نتایج برآورد تأثیر سرمایه انسانی برکیفیت محیط زیست در گروه کشورهای منتخب درآمد متوسط در دوره زمانی 2013-1998

 (متغیر وابسته: Co2)

روش اثرات ثابت

روش گشتاورهای تعمیم یافته

متغیرهای توضیحی

ضرایب

 

 

ضرایب

 

SCHOOL

001193/0-

(0000/0)

001484/0-

(0000/0)

Fs

0.003117-

(0000/0)

001165/0-

(0001/0)

LGSIZECOLCU

 

102165/0

(0000/0)

049793/0

(0000/0)

GDPCONLCU

16-E07/5-

(0000/0)

16-E89/2-

(0504/0)

LOPENCONLCU

075507/0-

(0000/0)

016061/0-

(0065/0)

C

556484/0

(0000/0)

-

Co2 (-1)

-

592797/0

(0000/0)

R2

982885/0

-

D-W

034473/1

-

Ftest

366997/137 = (343,37)F

(٠٠٠٠/٠)p-value =

-

Htest

803682/1065 = (37)CHISQ

(٠٠٠٠/٠)p-value =

-

J-Statistic

-

82817/32

منبع: یافته های پژوهش

 

 

بحث و نتیجه­گیری

 

نتایج حاصل از برآورد معادله (1) در گروه کشورهای منتخب  درآمد متوسط به روش اثرات ثابت و گشتاورهای تعمیم یافته در دوره زمانی 2013-1998 در جـدول (1) نشان می­دهد:

  • میزان ثبت نام در مقطع متوسطه به عنوان شاخص سرمایه انسانی تاثیر  منفی و معناداری برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط‏زیست دارد. بنابراین فرضیه مربوط به ارتباط منفی ومعنادار میان سرمایه انسانی و انتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط‏زیست در گروه کشورهای منتخب را نمی­توان رد کرد. میزان آگاهی شهروندان و التزام آنها به رعایت ملاحظات محیط‏زیستی می‏تواند به عنوان یک ابزار کنترلی در حوزه انتشار آلودگی به حساب آید. اصولاً درجوامعی که مردم از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار می باشند و نگرانی بیشتری نسبت به خطرهای محیط‏زیست و عواقب آن دارند، آلودگی کمتر است .
  • تعداد خطوط تلفن همراه به ازای هر صد نفر         به عنوان شاخص فناوری اطلاعات و ارتباطات      تأثیر منفی و معناداری برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط زیست دارد.
  • لگاریتم درجه باز بودن اقتصاد تاثیر  منفی و معناداری برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان‏دهنده کیفیت محیط‏زیست دارد. سیاست توسعه آزادی اقتصادی با ایجاد تقسیم کار و استفاده از مزیت ها، ظرفیت بهره برداری بیشتر در صنایع، افزایش در نرخ تشکیل سرمایه و تغییر تکنولوژی،  ایجاد رقابت در بازارهای بین المللی منجر به بازدهی کل عوامل تولید در سطحی بالاتر می شود و در نتیجه بر رشد اقتصادی وکیفیت محیط زیست تاثیرگذار است.
  • تولید ناخالص داخلی واقعی تاثیر منفی و معناداری برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط زیست، درگروه کشورهای منتخب دارد.  اصل تعادل مواد نشان می دهد که مواد اولیه و انرژی، متناسب با فعالیت های اقتصادی مصرف می شوند و لذا رشد اقتصادی به طور اجتناب ناپذیری سبب ظهور آسیب های محیط‏زیستی می گردد. نظریه دیگری که در تکامل این نظریه وجود دارد و مورد قبول بانک جهانی و کشورهای بسیاری نیز  می باشد، این است  که رشد اقتصادی به جای تهدید محیط زیست می تواند به بهبود کیفیت آن کمک کند. به عبارت دیگر به تدریج که رشد اقتصادی سبب افزایش کالاها و خدمات می گردد، انگیزه های حمایت از محیط زیست نیز اهمیت بیشتری می‏یابد.
  • لگاریتم اندازه واقعی دولت تاثیر مثبت و معناداری برانتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط زیست، درگروه کشورهای منتخب دارد. با بزرگ شدن اندازه دولت ( افزایش تعداد کارمندان و ارگان های دولتی)، آلودگی محیط زیست افزایش می‏یابد.
  • مقدار ضریب تعیین در معادلات نشان می دهد که بیش از نود درصد از تغییرات انتشار co2 به عنوان شاخص نشان دهنده کیفیت محیط زیست در گروه کشورهای منتخب درآمد توسط متغیرهای مستقل مدل توضیح داده شده  است.
  • آماره آزمون سارگان[25]که از توزیع  با درجات آزادی برابر با تعداد محدودیت های بیش از حد مشخص برخوردار است، فرضیه صفر مبنی بر همبسته بودن پسماندها با متغیرهای ابزاری را رد می کند. بر اساس نتایج حاصل از این آزمون متغیرهای ابزاری به کار گرفته شده در تخمین مدل از اعتبار لازم برخوردارهستند. در نتیجه اعتبار نتایج جهت تفسیر تأئید می شوند.

با توجه به نتایج حاصل ازاین مقاله پیشنهادهای زیر ارایه می گردد.

  • کاهش حجم و اندازه دولت و ایجاد شرایط لازم برای مشارکت بیشتر بخش غیر دولتی.
  • افزایش آگاهی‏های عمومی اقشار مختلف مردم و کلیه سطوح تحصیلی در پیشگیری از آلودگی های محیط‏زیست و تقویت حس مسؤولیت پذیری در حفاظت از محیط زیست و نهایتاً تبلور فرهنگ حمایت از محیط زیست در اقشار مختلف جامعه.
  • گسترش اطلاعات و آگاهی‏های مسؤولین و مردم در مورد موضوعات مربوط به حفاظت ‌محیط‏زیست، به منظور ایجاد تعامل  دو جانبه و تلاش دولت در جهت افزایش سطح سواد عمومی.

منابع

  1. حسنعلی زاده صابر،سعادت مهدی(1390)،مدیریت منابع انسانی،پایگاه مقالات علمی مدیریت.
  2. Beckerman, W. (1992). "Economic Growth and the Environment: Whose Growth? Whose Environment?" World Development 1992, 20, 481-496.
  3. Leslie A. Weatherly. (2003). Human Capital- the Elusive Asset Measuring and Managing Human Capital: A Strategic Imperative for HR.
  4. طیبی کمیل، شیخ بهایی، آزیتا،گوگردچیان احمد(1387)،تحلیلی بررشد اقتصادی در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی(OIC)با تاکیدبرتجارت و سرمایه انسانی،همایش اقتصاد اسلامی و توسعه.
  5. موسویان، سید ابوالحسن(1388).بررسی نقش سامانه های حمل و نقل در آلایندگی زیست محیطی. همایش ملی انسان محیط زیست و توسعه پایدار باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان.
  6. Anand,S. & Sen, A. (2000), "Human Development and Economic Sustainability",World Development, Vol. 28, No. 12
  7. Johnsson,t.(2001), "The interactions between economic growth and environment quality:A comparision of theTVA region with the united state as a whole" ,TVA Rural studies programs,staff, 64, pp.1-8
  8. محمدی ، حسین . سخی ، فاطمه .(1392) ، "تاثیر تجارت ، سرمایه گذاری خارجی و توسعه انسانی بر شاخص عملکرد محیط زیست " ، فصلنامه سیاست های راهبردی و کلان ، سال یکم ، شماره سوم ، صفحات 55- 75.
  9. Raphael A. Auer,(2015), “Human capital and the dynamic effects of trade “,Journal of Development Economics, Volume 117, Pages 107-118
  10. Jing lan and Alistair Munro, (2013) ,” Environmental compliance and human capital: Evidence from Chinese industrial firms” Resource and Energy Economics T534–557.
  11. Futoshi Yamauchi, Marites Tiongco,(2013)," Environmental compliance and human capital: Evidence from Chinese industrial firms", Economics of Education Review, Volume 32, Pages 196–206.
  12. Alexandra Leitão (2010). Analysis Corruption and the environmental Kuznets Curve: Empirical evidence for sulfur, UniversidadeCatólica Portuguesa, Centro Regional do Porto, Faculdade de Economia e Gestão, RuaDiogoBotelho, 1327, 4169-005 Porto, Portugal.
  13. Abdulai, A. and Ramcke, L. (2009), “The Impact of Trade and Economic Growth on the Environment: Revisiting the Cross-Country Evidence”, Kiel Working Paper No. 1491
  14. Harman، Sirjohn (2008),”The Relationship between Good Governance and Enviromental Compliance and Enforcement” Seventh International conference on Enviromental Compliance and Enforcement.
  15. Morita, Sachikoi and Zaelke, Durwood (2007), International conference on Enviromental Compliance and Enforcement.
  16. Rui Pedro, M. & Joao, D, (2006), Determinants of CO2 Emissions in Open Economics Curve Hypothesis Munich Personal RePEc Archive.
  17. Copeland, B., Taylor, M.S., (2004) Trade, growth, and the environment. Journal of Economic Literature 42, 7–71.
  18. شهبازی، طیبه . شبیری، سیدمحمد . زندی، بهمن .(1394) ف "مطالعه نقش رسانه های اجتماعی در آموزش مسائل زیست محیطی از دیدگاه معلمان مدارس راهنمایی شهرستان سرپل ذهاب " ، علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره هفدهم، شماره دو.
  19. آماده، حمید. شاکری، عباس(1391) "بررسی رابطه بین اندازه دولت و کیفیت محیط زیست (مطالعه موردی کشورهای12- OECD و OIC )، مط العات اقتصادی کاربردی ایران - 1391 - دوره:  1 - شماره:  2 – صفحه 27-60.
  20. اشرفی پور، محمد، علی، (١٣٩٠)، "بررسی اثر حکمرانی خوب بر کیفیت زیست محیطی در کشورهای در حال توسعه" پایان نامه کارشناسی ارشد رشته توسعه اقتصادی و برنامه ریزی  دانشگاه آزاد اسلامی ،واحد فیروزکوه.
  21. علوی مقدم، سیدرضا . مکنوی، رضا . بابازاده ناصری، عطا . خانمحمدی هزاوه، محمدرضا . افتخاری یگانه ، یونس . (1391)، "ارزیابی آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر در خصوص محیط زیست"، علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره چهاردهم، شماره چهار.
  22. اصغری، مریم(1391). "نقش منابع رشد اقتصادی بر روی کیفیت محیط زیست"فصل نامه تحقیقات اقتصادی راه اندیشه،زمستان.
  23. حاج حسینی، حمیده .شبیری، سیدمحمد . فرج اللهی، مهران . "نیازسنجی و تعیین اولویت های آموزشی دانش آموزان مقطع متوسطه در زمینه محیط زیست و توسعه پایدار"، علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره دوازدهم،شماره1.
  24. جوانمردحبیب اله، محمدیان فاطمه،1388، "شاخص های موثر در سنجش سرمایه انسانی، پژوهش های مدیریت منابع انسانی : زمستان 1388 , دوره  2 , شماره١ (پیاپی 5) ;67-86 .
  25. دیبایی، شادی . لاهیجانیان، اکرم الملوک. (1388)، "بررسی برنامه های درسی مقطع راهنمایی با تاکید بر محورهای آموزش محیط زیست" ، علوم محیطی، سال ششم، شماره سوم.
  26. پژویان،جمشید و نیلوفر مرادحاصل (1386)، بررسی اثر رشد اقتصادی بر آلودگی هوا، فصلنامه پژوهش های اقتصادی، سال ششم، شماره4، صص 141-160.

 

 



1- استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فیروزکوه، گروه اقتصاد، فیروزکوه *( مسؤول مکاتبات).

2- دانشجوی دکتری ،گروه صنایع، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران.

[3]- Static Panel Data

[4]- Dynamic Panel Data

[5]-World Development Indicator.

[6]- Beckerman

[7]- Kuznets

[8]- Rybczynski Theorem

[9]- Raphael A. Auer

[10]- Jing lan and Alistair Munro

[11]- Marites Tiongco

[12]- Alexandra Leitão.

[13]- Abdulai and Ramcke.

[14]- Harman، Sirjohn.

[15]- Morita, Sachikoi and Zaelke, Durwood

[16]- Rui Pedro Mota.

[17]- Joao Dias.

[18]- Copeland.

[19]- Jing lan and Alistair Munro

[20]- CO2 emissions (kg per 2011 PPP $ of GDP)

[21]- School enrollment, secondary (% gross)

[22]- Fixed  telephone subscriptions (per 100 people)

[23]- GDP (constant LCU)

[24]- open economy

[25]- Sargan Test

  1. حسنعلی زاده صابر،سعادت مهدی(1390)،مدیریت منابع انسانی،پایگاه مقالات علمی مدیریت.
  2. Beckerman, W. (1992). "Economic Growth and the Environment: Whose Growth? Whose Environment?" World Development 1992, 20, 481-496.
  3. Leslie A. Weatherly. (2003). Human Capital- the Elusive Asset Measuring and Managing Human Capital: A Strategic Imperative for HR.
  4. طیبی کمیل، شیخ بهایی، آزیتا،گوگردچیان احمد(1387)،تحلیلی بررشد اقتصادی در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی(OIC)با تاکیدبرتجارت و سرمایه انسانی،همایش اقتصاد اسلامی و توسعه.
  5. موسویان، سید ابوالحسن(1388).بررسی نقش سامانه های حمل و نقل در آلایندگی زیست محیطی. همایش ملی انسان محیط زیست و توسعه پایدار باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان.
  6. Anand,S. & Sen, A. (2000), "Human Development and Economic Sustainability",World Development, Vol. 28, No. 12
  7. Johnsson,t.(2001), "The interactions between economic growth and environment quality:A comparision of theTVA region with the united state as a whole" ,TVA Rural studies programs,staff, 64, pp.1-8
  8. محمدی ، حسین . سخی ، فاطمه .(1392) ، "تاثیر تجارت ، سرمایه گذاری خارجی و توسعه انسانی بر شاخص عملکرد محیط زیست " ، فصلنامه سیاست های راهبردی و کلان ، سال یکم ، شماره سوم ، صفحات 55- 75.
  9. Raphael A. Auer,(2015), “Human capital and the dynamic effects of trade “,Journal of Development Economics, Volume 117, Pages 107-118
  10. Jing lan and Alistair Munro, (2013) ,” Environmental compliance and human capital: Evidence from Chinese industrial firms” Resource and Energy Economics T534–557.
  11. Futoshi Yamauchi, Marites Tiongco,(2013)," Environmental compliance and human capital: Evidence from Chinese industrial firms", Economics of Education Review, Volume 32, Pages 196–206.
  12. Alexandra Leitão (2010). Analysis Corruption and the environmental Kuznets Curve: Empirical evidence for sulfur, UniversidadeCatólica Portuguesa, Centro Regional do Porto, Faculdade de Economia e Gestão, RuaDiogoBotelho, 1327, 4169-005 Porto, Portugal.
  13. Abdulai, A. and Ramcke, L. (2009), “The Impact of Trade and Economic Growth on the Environment: Revisiting the Cross-Country Evidence”, Kiel Working Paper No. 1491
  14. Harman، Sirjohn (2008),”The Relationship between Good Governance and Enviromental Compliance and Enforcement” Seventh International conference on Enviromental Compliance and Enforcement.
  15. Morita, Sachikoi and Zaelke, Durwood (2007), International conference on Enviromental Compliance and Enforcement.
  16. Rui Pedro, M. & Joao, D, (2006), Determinants of CO2 Emissions in Open Economics Curve Hypothesis Munich Personal RePEc Archive.
  17. Copeland, B., Taylor, M.S., (2004) Trade, growth, and the environment. Journal of Economic Literature 42, 7–71.
  18. شهبازی، طیبه . شبیری، سیدمحمد . زندی، بهمن .(1394) ف "مطالعه نقش رسانه های اجتماعی در آموزش مسائل زیست محیطی از دیدگاه معلمان مدارس راهنمایی شهرستان سرپل ذهاب " ، علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره هفدهم، شماره دو.
  19. آماده، حمید. شاکری، عباس(1391) "بررسی رابطه بین اندازه دولت و کیفیت محیط زیست (مطالعه موردی کشورهای12- OECD و OIC )، مط العات اقتصادی کاربردی ایران - 1391 - دوره:  1 - شماره:  2 – صفحه 27-60.
  20. اشرفی پور، محمد، علی، (١٣٩٠)، "بررسی اثر حکمرانی خوب بر کیفیت زیست محیطی در کشورهای در حال توسعه" پایان نامه کارشناسی ارشد رشته توسعه اقتصادی و برنامه ریزی  دانشگاه آزاد اسلامی ،واحد فیروزکوه.
  21. علوی مقدم، سیدرضا . مکنوی، رضا . بابازاده ناصری، عطا . خانمحمدی هزاوه، محمدرضا . افتخاری یگانه ، یونس . (1391)، "ارزیابی آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر در خصوص محیط زیست"، علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره چهاردهم، شماره چهار.
  22. اصغری، مریم(1391). "نقش منابع رشد اقتصادی بر روی کیفیت محیط زیست"فصل نامه تحقیقات اقتصادی راه اندیشه،زمستان.
  23. حاج حسینی، حمیده .شبیری، سیدمحمد . فرج اللهی، مهران . "نیازسنجی و تعیین اولویت های آموزشی دانش آموزان مقطع متوسطه در زمینه محیط زیست و توسعه پایدار"، علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره دوازدهم،شماره1.
  24. جوانمردحبیب اله، محمدیان فاطمه،1388، "شاخص های موثر در سنجش سرمایه انسانی، پژوهش های مدیریت منابع انسانی : زمستان 1388 , دوره  2 , شماره١ (پیاپی 5) ;67-86 .
  25. دیبایی، شادی . لاهیجانیان، اکرم الملوک. (1388)، "بررسی برنامه های درسی مقطع راهنمایی با تاکید بر محورهای آموزش محیط زیست" ، علوم محیطی، سال ششم، شماره سوم.
  26. پژویان،جمشید و نیلوفر مرادحاصل (1386)، بررسی اثر رشد اقتصادی بر آلودگی هوا، فصلنامه پژوهش های اقتصادی، سال ششم، شماره4، صص 141-160.